پس از زانو بغل کردنای بسیار و تو اشک غلت زدن و زار زدنای بسیار تر تا مرز تموم شدن آخرین قطره اشکی که میشد از تو وجودم پیدا کرد، اینو لمس کردم که من
"امروز قد کشیدم"
امروز بزرگ شدم، امروز دندون شیریهایی که خیلی وقته افتادن، دوباره افتادن.
دوباره
دوباره و دوباره
امروز جمله "بازی کردن و باختن، بهتر از کلا بازی نکردنه" رو با قوی ترین شامه ممکن بو کشیدم.
امروز من اشتباه کردم
اما اوه قشنگم، اوه:)))))))))))))
آخرین چیزی دستاش بتونه منو باوقار بشونه سرجام و ناامیدم کنه، تابوته
نظرت درباره یه بار دیگه بازی کردن چیه؟؟ متاسفم، نظرت اهمیتی نداره
من همین حالاش هم نیشخند زنان خمارم
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و اینگونه بر روی ابرهای تماما زلال، وجودم را رها خواهم کرد تا دگر نایی برای غم نماند.
و منی رو داریم که با خسته ترین بدن ممکن لم دادم اینجا
و عمیقا سعی میکنم خستگی رو بندازم رو بند ِ شادی، خشک بشه و دیگه حتی فکر من به سرش نزنه.
چطوره برگردیم؟؟
IsakIsak Danielson - Remember To Remember Me.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
n'oubliez pas de vous souvenir de moi:))))))))))))))))))))))))))))))))))
"مونلایت-
مگر نه من آنم که از لبخند گذشتم و دلخسته خنده ای دور از جسم شدم؟؟ خنده ای که نشانی از پریشانی در وج
وقتی میگم لبخند منظورم از این لبخندایی که میبینین نیستا، منظورم از این لبخنداییه که میگه:))))))))))))))
فلش بک؟؟ بیخییااللل فلش بک؟؟:)))))))
دوویدن تو رودخونه، آخ حتی لیز خوردن و قهقهه و جیغ ِ خوشحالی کشیدن ؟؟
تپه وای تپه، تپه ها؟ تپه های دشت یا تپه های آسمون؟؟
بغلشون میکنممم من، من بغلشون میکنم آخه:)))))))