عزیزِ دور ، اونا که اهمیتی ندارن ، بیا باهم به انگشت پامون بگیریم و اهمیت ندیم ، مگه اهمیت ندادن چشه؟ حداقلش اینه که میتونیم با ارامش بشینیم لب یه رود و آبشم گل نکنیم
میتونیم بریم جنگل بین درختا گم بشیم ، میتونیم بریم یه دشت کل بعد از ظهر اسمون آبیشو نگاه کنیم ، میتونیم ستاره های کویرو نگاه کنیم اگه گیتارم بیاری که چه بهتر باهم میخونیم و دور آتیش میشینیم مارشمالو کباب میکنیم
میتونم ببرمت غواصی زیر دریا قول میدم حواسم هست غرق نشی ، میتونیم موتزارت پلی کنیم و برات کتاب بخونم ، میتونیم باهم یه تابلو آبستره سلولی که خیلی دوسش دارم بکشیم قول میدم اینم یادت بدم ، میتونیم بریم سینما و یه فیلم کلاسیک سیاه سفید ببینیم "ربکا" چطوره؟
میتونیم dernière danse ایندیلا رو پلی کنیم و دیوانه وار بچرخیم
همونطور که میبینی خیلی کارا داریم انجام بدیم فقط کاش انقدر عزیزِ دور نبودی.
Indila - T.me/BehMelodyTu Ne M’Entends Pas.mp3
زمان:
حجم:
8.1M
Ça n'veut rien dire
Oh non, puisque tu n'm'entends pas.
الان اینجا هوای خنک اول صبحه ، و صدای جیک جیک پرنده هام میاد و افتابم میتابه منتها فقط رنگ داره گرما نداره و بیخیال :)))))))) میشه زمان همینجا قفل بشه؟ یا حداقل آب و هوای امروز تو آب و هوای الان قفل بشه؟
گفتم باشه ، جدی جدی گفتم باشه ها
از اون باشه الکیا نه
باشهی واقعی ، حالا دیگه یا از فاز حسودی میاد بیرون یا از فاز حسودی میارمش بیرون ، حسود کوچولو
"مونلایت-
الان اینجا هوای خنک اول صبحه ، و صدای جیک جیک پرنده هام میاد و افتابم میتابه منتها فقط رنگ داره گرما
باورش سخته ولی جدی جدی هنوز هوا همونطوری مونده
"مونلایت-
باورش سخته ولی جدی جدی هنوز هوا همونطوری مونده
اخه شما آسمونو ببینید ، چطور توقع دارن من تو خونه بمونم واقعا؟
کی به بهانه خریدم که شده بالاخره داره میزنه بیرون که تاجایی که میتونه تو این هوا بیرون باشه؟؟ اوه نمیدونم...
"مونلایت-
کی به بهانه خریدم که شده بالاخره داره میزنه بیرون که تاجایی که میتونه تو این هوا بیرون باشه؟؟ اوه نم
متاسفانه نیم ساعت بیشتر نتونستم و تیرم به سنگ خورد.
ولی اهمیتی نداره عوضش با ارامش آبنبات چوبی میخورم و به زندگی روزمره ادامه میدم ، هر روز که قرار نیس خاص باشه
یه روزاییم باید با آرامش آبنبات چوبی خوردن و کتاب خوندن بگذره
حداقل استفاده ایه که میتونم از امروز ببرم
هیچ خالی ای با پُرِ اشتباهی پُر نمیشه.
میتونم حسش کنم که هرچی سعی میکنم پرش کنم پر نمیشه این لعنتی پر نمیشه.
و اما من چیکار میکنم ؟ من اهمیت نمیدم
فقط خالیو ایگنور میکنم
حقیقتا خیلی سعی کردم لبخند نزنم ولی متاسفانه لبخنده کار خودشو کرد و بالاخره رو لبام نشست بعدشم نتونستم جمعش کنم و انقد موند تا خشک شد ، اینکه معذب شدن یا نشدنم برام مهم نیس:)))))))))😂