eitaa logo
"مونلایت-
388 دنبال‌کننده
235 عکس
39 ویدیو
3 فایل
Attends-moi یه‌چیزی‌خالیه شب و روز به آسمون خیره میشم،دست باد رو میگیرمو با بارون میرقصم ، من خودمو تو تموم شهر از اتوایل تا کنکورد رها کردم... شاید زیر آب‌ شاید‌ کنار ابر شایدم‌ تو شانزالیزه ،کسی‌چه‌میدونه
مشاهده در ایتا
دانلود
یه بیماریم جدیدا گرفتم هرچی میبینم حس میکنم دژاوو میشه، ینی هرچی که میبینمو حس میکنم قبلا اتفاق افتاده یا هرچی میخونم انگار قبلا خوندم هرچی گوش میکنم انگار قبلا گوش دادم درحالی که بعضیاشونو واقعا بار اوله میبینم یا میشنوم
Alan WalkerAUD-20211111-WA0035.mp3
زمان: حجم: 7.5M
اینو براش فرستادم ، گوشیشو از دستش گرفتم هندزفری خودمو وصل کردم به گوشیشو هندزفریو گذاشتم تو گوشش انقدر محکممم بغلش کردم که اگه بگم استخوناش داشت میشکست دروغ نگفتم حتی صداشم درنیومد فقط نگاه کرد با خنده زدم پشتش گفتم خوبی؟؟ سرتکون داد و لبخند زد متاسفانه موجود خزنده درونم نتونست خودشو کنترل کنه و اخرش کلاهشو از سرش کشیدم طبیعتا باید میومد دنبالم بگیرتش یا پوکر نگاه میکرد تا خودم خرامان خرامان برم بدم بهش بدم بگم بیا بابا اینم کلاهت نخواستیم، ولی نه پوکر بود نه میدویید، بازم لبخند زد گفت بمونه پیشت:))))) بازم بغلش کردم یدونم پس گردنی زدم بهش گفتم بهتره زودبرگردی وگرنه برمیگردونمت، افتااااد؟ سر خندونشو به نشونه تایید تکون داد و بالاخره خداحافظی طولانی تموم شد اگه قرار بود خداحافظی دونفر دیگه باشه که احتمالا تا چندسال آینده همو نمیبینن قطعا طولانی تر هم بود درحالی که بین ما چیزی بجز بغل و چند جمله کوتاه بیشتر رد و بدل نشد، همینو به خودشم گفتم، با ابروهاش بازی کرد و گفت ما همینیم که هستیم و یه پس گردنی دیگم برای خودش خرید
"مونلایت-
اینو براش فرستادم ، گوشیشو از دستش گرفتم هندزفری خودمو وصل کردم به گوشیشو هندزفریو گذاشتم تو گوشش ان
بعد اومدم خونه و تازه فهمیدم که ای واااای هندزفری عزیز تر از جانم مونده دستش اگه میدیدمت یه پس گردنی دیگم مهمون بودی ولی متاسفانه یکی دیگه از عزیز نزدیکامم به عزیز دور تبدیل شد و بعید میدونم تا یه مدت خیلی خیلی طولانی ببینمش... و بله، الان یه هندزفری ازم داری و یه کلاه ناقابل ازت دارم، منتظرم که خوش‌برگردی:)))))))))))))))))))))))))
"مونلایت-
اینو براش فرستادم ، گوشیشو از دستش گرفتم هندزفری خودمو وصل کردم به گوشیشو هندزفریو گذاشتم تو گوشش ان
درسته، کلا این مظلوم عالم که چندان مظلومم نیس پس گردنی زیاد از من میخوره مخصوصا وقتی "خرامان" صدام میکنه نمیدونم من کجای زندگیم با ناز و عشوه راه رفتم که بهم میگه خرامان =| هرچند هدفی غیر دراوردن حرصم نداره ولی خب چیزی بجز پس‌گردنی گیرش نمیاد الان که اینارو میگم اینطوریم که "اشکال نداره راحت صحبت کن تو اصلا از الان دلت تنگ نشده اصلاااا"
"مونلایت-
حقیقتا خیلی سعی کردم لبخند نزنم ولی متاسفانه لبخنده کار خودشو کرد و بالاخره رو لبام نشست بعدشم نتونس
میگه چرا پوزخند میزنی؟ مجبور شدم بگم اوه قشنگ، من همونطور که لبخندام دست خودم نیس، این قضیه درمورد پوزخندامم صدق میکنه.
امروز انقدر سرم شلوغ بود که حس میکردم چشممو از گوشی و نورش که دور کنم بلافاصله بیهوشم برای همین اومدم سراغ آسمون امشب آسمون به طرز نامعمولی صاف و یه‌دست و ستاره بارونه دریغ از یه ابر... اما ماه ابدا تو آسمون نیست، خبری از نورشم نیس یه نسیم خنک دوس‌داشتنی هم میوزه ولی فعلا دارم باهاش کلنجار میرم چون هر چند دقیقه یبار موهام پریشون میشه رو صورتم و مجبور میشم مدام درستش کنم تا چشمای خواب‌آلودم بتونن ببینن و دستام بتونن به تایپ کردن ادامه بدن حتی نمیخوام به این فکر کنم که تا چندهفته آینده دیگه نمیتونم همچین هواییو تجربه کنم میخواستم برم به این چشمای خمار که اگه، نور صفحه رو بیشترین حد ممکن نبود الان احتمالا تو یه دنیای دیگه بودم، استراحت بدم که چشمم به کتابی خورد که نصفه ولش کردم ای وای من هیچی دیگه، تا خود صبح دلخسته‌اشم:)))))))))))))))
هدایت شده از سیه پوش
شیرزاد توی خاتون به معنای واقعی کلمه، مصداق بارز این شعر سعدیه که میگه؛ اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز:)))
"مونلایت-
شیرزاد توی خاتون به معنای واقعی کلمه، مصداق بارز این شعر سعدیه که میگه؛ اگر چه دل به کسی داد، جان ما
الان دارم خاتون میبینم و به این نتیجه رسیدم که این بیش از اندازه وصف حال شیرزاد ِ دلخسته بود