میدانیم که مصیبتها را اگر در اشتراک با دیگران تحمل کنیم، آسانتر میشوند؛ ظاهرا انسانها بیحوصلگی و دلتنگی را نیز در شمار مصیبتها میدانند و از اینرو دور هم جمع میشوند تا مشتركا دلتنگ باشند. همانطور که عشق به زندگی، در اساس، ترس از مرگ است؛ انگیزهی آدمیان برای معاشرت نیز در اصل، انگیزهای مستقیم نیست و از عشق به دیگران بهره نمیگیرد، بلکه ترس از تنهایی است.
˓ ִֶָ ࣪ 𝑴𝒐𝒐𝒏𝒑𝒆𝒕𝒂𝒍˖ ִֶָ ࣪
“I’ve been screaming for years and no one has ever heard me.”
“I’m falling apart and nobody knows.
I’m trying so hard to hold myself together but I can’t.”
˓ ִֶָ ࣪ 𝑴𝒐𝒐𝒏𝒑𝒆𝒕𝒂𝒍˖ ִֶָ ࣪
“I’m falling apart and nobody knows. I’m trying so hard to hold myself together but I can’t.”
“I am nothing but novocaine. I am numb, a world of nothing, all feeling and emotion gone forever. I am a whisper that never was.”