مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
این جمعه هم گذشت... تو اما نیامدی...
تا اومدم این جمله رو بنویسم خیلی روش فکر کردم...
خیلی... !
داشتم فکر میکردم یعنی واقعا من این جمعه آماده بودم که حضرت بیان؟
یعنی واقعا اگه این جمعه میومدن من آمادگی شو داشتم؟...
واقعا سرمو میتونستم بگیرم بالا؟...
جوابِ همه مون کاملا قاطعانه مشخصه...(:!
_ "نه"
نه نمیتونستم سرمو بگیرم بالا...
واقعا کاری نکردم که انتظار داشته باشه این جمعه ظهور اتفاق بیفته ،که الان ادا در بیارم و با غم بگم این جمعه هم گذشت تو اما نیامدی...
به خودم گفتم خجالت بکش..!
کیو گول میزنی؟؟
اگه واقعا ناراحت و نگرانِ ظهوری پس بسم الله!!!
پاشو یه کاری کن!!!
پاشو...
فقط پاشو و زمینه سازِ ظهور باش...
کاری هم نمیکنی حداقل توروخدا سر بار نباش ...
نزار ظهور به خاطر تو عقب بیفته...💔
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
تا اومدم این جمله رو بنویسم خیلی روش فکر کردم... خیلی... ! داشتم فکر میکردم یعنی واقعا من این جمعه آ
نشستم تو حیاط..، به آسمون نگاه میکنم و مینویسم...(:
دارم باش حرف میزنم...
غروبِ جمعه آسمون خیلی خاص تره...
دارم تو اوج ِ خاص بودنش باش حرف میزنم...💔
میشنوه...
نه؟
هدایت شده از "470"!
بابارضامنبهدوریعادتندارما..
ازبچگیتوبغلخودتبزرگشدم..
خودمونیماچهخوابشیرینیبود :)
منبودمُخودت..
منمیگفتمهمهدردودلاموکنارضریحتباتواقا💔..
حیفرویاییبیشنبود..
انگارتمامدلتنگیهایاینسالاتودلمهجوماورد..
اره!
مجنونمونکردی..
منبلدنیستممثلبعضیاخوبدلبریکنمبراتقلممخوبنیست
منمیگمبطلبشماتاتهشبرو..
[ #حضرتِهِزاروهَشتادوسِه💔 ]
_ یادمه چند وقت پیش خیلی دوست داشتم برم مشهد خدا نصیبم کرد
_امام رضان دیگه...:)
مهربونن...
رأفت ازشون چکه میکنه... !؛)
فقط نمیدونم دیگه چیکار کنم که بگن بیا بغلم...
که بگن بیا...
بیا دیگه دلِ منم برات تنگ شده...
بگن بیا ، بالاخره دلمو بردی...💔
هدایت شده از مِشْکــــاة|ᴍᴇsʜᴋᴀᴛ
عماد آنفولانزا گرفته، حالش اصلا خوب نیست
لطفا نفری برای سلامتیش سه تا الهی به رقیه بگین🚶♀💔
#فورمعرفتی
گاهی اوقات اینقدر بغض و حرفات زیاده که بیشتر از یه حدی نمیتونه گفته بشه و تبدیل به اشک میشه و میاد رو صورتت...
اینکه آدم از دستِ کسی که دوسش داره ناراحت بشه خیلی سنگین تره،..
نه؟؟
انگار آدم خیلی بیشتر ناراحت میشه...
انگار قلبش سنگین میشه !