یا اخا گفتى و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شدهاى
منم و داغ تو و این کمر بشکسته
توئى و ضربهاى و فرق ز هم وا شدهاى
سعى بسیار مکن تا که ز جا برخیزى
کمى هم فکر خودت باش ببین تا شدهاى
ماندهام با تن پاشیدهات آخر چه کنم؟
اى علمدار حرم مثل معما شدهاى
مادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پاى چه کسى پا شدهاى
تو و آن قد رشیدى که پر از طوبى بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شدهاى
#شب_نهم
#سقایکربلا
@moqlgh
عمو اگرچه مشک را برده اما بعید نیست که فرات را بیاورد :) . . .
دشمن؟! دشمن از شنیدن نام ابوفاضل میگریزد ! ...
#سقایآبوادب
#سیدمهدی_شجاعی
اکنون این اوست و آب و مشک خالی و بچههای حسین ....
[تو تکیهگاه سپاه حسینی، نباید فرو بریزی]
#سقایآبوادب
#سیدمهدی_شجاعی
هرکه بد ما به خلق گوید
ما چهره ز غم نمیتراشیم
ما خوب، از او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم !
@moqlgh
فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت
شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت
آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند
وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت
از پیش و پس قافله ی عمر میندیش
گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت
ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم
دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت
رفتی و فراموش شدی از دل دنیا
چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت
رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد
بیدادگری آمد و فریادرسی رفت
این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست
دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت
#هوشنگ_ابتهاج
@Moqlgh