نه من از خود، نه کسے از حال من دارد خبر
دل مرا و من، دل دیوانه را گم کردهام...
#صائب_تبریزی
@moqlgh
کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت
یک زن ویلچری، روی دوتا پا برگشت
کافرى تا به ضریح تو نگاهش افتاد
سجدهای کرد سپس شیعهی مولا برگشت
خسته بود از همهی آینهها... تا اینکه
زشت آمد، متحول شد و زیبا برگشت
آنکه در صحن به دنبال شفا آمده بود
با نگاهی به ضریح تو مسیحا برگشت
زائری گفت چرا اشک ندارم آقا
نگهش کردی و با دیدهی دریا برگشت
یک جوان حاجتش این بود که زن میخواهم
رفت؛تا اینکه شبی پیش تو بابا برگشت
به گمانم که به طور تو مشرف شده بود
آنکه با معجزه و با ید بیضا برگشت
صبح درقامت یک مردِ گدا، رفت حرم
ظهر نزدیک اذان بود که "آقا" برگشت...
جبرئیل آمده بود ازوسط عرش؛ حرم
دو سه تا فرش تکان دادوبه بالابرگشت
نفس خادمتان خورد به آن نصرانی
در حرم شیعه شد،از مذهب ترسا برگشت
#حمیدرضا_برقعی
#امامرضایِقلبم(:
- @Moqlgh
چنان به زندگی بی نشاط خو کردیم
که نقش روشن لبخند یادمان رفتهست...
#فریدون_مشیری
- @moqlgh
اصلا از این به بعد شما باش و شانههات
مارا برای گریه سر آستین بس است!
#حامد_عسکری
- @moqlgh
ساغری، دردانهای...
جانم به جانت بسته است!
گوهری، تک دانهای...
جانم به جانت بسته است!
یک شراب ناب داری
در دو چشم خویشتن؛
یاس یا بابونه ای...
جانم به جانت بسته است!🌱(:
#امیر_اخوان
- @Moqlgh
خسته و سرگشته و حیران
میدوم در راه پرسش های بیپایان ...
#فروغ_فرخزاد
@moqlgh