eitaa logo
| مُغْݪَقْ |
304 دنبال‌کننده
244 عکس
79 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیٺ توۍ چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم https://abzarek.ir/service-p/msg/1496174 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
همه چیزمان شرطی شده زنگ بزنی، زنگ میزند! پیغام بدهی، پیغام میدهد! دلت تنگ شود، دلش تنگ میشود! فقط این دوست داشتنِ لعنتی ست که شاملِ هیچ بند و تبصره ای نمیشود! که اگر بفهمد دوستش داری، بار و بندیلش را جمع میکند و میرود! - @Moqlgh
من که هیچ... امّا پاییز نزدیک است و جیب‌هایم بهانه‌یِ دست‌هایِ تو را می‌گیرند… - @Moqlgh
ما سال‌ها اندوه را بر دوش کشیدیم و صبح طلوع نکرد...(: - @Moqlgh
بچه‌ها! بیاین حرف بزنید ... از هرچی از شعرایی که میخونین، بگین ...
چشم من ،تورا دیدولی دیده نشد ... من همانم که پسندیدو پسندیده نشد یاد لب های تو افتادم و با خود گفتم: غنچه ای بود که گل کرده ولی چیده نشد من نظر بازم و کم مصیبتی نیست ولی چه بسا طعنه زدن های تو بخشیده نشد .. ای که مهرت نرسیده است به من ،باور کن هیچ کس قدر من از قهر تو رنجیده نشد عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد:) +[ فهمیده نشد ] قشنگ بود !
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن. من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود... تکراری، ولی هیچ وقت قابل تکراری شدن نیس +شعر قشنگ تکراریشم قشنگه !
تقدیر من این است که با درد بسازم از این دله نامرد دلی مرد بسازم انگار قرار است که من داغ دلم را گریه چشمان خودم سرد بسازم + [ با درد ساختن :) ]
ما سبکساریم از لغزیدن ما چاره نیست عاقلان با این گرانسنگی چرا لغزیده اند +شاید اونام تصمیم گرفتن سبکسار باشن
ستم دیده از روزگار بی تو🚶🏾‍♂
یک روز من سکوت خواهم کرد، و تو آن روز برای اولین بار مفهوم "دیر شدن" را خواهی فهمید... - @Moqlgh
حال من خوب است اما بازم بد میشود آب دارد از سر ابادی ام رد میشود قول دادن،برنگشتن،عادت دیرینه ای ست مرد هم باشد به یکباره مردد میشود این چنین با دست خالی بر نمیگردم به شهر عمر من هربار صرف رفت و امد میشود اسمان با غم تبانی میکند در چشم هام با غروب رفتنت هم رنگ دارد میشود ترس را تزریق خواهد کرد در رگ های من فکر تو در استخوانم سوز بی حد میشود آه از نفرین دامنگیر در دامان شب بدبیاری های من دارد زبانزد میشود به دلم افتاده دیگر بر نمیگردی توهم آخرش هم اتفاقی که نباید میشود + [ حال من خوب است اما بازم بد میشود ] خیلی مود بود
نزنم نمک به زخمی که همیشگی است ، باری ، که نه خسته ی نخستین ، نه خراب آخرینم... + [ زخمی که همیشگی است ] !