زندگانيم و زمين زندان ماست
زندگاني درد بي درمان ماست
راندگانيم از بهشت جاودان
وين زمين زندان جاويدان ماست
گندم آدم چه باما كرده است
كآسياي چرخ سرگردان ماست
جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر
باز لفظ زندگان عنوان ماست
جمع آب و آتشيم و خاك و باد
اين بناي خانه ي ويران ماست
نور را ماني ، كه اندر لانه ها
روز باران هر نم طوفان ماست
احتياج اين كاسه دريوزگي
كوزه آب و تغار و نان ماست
آبروي مابه صددر ريخته است
لقمه ناني كه در انبان ماست
جز به اشك توبه نتوان پاك كرد
لكه ننگي كه بر دامان ماست
ميزبان را نيز با خود مي برد
مهلت عمري كه خود مهمان ماست
#شهریار
- @Moqlgh
هر طرف رو کنم اندوه چو پرگار مرا
در میان گیرد و پس دایره را تنگ کند
#طالب_آملی
- @Moqlgh
میزنم عینک به چشمم درس میخوانم ولی
پنج ساعت روی یک خط مانده ام در فکر تو
#منوره_سادات_نمایی
- @Moqlgh
عدم و وجود و امکان، همه در تو محو و حیران
ز بَرَت کجا رَود کس که تو بی کناری آخر
#بیدل_دهلوی
- @Moqlgh
رفتیم پای چاه، عزیز کسی شویم
نوبت به ما رسید، برادر تمام شد...
#فرامرز_عرب_عامری
- @Moqlgh
| مُغْݪَقْ |
از کِشت عمر، خرمنِ غم حاصلِ من است #طالب_آملی @Moqlgh
[ خرمن غم حاصل من است ]
[ خرمن غم حاصل من است ]
[ خرمن غم حاصل من است ]
[ خرمن غم حاصل من است ]