رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درددل کنم و دردسر شود...
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
ای که از هجران ملامت میکنی یعقوب را
دیده ی بینا چه می داند فراقِ یار چیست...
#محرم_زمانی
- @Moqlgh
هرکه را دور کنی دُور و برت میآید
از محبت چه بلا ها به سرت میآید
تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند
تا کمی دور شوی هی خبرت میآید
منِ آشفته به پای تو میافتم اما
مویِ آشفته فقط تا کمرت میآید
روز محشر هم اگر سوی جهنم بروی
یک نفر ضجهزنان پشت سرت میآید...
#کاظم_بهمنی
- @Moqlgh
گمان مَبر که فراموش کردمت ، هیهات
زِ پیشم ار چه برفتی ، نرفتی از یادم
#خواجوی_کرمانی
- @Moqlgh
عاشقت بودم و این عشق به جایی نرسید
تو خودت ماندی و من، کار به مایی نرسید
دوستت دارم و تو عشق چه میدانی چیست؟
قصه حتی به گل و سینی و چایی نرسید
جزوه میخواستی و عشق گرفتی از من
منتها عقلِ تویِ خنگِ خدایی نرسید
شهرزاد تو شدم، تا بشوی فرهادم ...
که به چاووشی و آهنگِ کجایی نرسید
ماجرا ختم شد از اول و صحبت به پدر
مادر و خاله، عمو، عمه و دایی نرسید
بچه خرخوان کلاسی چه توقع از تو
خوب شد عشق من این عشق به جایی نرسید
#طاهره_اباذری_هریس
- @Moqlgh
دل دل نکن،تو دل نگرانی برای من!
قربان بودنت که تو جانی برای من
پیراهنی،تنی،وطنی،خاک و خانه ای
تا زنده ام زمین و زمانی برای من
من مجلسم،نشاط و نشورم به دستِ توست
من سفره ام،شرابی و نانی برای من
در کیسه ام به غیرِ هنر،سکه ای نماند
می خواهمت،اگر چه گرانی برای من
دل خوش به این مشو که مرا پیر می کنی
من پیر هم شوم، تو جوانی برای من
ما بی هم ای عزیز به مقصد نمی رسیم
من نامه ام، تو نام و نشانی برای من
گفتی که آرزوی تو در روزگار چیست؟!
گفتم فقط همین که بمانی برای من :)
#مرتضی_لطفی
- @Moqlgh
و گاهی اوقات احساساتم رو
برای خودم نگه داشتم
چون هیچ زبانی برای بیانشان
پیدا نکردم...
#جین_آستین
- @Moqlgh
یار دل برد و پی بردنِ جان وعده نمود
شادمانیم که یک بار دگر می آید!(:
#هلاکی_همدانی
- @Moqlgh
از زمانی که تو را بینِ خلایق دیدم
مثلِ یک فاتحِ مغرور به خود بالیدم
عشق یک بار به من گفت: برو! گفتم: چشم
عقل صد بار به من گفت: نرو! نشنیدم
پدرم هی وصیت کرد که عاشق نشوم
تو چه کردی که به گورِ پدرم خندیدم؟
سال ها درد کشیدم که به دردم بخوری
آخرش رفتی و از درد به خود پیچیدم
تشنه بودم که تو ساکِ سفرت را بستی
حیف از آن آب که پشتِ سرِ تو پاشیدم
آه ای کعبه ی از چشمِ خدا افتاده
کاش اینقدر به دورِ تو نمی چرخیدم
از دهانم که پر از توست بدم می آید
تف بر آن لحظه که لب های تو را بوسیدم
از خودی زخم نمی خوردم اگر بی تردید
از سگم بیشتر از گرگ نمی ترسیدم
اینکه بخشیدهامت فرقِ میانِ من و توست
من اگر مثلِ تو بودم که نمی بخشیدم
داستانِ من و زیباییِ تو یک خط است:
"بچگی کردم و از لای لجن گُل چیدم"
#حسین_طاهری
- @Moqlgh
گفتا که: دلت کجاست؟ گفتم: بر او
پرسید که: او کجاست؟ گفتم: در دل
#ابوسعید_ابوالخیر
- @Moqlgh
خواهم از خَلق نهانت کنم اما چه کنم؟
که تو خورشیدی و اخفای تو نتوان کردن...
#محتشم_کاشانی
- @Moqlgh