لمس درد و غم، دردی که تو رو وادار به مقاومت میکنه.
یک روز آزادی رو هم مثل این غم لمس میکنی
توبه کردم که دگر شعر نگویم ز فراق
این دل توبه شکن با غم عشقت چه کند...!
#پروانه_حسینی
- @Moqlgh
آمد آن سنگین دل و صد رخنه در جان کرد و رفت
ملک جان را از سپاه غمزه ویران کرد و رفت
آنکه در زلف پریشانش دل ما جمع بود
جمع ما را همچو زلف خود، پریشان کرد و رفت...
قالب فرسودهی ما خاک بودی کاشکی!
بر زمین کان شهسوار شوخ جولان کرد و رفت
گر دل از دستم به غارت برد، چندان باک نیست
غارت دل سهل باشد، غارت جان کرد و رفت!
رفتی و دل بردی و جان من از غم سوختی
باز گرد آخر، که چندین ظلم نتوان کرد و رفت؛
دل بسویش رفت و در هجران مرا تنها گذاشت
کار بر من مشکل و بر خویش آسان کرد و رفت...
در دم رفتن هلالی جان بدست دوست داد
نیم جانی داشت، آن هم صرف جانان کرد و رفت!
#هلالی_جغتایی
- @Moqlgh
نبینمت که غریبی بیا در آغوشم..
کدام خانه سزاوار توست جز وطنت؟🌱
#فاطمه_معصومی
- @Moqlgh
هیچ وقت در هوایی مثل امروز سرد،خاکستری و ابری از افسردگی رنج نمیبرم، احساس میکنم طبیعت با من هماهنگ است، روحم را بازمیتاباند !
📚 ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
@Moqlgh
حالم چو دلیریست که از بختِ بدِ خویش
در لشکر دشمن پسری داشته باشد
#حسین_جنتی
- @Moqlgh
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوشتم "غزه، کاغذ قایقِ دریای خونین شد
نوشتم "انتفاضه، جان گرفت آهنگِ آزادی
نوشتم تا بگریم، تا بگریانم جهانی را
جهان بی خبر از دردِ ویرانی و بربادی را
@Moqlgh