eitaa logo
| مُغْلقْ |
357 دنبال‌کننده
249 عکس
81 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/2523814 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
رک بگویم... از همه رنجیده ام! از غریب و آشنا ترسیده ام با مرام و معرفت بیگانه اند من به هر ساز ی که شد رقصیده ام در زمستانِِ سکوتم بارها... با نگاه سردتان لرزیده ام رد پای مهربانی نیست...نیست من تمام کوچه را گردیده ام سالها از بس که خوش بین بوده ام... هر کلاغی را کبوتر دیده ام وزن احساس شما را بارها... با ترازوی خودم سنجیده ام بی خیال سردی آغوشها... من به آغوش خودم چسبیده ام من شما را بارها و بارها... لا به لای هر دعا بخشیده ام مقصد من نا کجای قصه هاست از تمام جاده ها پرسیده ام میروم باواژه ها سر میکنم دامن از خاک شما بر چیده ام من تمام گریه هایم را شبی... لا به لای واژه ها خندیده ام - @Moqlgh
گر چه روی سخنش بود به ظاهر با غیر نمکی بود که ما را به جراحت می‌زد.. - @Moqlgh
به دریا می‌زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر... من از روزی که دل بستم به چشمان تو می‌دیدم که چشمان تو می‌افتند دنبال دلی دیگر به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز می‌دانم به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر من از آغاز در خاکم نَمی از عشق می‌بینم مرا می‌ساختند ای کاش، از آب و گِلی دیگر طوافم لحظه‌ی دیدار چشمان تو باطل شد من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر به دنبال کسی جامانده از پرواز می گردم مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر... - @Moqlgh
شکست شیشه دل را مگو صدایی نیست که این صدا به قیامت بلند خواهد شد - @Moqlgh
عاشقان هم همه خوابند در این موقعِ شب بی‌گمان، یک دلِ ویران شده از عشق فقط بیدار است - @Moqlgh
من گم شده ام ؛ هرچه بگردی خبری نیست جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست دلگیرم از این شهرِ پس از من که هوایش آنگونه که در شأن تو باشد بپری ، نیست ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی در گوش تو آرام بگوید : خبری نیست هر جا نکنی باز سرِ درد دلت را چون دامن تر هست ، ولی چشمِ تری نیست ای کاش که می گفت نگاه تو ، بمانم این لحظه که حرفت سند معتبری نیست دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ست یا پشت خداحافظی من سفری نیست من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم در بسته شد آنگونه که انگار دری نیست - @Moqlgh
و ``تنها`` برایش گریست ... بعد ارام درون کفن گفت : زهرا، منم علی :) - @Moqlgh
| مُغْلقْ |
و تنها برایش گریست ....
فاطمه جان! آنچه از دست من رفته است، پاره تن رسول الله است. حضور تو مرهمی بود بر جراحت فقدان رسول. اما... اکنون من این‌همه تنهایی را کجا ببرم ؟ 📚 کشتی پهلو گرفته - @Moqlgh
صبح زیبای من آن لحظه‌ ناب است که تو چشم خود را بگشایی و طلوعم باشی - @Moqlgh