رفت تا ثابت شود بر من که آری هیچکس
جز خودم تا آخرش با قلب من همراه نیست؛
#سارا_یوسفی
- @Moqlgh
آرزو دارم که از عالم برافتد رسمِ خواب
تا نبیند هیچکس در خواب، دیدارِ تو را..
#صالحی_خراسانی
- @Moqlgh
به آهی میتوان دل را ز مطلبها تهی کردن
که یک قاصد برای بردن صد نامه بس باشد
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
تو هم شادابیام را دیدی و هرگز نفهمیدی
که چون نیلوفری گل کردهام در برکهای از خون...
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
زندگی بی تو پر از غم شدنش حتمی بود
با تو اما غمِ من کم شدنش حتمی بود؛
همه جا،از همه کس زخمِ زبان میخوردم
این وسط اسم تو مرهم شدنش حتمی بود
رگ خواب تو اگر دست دلم میافتاد
قصه عشق،فراهم شدنش حتمی بود
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر
این خبر سوژه عالم شدنش حتمی بود
بینِ ما موش دواندند خودت میدانی!
چون که این رابطه محکم شدنش حتمی بود...
سیب و قلیانِ دوسیب و من و تو...در این حال
شخص ابلیس هم آدم شدنش حتمی بود!
شک ندارم که اگر پای تو در بین نبود
جنت آباد جهنم شدنش حتمی بود
#امید_صباغنو
- @Moqlgh
همه شب با دل دیوانه خود در حرفم
چه کنم جز دل خود نامه بری نیست مرا
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
غزلی نوشته مجنون،برسد به دست لیلی
نَفَسم بگو کجایی که ستاره ی سهیلی؟!
دو سه خط گلایه دارم، که به عرض میرسانم:
من و میل اینچنینی ، تو چرا بدون میلی؟
همه شب به انتظارت، غزلی سروده ام تا
تو یِ بی وفا بدانی ،که دلم گرفته.! خیلی
نَنَویسم از نبودت؟؟! به خدا نمیتوانم
چه کنم گُلم؟...بمیرم؟بروم زیر تریلی؟
تو که پیش من نباشی،همه ی دار و ندارم
قلمی...دفتر شعری، دو سه واژه ی طُفیلی
تو نماز نیمه شبها...تو نیایشی...نه شعری
تو شبیهِ یک دعایی،که مقدسی! کُمیلی
من و پای لنگ شعرم،تو بگو چگونه روزی
برسم به گَرد پایت؟ که قطار روی ریلی
نکند خبر نداری؟ نَفَسم بیا که کار از
غزل و گریه و هق هق،به خدا گذشته سَیلی
که ز گونه های خیسم، همه شب چنان روانی
که نهار سرنوشتم،شده نوش جانِ لیلی!
#محمدرضا_نظری
- @Moqlgh