غزلی نوشته مجنون،برسد به دست لیلی
نَفَسم بگو کجایی که ستاره ی سهیلی؟!
دو سه خط گلایه دارم، که به عرض میرسانم:
من و میل اینچنینی ، تو چرا بدون میلی؟
همه شب به انتظارت، غزلی سروده ام تا
تو یِ بی وفا بدانی ،که دلم گرفته.! خیلی
نَنَویسم از نبودت؟؟! به خدا نمیتوانم
چه کنم گُلم؟...بمیرم؟بروم زیر تریلی؟
تو که پیش من نباشی،همه ی دار و ندارم
قلمی...دفتر شعری، دو سه واژه ی طُفیلی
تو نماز نیمه شبها...تو نیایشی...نه شعری
تو شبیهِ یک دعایی،که مقدسی! کُمیلی
من و پای لنگ شعرم،تو بگو چگونه روزی
برسم به گَرد پایت؟ که قطار روی ریلی
نکند خبر نداری؟ نَفَسم بیا که کار از
غزل و گریه و هق هق،به خدا گذشته سَیلی
که ز گونه های خیسم، همه شب چنان روانی
که نهار سرنوشتم،شده نوش جانِ لیلی!
#محمدرضا_نظری
- @Moqlgh
جهان به مجلس مستان بیخرد ماند
که در شکنجه بود هر کسی که هشیارست
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
گفتی که شاهکارِ شما در زمانه چیست؟
بالله که زنده بودنِ ما شاهکارِ ماست
#فخرالدین_مزارعی
- @Moqlgh
با یک نظر گشودی و بستی کتاب را
گفتی مبارک است! بیاور شراب را
گفتم تو نیز مثل من از خویش خستهای؟
پلکی بهم زدی و گرفتم جواب را
بگذار با محاسبهی حال و روز خویش
آسان کنیم زحمت روز حساب را
آوخ که ترس و واهمهی روز واپسین
از چشم مردمان نگرفتهاست خواب را
آیینه را ببخش که با راستگوییاش
آزرده کرد خاطر عالیجناب را
از بس که خلق پشت نقاب ایستادهاند
باور نمیکنند من بینقاب را
خفاش های قلعهی تاریک ذهن شهر
بهتر که آرزو نکنند آفتاب را
روزی یکی از این همه مظلوم در زمین
میافکند به گردن ظالم طناب را
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
Erfan TahmasbiErfan-Tahmasbi-Khodahafez-128.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
- بعد تو عمراً، من دگر عاشق نشوم!
- @Moqlgh
غمِ ویرانیِ خود را به چه تشبیه کنم؟
فرض کن کوهِ شنی، طعنهٔ طوفان خورده...
#مجتبی_سپید
- @Moqlgh
از جهان مانده فقط جان که مرا ترک کند من چنانم که محال است کسی درک کند
#متین_شریفی
- @Moqlgh
رفته بودم پیش دکتر تا که درمانم کند
قصه عشق مرا فهمید و خود بیمار شد
#مسعود_محمدپور
- @Moqlgh