eitaa logo
| مُغْلقْ |
357 دنبال‌کننده
249 عکس
81 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/2523814 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
غزلی نوشته مجنون،برسد به دست لیلی نَفَسم بگو کجایی که ستاره ی سهیلی؟! دو سه خط گلایه دارم، که به عرض میرسانم: من و میل اینچنینی ، تو چرا بدون میلی؟ همه شب به انتظارت، غزلی سروده ام تا تو یِ بی وفا بدانی ،که دلم گرفته.! خیلی نَنَویسم از نبودت؟؟! به خدا نمیتوانم چه کنم گُلم؟...بمیرم؟بروم زیر تریلی؟ تو که پیش من نباشی،همه ی دار و ندارم قلمی...دفتر شعری، دو سه واژه ی طُفیلی تو نماز نیمه شبها...تو نیایشی...نه شعری تو شبیهِ یک دعایی،که مقدسی! کُمیلی من و پای لنگ شعرم،تو بگو چگونه روزی برسم به گَرد پایت؟ که قطار روی ریلی نکند خبر نداری؟ نَفَسم بیا که کار از غزل و گریه و هق هق،به خدا گذشته سَیلی که ز گونه های خیسم، همه شب چنان روانی که نهار سرنوشتم،شده نوش جانِ لیلی! - @Moqlgh
"الشمس قد قسمت نصفین لی ولها النور فی خدها والنار في کبدی..." انگار که خورشید را بینِ من و او قسمت کرده‌اند؛ نورش در صورتِ او و آتشش در جگرِ من... - @Moqlgh
یک ریسمان فکندی؛ بردیم بر بلندی ‏من در هوا معلق! وان ریسمان گسسته - @Moqlgh
جهان به مجلس مستان بی‌خرد ماند که در شکنجه بود هر کسی که هشیارست - @Moqlgh
گفتی که شاهکارِ شما در زمانه چیست؟ بالله که زنده بودنِ ما شاهکارِ ماست - @Moqlgh
با یک‌ نظر گشودی و بستی کتاب را گفتی مبارک است! بیاور شراب را گفتم تو نیز مثل من از خویش خسته‌ای؟ پلکی بهم زدی و گرفتم جواب را بگذار با محاسبه‌ی حال و‌ روز خویش آسان کنیم زحمت روز حساب را آوخ که ترس و‌ واهمه‌ی روز واپسین از چشم مردمان نگرفته‌‌است خواب را آیینه را ببخش که با راست‌گویی‌اش آزرده کرد خاطر عالی‌جناب را از بس‌ که خلق پشت نقاب ایستاده‌اند باور نمی‌کنند من بی‌نقاب را خفاش های قلعه‌ی تاریک ذهن شهر بهتر که آرزو‌ نکنند آفتاب را روزی یکی از این همه مظلوم در زمین می‌افکند به گردن ظالم طناب را - @Moqlgh
Erfan TahmasbiErfan-Tahmasbi-Khodahafez-128.mp3
زمان: حجم: 3.4M
- بعد تو عمراً، من دگر عاشق نشوم! - @Moqlgh
مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی - @Moqlgh
غمِ ویرانیِ خود را به چه تشبیه کنم؟ فرض کن کوهِ شنی، طعنهٔ طوفان خورده... - @Moqlgh
از جهان مانده فقط جان که مرا ترک کند من چنانم که محال است کسی درک کند - @Moqlgh
‌ رفته بودم پیش دکتر تا که درمانم کند قصه عشق مرا فهمید و خود بیمار شد - @Moqlgh