پرده پرده آنقدر دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش، دیدم خویش را
#معینی_کرمانشاهی
- @Moqlgh
چه بگویم سحرت خیر؟توخودت صبح جهانی
من شیدا چه بگویم؟که توهم این وهم آنی
به که گویم که دل ازآتش هجرتوبسوخت؟
شده ای قاتل دل ؛ حیف ندانی که ندانی
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی
چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی
من و تو اسوه ی عالم شده ایم باب تفاهم
که من ام غرق تو و تو به تمنای کسانی
به گمانم شده ای کافر و ترسا شده ای
کآیتی از دل شیدای مسلمان تو نخوانی
بشنو"صبح بخیر"از من درویش و برو
که اگر هم تو بمانی غم ما را نتوانی
#شهریار
- @Moqlgh
#ناشناس
- مثل باد سحری بود! گذشت.
+ زمان در نگاه کلی خیلی سریع میگذره
- بیشتر نگران ۱۴۰۳ هستم :)
+ من هم خیلی نگران ۱۴۰۲ بودم و مضطرب ... اما نگرانی هام ختم به خیر شد
امیدوارم برای توهم همین باشه
من نیستم حریف زبانت، مگر زنم
از بوسه مُهر بر لب حاضرجواب تو
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
بهار نزدیک می شود. بوی گل های اقاقیا در راه است. خودت را برای دشت ها آماده کن. کاش می شد سر به صحرا بگذاریم.
#سهراب_سپهری
- @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |