eitaa logo
| مُغْلقْ |
359 دنبال‌کننده
249 عکس
81 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/2523814 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
تفاوتی نکند گر ترش کنی ابرو هزار تلخ بگویی هنوز شیرینی - @Moqlgh
گیرم که به هر حال مرا برده‌ای از یاد  گیرم که زمان خاطره‌ها را به فنا داد گیرم نه تو گفتی، نه شنیدی، نه تو بودی آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی؟  یک بار دلت یاد من خسته نیفتاد  یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟ یک ذره دلت تنگ نشد خانه‌ات آباد ؟ این بود جواب من دل خسته‌ی عاشق؟!  شیرین رقیبان شده‌ای از لج فرهاد! باشد گله‌ای نیست خدا پشت و پناهت  احوال خودت خوب دمت گرم دلت شاد - @Moqlgh
دلم خوش است به گل های باغ قالی ها که چشم باران دارم  ز خشکسالی ها به باد حادثه بالم اگر شکست چه باک! خوشا پریدن با این شکسته بالی ها ! چه غربتی است ،عزیزان من کجا رفتند؟ تمام دورو بر من پر زجای خالی ها ! زلال بود وروان رود رو به دریایم همین که ماندم، مرداب شد زلالی ها خیال غرق شدن در نگاه ژرف تو بود که دل زدیم به دریای بی خیالی ها - @Moqlgh
امشب ز فراق دوست خوابم نَبَرَد هم دل به سوی شمع و کتابم نبرد از بس که دو دیده،  آب حسرت بارد بیدار نشسته‌ام که آبم نبرد - @Moqlgh
لذتی که در فراق هست در وصال نیست؛ چون در فراق، شوق وصال هست و در وصال بیم فراق.. فلسفه ی عشق هم همینه:] - @Moqlgh
ماه من غصه چرا؟! آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان نه شکست ونه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز، پر امنیت واحساس خداست ماه من، دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن کار آنهایی نیست که خدا را دارند ماه من! غم واندوه اگر هر روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنچره عشق،زمین خوردو شکست بانگاهت به خدا چتر شادی وا کن وبگو با دل خود که خدا هست، خدا هست هنوز او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد او همانیست که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام، غرق شادی باشد ماه من، غصه اگرهست بگو تا باشد معنی خوشبختی، بودن اندوه است این همه غصه وغم ،این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه، میوه یک باغ اند همه را با هم و با عشق بچین ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا ودر آن باز کسی می خواند : که خدا هست خدا هست خدا هست هنوز... - @Moqlgh
دوست دارم نزنی شانه و هی گیر کند لای موهای پریشان تو انگشتانم - @Moqlgh
گفتم: خیلی ممنون خودم یک کاریش میکنم و برگشتم و به غرق شدنم ادامه دادم. منی که همیشه ترجیح داده ام به اختیار خودم بمیرم تا به زور و منت دیگران نجات داده شوم.. - @Moqlgh
ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی که بی وجود شریفت جهان نمی‌بینیم - @Moqlgh
پیش تو، جامه در برم نعره زند که بر درم   آمدمت که بنگرم گریه نمی‌دهد امان   - @Moqlgh
معتقد بودم همانندش در این دنیا نبود برخلاف اعتقادم بود، بی همتا نبود جز همان احساس خودبینی که هردو داشتیم هیچ وجه اشتراکی در میان ما نبود با وجود او برایم هیچکس زیبا نبود با وجود اینکه او آنقدر هم زیبا نبود بارها گفتم "بگو که فکر و ذکر تو کجاست؟" گفت "پیش توست فکر و ذکر من" اما نبود گفت "باور کن که من بعد از تو تنها میشوم" اتفاقا در خیابان دیدمش تنها نبود - @Moqlgh
مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم کم نشد فاصله، تقصیر تو هر چند نبود شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت جای آنها که به دنبال تو بودند نبود بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته! کاش نقاش تو اینقدر هنرمند نبود @Moqlgh