eitaa logo
| مُغْلقْ |
359 دنبال‌کننده
249 عکس
81 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/2523814 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
هر کجا کردم محبت، غرق محنت شد دلم یا من این حکمت ندانم، یا محبت باب نیست @Moqlgh
سرو آزادیم، ما را حاجت پیوند نیست هر که از ما بگذرد چون آب، ممنونیم ما @Moqlgh
ما به این حال پریشان شده، عادت کردیم دل شکستند ولی باز رفاقت کردیم حسرت یک دل خوش در دلمان جا مانده پای این عشق نشستیم و حماقت کردیم همه گفتند چرا مهر سکوت است به لب حرف ناحق چه بسا بود و نجابت کردیم با همه سنگدلی ها که شکست آینه مان هر کجا یاد زما کرد،اجابت کردیم رسم عاشق کشی این بود و به آن آگاهیم طعنه ها زد که برو! باز سماجت کردیم حال امروز چنین است،شب و روز یکی همچنان با غم و تشویش رقابت کردیم - @Moqlgh
- حَوّل‌قلـُوبَنابِبُکاءِ‌عَلَی‌الحُسَین - - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
‌ نوکرت مثل رقیه(س) مانده جا از قافله حال این جامانده را جامانده می‌فهمد فقط.. - @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
‌ ڪاش حالا که قرار است نیایم به حرم تو بیایی و مرا مثل رقیه ببری:) پ.ن: شبتون بخیر🖤🌊 - @Moqlgh
کفشهایم را پر از شن کرده بودم آمدم خاک بر فرق و محاسن کرده بودم آمدم پیش روی مرکبم پای پیاده آمدم غرق ذکر مادر این خانواده آمدم بی ادب بودم ولی بی ادعایم کرده ای من امیر لشکری بودم گدایم کرده ای من گرفتم راه تو یا تو گرفتی راه من راهزن من بودم اما تو گرفتی راه من سنگها آورده ام تا بشکنی آیینه ام حق من این بود دست رد زنی بر سینه ام من گنه کارم به روی من بیاور لااقل بد گرفتارم به روی من بیاور لااقل تا که دیدی شعله دارد خرمنم گفتی بیا دست خود را بسته ام برگردنم گفتی بیا راه تو بستم به روی خود نیاوردی چرا بشکند دستم به روی خود نیاوردی چرا دست من وا کردی و گفتی پرت بالا بگیر سر به زیرم دیدی و گفتی سرت بالا بگیر مژده دادی مادر عالم مرا بخشیده است باورش سخت است زینب هم مرا بخشیده است لطف زهرا بود اگر مرهون آن چادر شدم صبح حُرِ ابنِ یَزید و حال تنها حُر شدم! - @Moqlgh
من بهم ریخته ام کاش که درهم بخری گذری هم که بیایم تو ز من میگذری یا حسین ...
امشب بین دعاهاتون واسه کنکور ما هم دعا کنید.
هدایت شده از | مُغْلقْ |
هر چه آمد به سرم دست به زانو نزدم جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم همه با هم وسط خطبه من خندیدند نسخه ی کودک بی شیر مرا پیچیدند روی دستم گل بی برگوبرم را کشتن رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتن حرمله خیر نبینی گل من نو رس بود [کشتنش تیر نمیخواست نسیمی بس بود!] - @Moqlgh
ولدی ...