سالها در غزلِ خویش دم از یار زدم
رفتم و نامِ تو را در همه جا جار زدم
حاصلم شد غمِ دلواپسی و دردِ فراق
من که یک عُمر دم از دلبریِ یار زدم
هرچه گفتم که نرو،گوش نکردی ، رفتی
آمدم پشتِ سرت ضَجّه زدم ، زار زدم
رفتی و من هم از آن کوچه ی غمها رفتم
خانه و زندگی ام را ز غمت بار زدم
دستِ من گرچه به آن زلفِ سیاهت نرسید
دف زدم چنگ زدم زخمه زدم تار زدم
من که خود تکیه گهِ گرمِ تو بودم روزی
دیدی آخر زغمت تکیه به دیوار زدم!
آن لبی را که فقط تشنه ی لبهای تو بود
بسته ماند و فقط امروز به سیگار زدم
سر بریدم همه ی خاطره ها را در خود
در درونِ دل خود دست به کشتار زدم
خودکشی گرچه حرامست ولی از غمِِ تو
عاقبت خر شدم و دست به این کار زدم
جز من و(آینه) کس شاهدِ آن لحظه نبود
پیش چشمانِ خودم روحِ خودم دار زدم
#مهدی_شریفی_شادفر
@Moqlgh
دیگر کسی را نمی شود جدی گرفت. کسی آنقدر واقعی نیست که بوی ماندن بدهد. کسی آنقدر شبیهت نیست که بتوانی از بغض هایت بگویی. کسی آنقدر دوستت ندارد که از جهان نترسی. کسی نیست و تنها خودت مرهم خودت میشوی!
#سروش_کلهر
- @Moqlgh
تو از قبیله خوبان سست پیمانی
من از جماعت عشاق سخت پیوندم
#فروغی_بسطامی
- @Moqlgh
هر وقت باهاتون قهر کرد مثل #مریم_میرزایی بهش بگید:
خم به ابرو میبری جانم به قربانت رَود
ناز مکن جانِ دلم دل را به یغما میبری!
- @Moqlgh
بعد من تنها نخواهی ماند اما بعد تو
بر منِ تنها نمیدانی چهها خواهد گذشت
#سجاد_سامانی
- @Moqlgh
Mohammad Esfahani4_5870939922461889571.mp3
زمان:
حجم:
7.1M
- از لبِ بستهی من تو بخوان شرحِ پریشانی!
- @Moqlgh
هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم
پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم
تو اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی
و من دریاچه ی اشکی که دائم رو به طغیانم
بزن نی باز غوغا کن... بزن دف شور برپا کن
به هر سوزی بگریانم به هر سازی برقصانم
ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم
تو آرامی من آرامم، پریشانی پریشانم
اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود
که این دیوانگی ها را من از چشم تو می خوانم
#لاادری
- @Moqlgh
خسته ام مثل کبوتر که شده جلد ولی
وقت برگشت ببیند که دگر بامی نیست
#مهدی_رضایی
- @Moqlgh