دوش در خواب لب نوش تو را بوسیدم
خواب ما به بود از عالم بیداری ما...
#فروغی_بسطامی
- @Moqlgh
آرزومند توام!
بنمای روی خویش را
ور نه از جانم برون کن
آرزوی خویش را...🤍
#هلالى_جغتايى
- @Moqlgh
همچون انار خون دل از خویش میخوریم
غم پروریم!حوصله ی شرح قصه نیست
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
مکش منت به هر نامرد و مردی
مده دل را به ذلت دست فردی
اگر او را به تو مهر و وفا نیست
اگر او بر جراحاتت دوا نیست
رهایش کن مرنجان خویشتن را
مبر هرگز ز یادت این سخن را
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
مائیم و حسرتی که علاجش نمی کند
صد روز وصل از شب هجران درازتر
#حکیم_شفایی
- @Moqlgh
خویش را گم کردهام بعد از تو در آوار خویش!
رحم کن! میترسم از تنهایی بسیار خویش
شمع جانم را مسوزان بیش از این،دیگر مگو
«اشک میریزد برای گرمی بازار خویش»
آنچنان سرگرم رویای تو هستم، بارها
دیدهام خواب تو را با دیدهی بیدار خویش
چهرهای دارم که پنهان در نقاب کهنهایست
خیره در آیینهام با حسرت دیدار خویش!
باشد ای خورشیدِ پنهان! در حجابِ خویش باش
باز هم خو میکنم با سایهی دیوار خویش...
#حسین_دهلوی
- @Moqlgh
چه کسی میفهمد در دلم رازی هست!
میسپارم آن را
به خیال شب و تنهایی خود :)
#سهراب_سپهری
- @Moqlgh
مرگ در قاموس ما از بیوفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصهی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه!
دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است
تشنگان مهر محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل معاش اندیش؛ با معنای عشق
آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است
هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آیینه گیسو میگشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمیدادی به من
آرزوی وصل از بیم جدایی بهتر است...
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
گیرم که به هر حال مرا بردهای از یاد
گیرم که زمان خاطرهها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی، نه شنیدی،نه تو بودی
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد...
#محمدرضا_نظری
- @Moqlgh
گیریم که خیر است شبم بی تو ولی باز
خیری که نباشی تو در آن شر بزرگیست؛
#طاهره_اباذریهریس
- @Moqlgh