eitaa logo
| مُغْلقْ |
359 دنبال‌کننده
249 عکس
81 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/2523814 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
غافل از اینکه خودت همراه من میسوختی از حسادت آتشی در قلب من افروختی هر زمان که بر خلاف میل تو حرفی زدم با سکوت خیره ات لبهای من را دوختی گفته چشمت بارها درب خروج از آن ور است از «جدایی من نمیدانم چه چیز اندوختی؟! هم پدر هم مادرت عشاق خوبی بوده اند این همه بی عشقی ات را از کجا آموختی؟! توی این آشفته بازاری که نامش «زندگی» است؛ روی دستت ماندم آیا؟ یا مرا نفروختی؟! «رابطه از دید تو یک بازی لی لی شده؛ منتظر هستی بسوزم تا بگویی: «سوختی»! - @Moqlgh
دوستت دارم ، ولی تقدیر چیز دیگری‌ست... - @Moqlgh
من نیک تو خواهم و تو خواهی بد من تو نیک نبینی و به من بد نرسد - @Moqlgh
ز نامردان علاجِ دردِ خود جُستن بدان مانَد که خار از پا برون آرَد کسی با نیشِ عقرب‌‌ها! - @Moqlgh
گَردی دگر بلند نمی‌گردد از نفَس تعمیر می‌رمد ز بنای خرابِ ما - @Moqlgh
اگرچه خسته‌ام از دردِ بی‌کران خودم رها کنید مرا با غمِ نهانِ خودم به دشمنانِ قسم خورده، احتیاجی نیست که دشنه می‌خورم از دست دوستان خودم چو رنج بوده فقط سهمم از جهانِ شما خوشا به کنجِ اتاقم، خوشا جهانِ خودم که کیمیای سعادت، سکوت بود، سکوت چه زخم‌ها که نخوردم من از زبانِ خودم شراب نیز به دردم نمی‌دهد تسکین مگر که زهر بریزم به استکانِ خودم اگر که مرگ فقط چاره‌ی من است، چه باک؟ به مرگِ خویش کنون راضی‌ام، به جانِ خودم - @Moqlgh
قوم از شراب مست و زِ منظور بی‌نصیب من مست از او چنان که نخواهم شراب را - @Moqlgh
کاش بین نثرها و نظم‌ها دفن میشدم و هیچ وقت به واقعیت برنمیگشتم
یک عمر به سودای لبش سوختم و آه روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد! - @Moqlgh