مکتوبِ عاشق از رَهِ دل میرسد به دوست
این نامه را به بالِ کبوتر چه حاجت است؟
#طالب_آملی
- @Moqlgh
قهوه میریزم برایت، نیستی آن سوی میز
هی شکر میریزم و تلخ است جای خالیات...
#معصومه_صابر
- @Moqlgh
نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودم
که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی
نه سراغ من گرفتی، نه سخن به نامه گفتی
به همان بهانه ای که، نشنیده ای ندائی
#فریدون_مشیری
- @Moqlgh
ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
دیوانگان را میکند زنجیر او دیوانهتر
ای عشق شوخ بوالعجب آورده جان را در طرب
آری درآ هر نیم شب بر جان مست بیخبر
ما را کجا باشد امان کز دست این عشق آسمان
ماندست اندر خرکمان چون عاشقان زیر و زبر
ای عشق خونم خوردهای صبر و قرارم بردهای
از فتنه روز و شبت پنهان شدستم چون سحر
در لطف اگر چون جان شوم از جان کجا پنهان شوم
گر در عدم غلطان شوم اندر عدم داری نظر
ما را که پیدا کردهای نی از عدم آوردهای
ای هر عدم صندوق تو ای در عدم بگشاده در
هستی خوش و سرمست تو گوش عدم در دست تو
هر دو طفیل هست تو بر حکم تو بنهاده سر
کاشانه را ویرانه کن فرزانه را دیوانه کن
وان باده در پیمانه کن تا هر دو گردد بیخطر
ای عشق چست معتمد مستی سلامت میکند
بشنو سلام مست خود دل را مکن همچون حجر
چون دست او بشکستهای چون خواب او بربستهای
بشکن خمار مست را بر کوی مستان برگذر
#مولانا
- @Moqlgh
گفتی حسادت است ولی خندههای تو
مرگ غرور بود نمیرفت در کتم...
#سیدحسن_میلانی
- @Moqlgh
#ناشناس
عشق، آهوی جوانی ست که در دشت جنون
تیر خورده ست ولی بیخبر از خویشتن است!
#مرتضی_لطفی
- @Moqlgh
من به باغی باغبانی میکنم با چشمِ تَر
کز درختش دیگران گل های رنگین میبرند
#فروغی_بسطامی
- @Moqlgh
طبیبا! داغهای سینه را صد بار مرهم نِه
که دارم در تهِ هر داغ، صد داغِ دگر پنهان
#هلالی_جغتایی
- @Moqlgh
مُرده را بهر چه میپوشند چشم آگاه باش
خاک خلوتگاه اسرار است و ما نامحرمیم...
#بیدل_دهلوی
- @Moqlgh