eitaa logo
| مُغْلقْ |
375 دنبال‌کننده
254 عکس
87 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/3523059 حمایتی نداریم! . من؟ @Thelake27
مشاهده در ایتا
دانلود
ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر دیوانگان را می‌کند زنجیر او دیوانه‌تر ای عشق شوخ بوالعجب آورده جان را در طرب آری درآ هر نیم شب بر جان مست بی‌خبر ما را کجا باشد امان کز دست این عشق آسمان ماندست اندر خرکمان چون عاشقان زیر و زبر ای عشق خونم خورده‌ای صبر و قرارم برده‌ای از فتنه روز و شبت پنهان شدستم چون سحر در لطف اگر چون جان شوم از جان کجا پنهان شوم گر در عدم غلطان شوم اندر عدم داری نظر ما را که پیدا کرده‌ای نی از عدم آورده‌ای ای هر عدم صندوق تو ای در عدم بگشاده در هستی خوش و سرمست تو گوش عدم در دست تو هر دو طفیل هست تو بر حکم تو بنهاده سر کاشانه را ویرانه کن فرزانه را دیوانه کن وان باده در پیمانه کن تا هر دو گردد بی‌خطر ای عشق چست معتمد مستی سلامت می‌کند بشنو سلام مست خود دل را مکن همچون حجر چون دست او بشکسته‌ای چون خواب او بربسته‌ای بشکن خمار مست را بر کوی مستان برگذر - @Moqlgh
گفتی حسادت است ولی خنده‌های تو مرگ غرور بود نمی‌رفت در کتم... - @Moqlgh
عشق‌، آهوی جوانی ست که در دشت جنون تیر خورده ست ولی بی‌خبر از خویشتن است! - @Moqlgh
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست - @Moqlgh
من به باغی باغبانی می‌کنم با چشمِ تَر کز درختش دیگران گل های رنگین می‌برند - @Moqlgh
طبیبا! داغهای سینه را صد بار مرهم نِه که دارم در تهِ هر داغ، صد داغِ دگر پنهان - @Moqlgh
مُرده را بهر چه می‌پوشند چشم آگاه باش خاک خلوتگاه اسرار است و ما نامحرمیم... - @Moqlgh
شرفِ ذات به تقلید نگردد حاصل گاو و خر را نکند خوردنِ گندم، آدم! - @Moqlgh
کاش هر دردی به من می‌داد غیر از درد عشق! این همه من استخوان دارم چرا قلبم شکست؟ - @Moqlgh
داد چشمان تو در کشتن من دست به هم فتنه برخاست چو بنشست دو بد مست به هم هر یک ابروی تو کافی ست پی کشتن من چه کنم با دو کماندار که پیوست به هم شیخ پیمانه شکن توبه به ما تلقین کرد آه از این توبه و پیمانه که بشکست به هم عقلم از کار جهان رو به پریشانی داشت زلف او باز شد و کار مرا بست به هم مرغ دل زیرک و آزادی از این دام محال که خم گیسوی او بافته چون شست به هم دست بردم که کشم تیر غمش را از دل تیر دیگر زد و بر دوخت دل و دست به هم هر دو ضد را به فسون جمع توان کرد، «وصال»! غیر «آسودگی» و «عشق» که ننشست به هم... - @Moqlgh
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب ماه را میشود از حافظه‌ آب گرفت؟ - @Moqlgh