eitaa logo
| مُغْلقْ |
376 دنبال‌کننده
254 عکس
86 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/3523059 حمایتی نداریم! . من؟ @Thelake27
مشاهده در ایتا
دانلود
تا رفته ای، شمار شب و روز می کنـم ایام عمر من، همه یوم الحساب بود - @Moqlgh
ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم.. از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم! آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم را ؟.. تا اين که بر نتابى ، ديگر جدائيم را؟! آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما.. لطفا بده مجالى ، تا صبحِ روز فردا! بايد که خلوتى با ، افکار خود نمايم.. اينجا بمان که فردا ، با پاسخت بيايم! ماهي قبول کرد و ، آب روان گذر کرد.. تنها براى يک شب ، از پيش او سفر کرد! وقتى که آمدش باز ، تا اين که گويد آرى.. يک حجله ديد و عکسى ، بر آن به يادگارى! خود را ز پيش ماهى ، ديشب که بُرده بودش.. آن شاه ماهى عشق ، بى آب مرده بودش! ناليد و يادش افتاد ، از ماهى آن صدايي.. وقتى که گفت با عشق ، ميميرم از جدايى!! ای کاش آب می ماند ، آن شب کنار ماهی.. ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی! آری من و شما هم ، مانند آب و ماهی.. یک لحظه غفلت از هم ،یعنی همین جدایی! - @Moqlgh
می روی باشد ولی بال و پرم را پس بده لااقل ته مانده های آخرم را پس بده آتشی بودی که افتادی به جان سینه ام من فروکش کرده ام،خاکسترم را پس بده مومنی بودم که ایمان مرا دادی به باد آن خدای سابق و پیغمبرم را پس بده مرد مرده مثل مردابی میان جنگل است از تو خواهش میکنم نیلوفرم را پس بده من که دیگر آبرویم بین مردم رفته است قطره های گریه ی شرم آورم را پس بده حیف از آن شعری که در وصف نگاهت گفته ام دست کم اشعار نغز دفترم را پس بده آنچه یادم داده ای بی اعتمادی بود و بس اعتمادم را بگیر و باورم را پس بده هرچه از من برده ای باشد حلالت،نوش جان لااقل ته مانده های آخرم را پس بده - @Moqlgh
بی حاصل است تخم فشاندن به شوره زار مگشا به بی‌غمان لب گفتار خویش را... - @Moqlgh
ندادی مهلتم حتی بگویم من خداحافظ که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم... - @Moqlgh
فریاد زدم در دل خود: «عشق کجایی؟» پژواک بر آمد: «بنشین! نوبت ما نیست...» - @Moqlgh
سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه، مرنج ما که باشیم که اندیشهٔ ما نیز کنند - @Moqlgh
خوش آن شبها که هم من، هم تو را خواب آیَد از مستی تو سَر بر بالشِ راحت نهی، من سر به زانویت - @Moqlgh
اگر از عرش افتد کس، امید زیستن دارد کسی کز طاق دل افتاد از جا برنمی‌خیزد - @Moqlgh
چرا خَم گشته می‌گردند پیرانِ جهاندیده مگر در خاک می‌جویند ایامِ جوانی را؟ - @Moqlgh
خفته‌ام امشب ولی جای منِ دل سوخته صبحدم بینی که خیزد دودِ آه از بسترم - @Moqlgh
عاقل به کنارِ دجله تا پُل می‌جست دیوانه‌ی پا برهنه از آب گذشت - @Moqlgh