گريه و چای و غم و شعر و دو نخ بهمن و بعد
باز هم گريه و … يک دور دگر مصرع قبل
#كيانوش_سفری
- @Moqlgh
صورتِ نازِ تو را ماه اگر روزی دید
از خجالت به خسوفی برود طولانی
#نازلی_بابایی
- @Moqlgh
تازه راضی کردهام دل را به دینداری ولی
بیم از آن دارم که دینداران پشیمانش کنند
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
فقط یک آرزو دارم، که از لب های تو ای مرگ
شبی آرام و آهسته، هزاران بوسه بردارم
#زهرا_عسگری
- @Moqlgh
باران که میبارد هم گلدان تشنه آب می خورد، هم لانه ی پرنده ویران می شود؛ گفتی دوستت دارم و من نمی دانستم به قصد کدام آمده بودی..
- @Moqlgh
هر شب از سینهی من تیرِ بلا میگذرد
تو چه دانی که بر این سینه چهها میگذرد؟
#امیرخسرو_دهلوی
- @Moqlgh
گیرَمَت چون تَنگ در بَر، سَر مکش از من که نیست
جامهای چسبانتر از آغوشم آغوشِ تو را
#مشتاق_اصفهانی
- @Moqlgh
گذشت خوبیام از حد، به شک دچار شدند
به احترام کمی خم شدم، سوار شدند
#حسین_جنتی
- @Moqlgh