سینیِ چای و گل و مردی که مانند تو نیست...
یک دلِ مُرده که دیگر گیر و پابندِ تو نیست...
بین جمعیت صدای خنده ات پیچید و بعد...
تا سرم چرخید دیدم حیف! لبخندِ تو نیست!(:
الـنـّکـاحُ سـنـتـی! آیـا وکــیـلم مـن؟! بـلـه!
زیر لب با بغض گفتم این که پیوندِ تو نیست...(:
با عسل کام منِ بیچاره شیرین تر نشد؛
تلخ می بوسم لبی را که لبِ قندِ تو نیست...
تو قسم ها خورده بودی میرسی روزی به من..!!
آاای این کابوسِ واضح مثلِ سوگند تو نیست!!(:
بعد از این باید فراموشت کنم، از این به بعد...
شاعر این شعرِ غمگین آرزومند تو نیست!
کودکی آشفته را هم چند سالی بعد از این؛
می فشارم سخت در آغوش و فرزندِ تو نیست...(:
می پرم از خواب و یادم نیست چیزی را به جز...
سینیِ چای و گل و مردی که مانند تو نیست!(:
#طاهره_اباذریهریس
- @Moqlgh
ضربه خوردیم و شکستیم ونگفتیم چرا؟!
ما دهان از گِله بستیم و نگفتیم چرا؟!
#شادی_صندوقے
- @Moqlgh
لذت وصل نداند مگر آن سوختهای!
که پس از دوری بسیار به یاری برسد...
#بیدل_دهلوی
- @Moqlgh
من از بیداریِ کابوسوارم سخت میترسم
کسی را میشناسی این حوالی خواب بفروشد؟
#امیر_اخوان
- @Moqlgh
میان این همه یاری که در کنارِ من است
فقط غم است که با من کنار میآید . .
#یاسر_قنبرلو
- @Moqlgh
احساس خستگی میکنم ! یک خستگی مفرط در کل ساعات شبانه روز
من مینویسم خستم و اینطور به نظر میاد که فقط همینه
اما این فراتر از یک خستگی مفرطه
حالتی غیر قابل توصیف با کلمات !
اما من برای بیانش مجبورم اون رو در قالب کلمات بگنجونم
من واقعا خیلی خستم !
#نامههایمنبهتو
گر تمنای تو از خاطر ناشاد رود
داغ عشق تو گلی نیست که از یاد رود
نرود حسرت آن چاه زِنخندان از دل
تشنه را،آب محال است که از یاد رود
نتوان از سر او برد هوای شیرین
لشگر خسرو اگر بر سر فرهاد رود
کاش چون شمع،همه سر شود اعضای کلیم
تاسراسر به ره عـشقِ تو بر باد رود!
#کلیم_کاشانی
- @Moqlgh
رفت و از گریهی طوفانیام اندیشه نکرد!
چه دلے داشت خدایا
که به دریا زد و رفت...
#هوشنگ_ابتهاج
- @Moqlgh