درحالی که تمام رسانههای دنیا با اعتماد به نفس تیتر خبر میزنند که خامنهای در پناهگاه است و اینترنشنال مدام از پنهان شدن آیتالله خامنهای گزارش میرود، مردی وضویش را گرفته و آرام آرام، درحالی که لبهایش به ذکر میجنبد، عبا روی دوش میکشد، روی صندلیاش مینشیند و قرآن وا میکند.
رئیسجمهور آمریکا کلافه و سردرگم و عصبانی، دنبال دیوار سالمی میگردد که قبلا سرش را در آن نکوبیده باشد. به شیشههای تیرهی قفسه نگاهی میاندازد و به خودش وعده میدهد که حتما بعد از اینکه خیالش از این عملیات راحت شد آنقدر بنوشد که خفه شود، نشئه شود، یک گوشه بیفتد و برای ساعاتی چیزی نفهمد. نمرودی است که مگس از دماغش بالا رفته و دیوانهاش کرده است. رئیس رژیم اشغالگر از قبل زیر هفت لایه زمین دویده و درها را پشت سرش چند قفله کرده است. ناخن میجوَد و به خودش و رئیسجمهور احمق آمریکا لعنت میفرستد. قبل از هرچیزی هم دستور داده آمادهی پخش آژیر از بلندگوها در سرتاسر شهرکها باشند!
مَرد آیه به آیه میخواند و پیش میرود. تفکّر میکند. تدبّر میکند. با ترتیل میخواند. عصایش را کناری نهاده. راه دریا گشوده شده است. آیهها را خط میبرد: انّ معی ربّی. لبخند مینشیند روی لبهایش. لبخند اقتدار و صلابت. دست چپش را مُشت میکند. دریا گشوده است. خودش پیش میرود و یاران را فرا میخوانَد. لشکر فرعون پشت سر است. «خدا فرعون را یک بار دیگر غرق خواهد کرد.»
مراسلات
خدا به او عزّت بدهد. معلّممان را میگویم. بعد از جنگ دوازده روزه که در کلاس تبیینَش جمع شده بودیم م
خدایا ببین این مردم چطور اومدن پای کار
خدایا ببین هیچی این مردم رو عقب نمیزنه
خدایا به ما رحم کن و جواب اینهمه استقامت رو بده
وقتی قبل یا بعد از رفتن به تجمعات، از توی خونه صدای شعارها و اللهاکبرها رو میشنوم تازه یهکم متوجه اون صحبت حضرت امام میشم که "آنقدر شعار اللهاکبر بر فَرق اینها(طاغوت) کوبیده شد که فرار کردند و رفتند".
واقعا چقدر قدرت داره این اللهاکبر! بعضی وقتها دقت کنید بهش. گوش کنید به شعاری که میشنوید و از حنجرهی خودتون خارج میشه. عجب صلابتی داره! چقدر روح داره! شجاعت میده به اهلش. توان و جسارت میده.
انگار خدا میخواست ما نسل چهارمیهای انقلابندیده، ببینیم و بفهمیم که ما با همین اللهاکبر و لاالهالاالله انقلاب کردیم. همینها هم انقلاب ما رو تا امروز نگه داشته. همینها هم انقلاب ما رو به ظهور وصل میکنه. انشاءالله.
#از_نبرد
/سنگ، کاغذ، قیچی
پس انگار دست سالم شما همیشه به وقت احترام و تفقد و پاسخ به اشک و لبخندها باز بوده، و به وقت صلابت و پیروزی، مُشت.
به هرحال، چه سنگ و چه کاغذ، هردو بر قیچی (✌️) پیروز است!
ولی آقا ما از وقتی چشم وا کردیم تو این دنیا شما رو دیدیم. حتی وقتی هیچی از سخنرانیهاتون نمیفهمیدیم بازم همیشه تصویر شما قاب چشمای بود. آقا ما به عشق شما قد کشیدیم...
دعا کنید که ما هم برای یار بمیریم
به پای دوست بمانیم و پای کار بمیریم
به جای آن که به تلخی به احتضار بیفتیم
به شهد شربت شیرین خوشگوار بمیریم
اگر بناست که ناگاه پیک مرگ بیاید
چه بهتر است که آتش به اختیار بمیریم
هزارها به تب و اتفاق و حادثه مُردند
خدا کند که به میدان کارزار بمیریم
خدا کند که شبیه زهیر و عابس و مسلم
شبیه میثم تمّار و روی دار بمیریم
و کاش روی تو نادیده جان به کس نسپارم
و کاش حاضر و در حال انتظار بمیریم
یکی است «جان گرامی»، مرگ اِعاده ندارد
به جای عزّت خونین، به ننگ و عار بمیریم؟
کمی شبیه حسینیم(ع) صبح روز قیامت
اگر که مثل شهیدان به افتخار بمیریم
و مرگ وعدهی حق است و "دور باد" ندارد
چه خوب میشود اما.. که رستگار بمیریم
#ریحانه_شیرازی