«بنا نبود که عاشق کنی محل ندهی»
*/وین اتروحین؟ الکربله/ لازم انروح/ شسمچ حبیبتي؟/ «طلع شباب من الخیم گومی یزینب هلهلی»/ أکل الحمامات؟!/ ایران، صاروخ، حرب، اسرائیل، مقاومون، ماشاءالله...
*/چه شد مرور خاطرات شد تمام سهم من..؟
*/باز هم بهت سر میزنم ببین کی گفتم...
اربعین_۱۴۰۴
#ذکریات
همسایه، عزیز از دست داده. و دقایقی است بیوقفه، صدای شیون و فغان، جیغهای جگرخراش زنانه و فریادهای امانبریدهی مردانه از کف کوچه میرسد. در حالی که دوست دارم بروم به تسلّا و شاید آغوشی برای یکی از این دخترکان رنگینموی رنگپریده، اگرچه که خود و قلب خود را از این توان تهی میدانم، صحبتی از آن فرزانه به خاطرم میآید که همین سه روز پیش میشنیدم که «صبر بر سه نوع است؛ صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت، صبر بر معصیت. و پایینترین مرتبهی آن صبر بر مصیبت است. که در هنگام بلاء دیدن، صبر کنی و جزع و فزع نکنی...» به راستی که آدمی به وقت سنجش ایمان و صبر، در مییابد چقدر بر بالین آسودگی، تمرین صبر نموده که حالا بر خاکستر گداختهی مصیبت، صبر را نه با خویش که از خویش داشته باشد. «صبر»... و ما در پایینترین مرتبهاش در کار خویش ماندهایم. پناه بر تو از بیصبریهایم...
#یاد_داشت