eitaa logo
مروارید های خاکی
455 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
2.8هزار ویدیو
3 فایل
امت حزب الله پیرو ولایت فقیه باشید، تا برای همیشه فاتح و رستگار شوید. ولایت فقیه هست که راه کمال را به ما نشان می‌دهد. 🥀 #شهید_اسکندر_بهزادی ارتباط با ما ← کانال دوم با موضوعی بسیار متفاوت ← @Safir_Roshangari @ye_loghmeh
مشاهده در ایتا
دانلود
مروارید های خاکی
✨ بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 📚 #رمان #نسل_سوخته 🔥 #قسمت_شصت_وپنجم: عیدی بدون بی بی نمی دونم مادر
✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 📚 🔥 : محمد مهدی شب بود که تلفن زنگ زد، محمد مهدی، پسر خاله مادرم بود. پسر خاله ای که تا قبل از بیماری مادربزرگ به کل، من از وجود چنین شخصی بی اطلاع بودم. توی مدتی که از بی بی پرستاری می کردم دو بار برای عیادت اومد مشهد، آدم خون گرم، مهربان، بی غل و غش، متواضع و خنده رو که پدرم به شدت ازش بدش می اومد این رو از نگاه ها، حالت ها و رفتار پدرم فهمیدم علی الخصوص وقتی خیلی عادی پاش رو در می آورد و تکیه می داد به دیوار ، صدای غرولندهای یواشکی پدرم بلند می شد. زنگ زد تا اجازه من رو برای یه سفر مردونه از پدرم بگیره. اون تماس اولین تماس محمد مهدی به خونه ما بود . پدرم، سعی می کرد خیلی مودبانه پای تلفن باهاش صحبت کنه اما چهره اش مدام رنگ به رنگ می شد. خداحافظی کرد و تلفن رو با عصبانیت خاصی کوبید سر جاش ... - مرتیکه زنگ زده میگه داریم یه گروه مردونه میریم جنوب مناطق جنگی اگر اجازه بدید آقا مهران رو هم با خودمون ببریم یکی نیست بگه ... و حرفش رو خورد و با خشم زل زد بهم. - صد دفعه بهت گفتم با این مردک صمیمی نشو، گرم نگیر بعد از 20 ،19 سال پر رو زنگ زده که ... که با چشم غره های مادرم حرفش رو خورد مادرم نمی خواست این حرف ها به بچه ها کشیده بشه و فکرش هم درست بود ... علی رغم اینکه با تمام وجود دلم می خواست باهاشون برم مناطق جنگی، عشق دیدن مناطق جنگی شهدا اونم دفعه اول بدون کاروان ... اما خوب می دونستم چرا پدرم اینقدر از آقا محمدمهدی بدش میاد. تحمل رقیب عشقی کار ساده ای نیست. این رو توی مراسم ختم بی بی از بین حرف های بزرگ ترها شنیده بودم وقتی بی توجه به شنونده دیگه داشتن با هم پشت سر پدرم و محمد مهدی صحبت می کردن ... ... 🥀 @morvaridkhaky
فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ آنچه را از قرآن برای شما میسر است بخوانید مزمل/۲۰ از خالق آسمانی به بنده زمینی شاید خودت ندونی اما تورو جوری ساختم که فقط باحرف زدن با خودم آروم میشی، اما تو خیلی وقتا بدون توجه به من لابه لای آدم های این دنیا دنبال آرامش میگردی... 🥀 @morvaridkhaky
﷽❣ ❣﷽ به یاد تو کران تا بی‌کران دل برایت می‌تپد هفت آسمان دل کدامین جمعه می‌آیی؟ که از شوق کنم تقدیم تو صد جمڪران دل 🌼 🍃 🥀 @morvaridkhaky
سلیمانی چگونه سلیمانی شد ضدلنقلاب شایعه کرده بودند فرمانده لشکر از ترس یک تونل زیر خانه‌اش ساخته که بتواند فرار کند، خاک‌های جلوی خانه را دیده بودند. گفته بود زیر زمین را طوری بسازیم که بشود داخلش روضه‌خوانی برگزار کرد، خودش هم هر وقت می‌آمد آنجا دست بنا را می‌بوسید که دارد حسینیه می‌سازد. 🥀 @morvaridkhaky
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 فیلمی تکان‌دهنده از شهید مدافع حرم "موحدنیا" بر بالین پیکر همرزم شهیدش در منطقه عملیاتی "المیادین" سوریه 🥀 @morvaridkhaky
✳ ترک مستحبات! 🔻 و انسان باید آن‌قدر قوی و نیرومند باشد که بر انسان غالب باشد، بر انسان غالب باشد که هرکاری را که انسان می‌کند روی اراده باشد. حتی گویا فقها این نقل را می‌کنند (اخلاقیون هم گفته‌اند) که اگر را همیشه انجام می‌دادیم، مدتی آن را ترک کنیم بگذاریم از سرمان خارج بشود، بعد انجام بدهیم که از روی عادت انجام نداده باشیم بلکه از روی اراده انجام داده باشیم. 👤 📚 | ج۱ 📖 ص ۲۱۱ 🥀 @morvaridkhaky
🔺سخنی که با سه بار قسم جلاله سردار دل‌ها آمیخته است 🥀 @morvaridkhaky
مروارید های خاکی
شهید ابراهیم هادی کسی بود که دست یک دزد رو گرفت و به خدا رسوند... کاش ما هم کمی اندازه شهدا جذب داش
🌺 ابراهیم شهید شد .....🌺 🔵 امروز جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ پنج روز است که در محاصره هستیم. آب و غذا و مهمات نداریم. شمار بچه های کانال کمیل بسیار کم است و بسیاری شهید و یا زخمی شدند. باقی از هم از عطش فراوان توانی برایشان نمانده است. امیدواری دادن های ابراهیم بهترین رزق این چند روز برای بچه ها بود.. ابراهیم می گفت : اگر همگی هم شهید شویم تنها نیستیم، مطمئن باشید مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها می آید و به ما سر می زند. در همین حال رزمنده ای فریاد زد : مادر بخدا قسم اگر گردان کمیل در مدینه بود هرگز نمی گذاشتند به تو سیلی بزنند. نوای مادر مادر در کانال طنین انداز شده بود... کماندو های عراقی به کانال رسیدند و شروع کردند به قتل عام بچه های باقی مانده کمیل و حنظله بچه های کمیل و حنظله همراه با راهپیمایی ۲۲ بهمن در شهرهای مختلف ایران داشتند حماسه دیگری رقم می زدند. ابراهیم باقی رزمندگان را به عقب راند و خود در برابر کماندوها مقاومت می کرد که ناگهان نوایی بلند شد : 🌺 ابراهیم شهید شد...🌺 🥀 @morvaridkhaky
مروارید های خاکی
🌸256 بفرستید در مکالمات بی سیم برای هر چیزی یک کد رمز گذاشته بودیم. کد رمز آب هم 256 بود.من هم بی
🌸 نامه نگاری اسیر شده بودیم! قرار شد بچه ها برا خانواده هاشون نامه بنویسن ! بین اسرا چند تا بی سواد و کم سواد هم بودند که نمی تونستن نامه بنویسن اون روزا چند تا کتاب برامون آورده بودن که نهج البلاغه هم لابه لاشون بود ! یه روز یکی از بچه های کم سواد اومد و بهم گفت : من نمی تونم نامه بنویسم از نهج البلاغه یکی از نامه های کوتاه امیرالمومنین علیه السلام رو نوشتم روی این کاغذ می خوام بفرستمش برا بابام نامه رو گرفتم و خوندم از خنده روده بُر شدم! بنده خدا نامه ی امیرالمومنین علیه السلام به معاویه رو برداشته و برای باباش نوشته بود !😂 🥀 @morvaridkhaky
10.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥کلیپ ویژه از سرود تاریخی "به لاله‌ی در خون خفته" به یاد حاج قاسم سلیمانی 🥀 @morvaridkhaky
جهت شادی روح تمام کسانی که در این ۴۲سال برای انقلاب اسلامی ایران زحمت کشیدند، علل خصوص شهدای دهه چهارم انقلاب فاتحه‌ای قرائت کنیم 🇮🇷 🥀 @morvaridkhaky
به وقت رمان 🍃