eitaa logo
مروارید های خاکی
832 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
3.1هزار ویدیو
3 فایل
امت حزب الله پیرو ولایت فقیه باشید، تا برای همیشه فاتح و رستگار شوید. ولایت فقیه هست که راه کمال را به ما نشان می‌دهد. 🥀 #شهید_اسکندر_بهزادی ارتباط با ما ← کانال دوم با موضوعی بسیار متفاوت ← @Safir_Roshangari @ye_loghmeh
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه لباس کهنه می‌پوشید. سرآخر اسمش پای لیست دانش‌آموزان کم بضاعت رفت. مدیر مدرسه دایی‌اش بود. همان روز عصبانی به خانه خواهرش رفت‌. مادر عباس بابایی، برادرش را پای کمد برد و ردیف لباس‌ها و کفش‌های نو را نشانش داد. گفت عباس می‌گوید دلش را ندارد پیش دوستان نیازمندش اینها را بپوشد 🥀 @morvaridkhaky
می گفت: وقتی اذان صبح می شود، پس از اینکه وضو گرفتی، به  طرف بایست و بگو: ای خدا! این دستت را روی سر من بگذار و تا صبح فردا برندار. به شوخی دلیل این کار را از او پرسیدم. او در پاسخ چنین گفت: اگر دست خدا روی سرمان باشد، شیطان هرگز نمی تواند ما را فریب دهد. 📚پرواز تا بینهایت 🥀 @morvaridkhaky
17.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» 📽😢 🎶 نوحه قدیمی،حزن آور و سنگین، با صدای دلنشین عقاب تیز پرواز ارتش جمهوری اسلامی ایران سرتیپ خلبان 🎙🥀 ▪️من که خداییش گریه گردم ، شما هم اشکت جاری شد التماس دعا😢 🌏مجتمع اهل البیت علیهم السلام 🏴🏴🏴🏴🏴 🥀 @morvaridkhaky
💕🕊 قـهر بودیم، در حال نماز خوندن بود .. نمازش که تموم شد هنوز پشت به اون ور نشسته بودم... کتاب شعرش و برداشت و با یه لحن دلنشین شروع کرد به خوندن ولی من باز باهاش قهر بودم..!!! کتاب و گذاشت کنار ، بهم نگاه کرد و گفت: "غزل تـمام ، نـمازش تمام ، دنـیا مات ، سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد" باز هم بهش نـگاه نکردم... اینبار پرسید:عاشقمی؟؟ سکوت کردم... گفت: "عاشقم گر نیستی لطفی بکن نفرت بورز... بی تـفاوت بـودنت هـر لحـظه آبم میکند" دوباره با لبخند پرسید:عاشقمی مگه نه؟☺️ گفتم :نـه ! گفت: "لبت نه گوید و پیداست میگوید دلت آری که این سان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری "❤️ زدم زیر خنده... و رو بروش نشستم... دیگه نتوستم بهش نگم وجودش چـــــقدر آرامش بخشه...💕 بهش نگاه کردم و از ته دل گفتم : خدا رو شکر که هستی...❤️ 🕊 🥀 @morvaridkhaky
🍃 🔸سال ۱۳۶۱ ‎ را که جوان حزب‌اللّهی بود، گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان؛ 🔸 بنا بود او این پایگاه را اداره کند؛ کار سختی بود. دل همه می‌لرزید؛ دل خود من هم که اصرار داشتم،می‌لرزید که آیا می‌تواند؟! 🔸اما توانست... او یک انسان واقعاً مؤمن و پرهیزگار و صادق و صالح بود. (مدظله‌العالی) ۱۳۸۳/۱۰/۲۳ 🥀 @morvaridkhaky .
🍃 وقتی منطقه بود و مدتها می شد که من و بچه ها نمی دیدمش، دلم می گرفت توی خیابان زن ها و مرد ها را می دیدم که دست در دست هم راه می روند، غصه ام می شد زن شوهر می خواهد بالای سرش باشد. می‌گفتم: تو اصلا می خواستی این کاره بشوی چرا آمدی مرا گرفتی؟ می گفت: پس ما باید بی زن می ماندیم می گفتم: اگر سر تو نخواهم نق بزنم پس باید سر چه کسی بزنم؟ می گفت: اشکال ندارد ولی کاری نکن اجر زحمتهایت را کم کنی، اصلا پشت پرده همه این کارهای من بودن توست که قدم هایم را محکم تر می کند نمی گذاشت اخمم باقی بماند کاری می کرد که بخندم و آن وقت همه مشکلاتم تمام می شد... 🕊🌹 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🥀 @morvaridkhaky .
💕🕊 قـهر بودیم، در حال نماز خوندن بود .. نمازش که تموم شد هنوز پشت به اون ور نشسته بودم... کتاب شعرش و برداشت و با یه لحن دلنشین شروع کرد به خوندن ولی من باز باهاش قهر بودم..!!! کتاب و گذاشت کنار ، بهم نگاه کرد و گفت: "غزل تـمام ، نـمازش تمام ، دنـیا مات ، سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد" باز هم بهش نـگاه نکردم... اینبار پرسید:عاشقمی؟؟ سکوت کردم... گفت: "عاشقم گر نیستی لطفی بکن نفرت بورز... بی تـفاوت بـودنت هـر لحـظه آبم میکند" دوباره با لبخند پرسید:عاشقمی مگه نه؟☺️ گفتم :نـه ! گفت: "لبت نه گوید و پیداست میگوید دلت آری که این سان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری "❤️ زدم زیر خنده... و رو بروش نشستم... دیگه نتوستم بهش نگم وجودش چـــــقدر آرامش بخشه...💕 بهش نگاه کردم و از ته دل گفتم : خدا رو شکر که هستی...❤️ 🕊 🥀 @morvaridkhaky .