🌷🕊🥀🌴🥀🕊🌷
#عاشقانه_های_شهدا
#در_کنار_شهدا
#شهید_والامقام
#سجاد_زبرجدی
مزار #سجاد خیلی شلوغ میشود ، اوائل این موضوع برای خود ما هم عجیب بود ، میرفتیم و میدیدیم یکی از شیراز به عشق #سجاد بلند شده آمده تهران ، یکی در گرگان خواب #سجاد را دیده و آمده بهشت زهرا ، یکی در قم ، یکی در اصفهان و ...
اولش نمی دانستیم حکمتش چیست
بعد دیدیم حکمت این شلوغی ، بر
می گردد به #وصیت_نامه_سجاد که خطاب به مردم گفته :
اگر درد دلی دارید یا خواستید مشورتی بگیرید بیایید سر #مزار من، به لطف #خداوند من همیشه حاضر هستم .
شاید باورتان نشود ، اما ما هر وقت سر مزار #سجاد میرویم میبینیم مزار پر از دسته #گل است و اصلاً احتیاجی نیست ما با خودمان #گل ببریم .
راوی :
#خواهر_شهید
مزار مطهر :
قطعه ۵۰ بهشت زهرای تهران
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
#راهش_پر_رهرو
🥀 @morvaridkhaky
#عاشقانه_های_شهدا « 💗»
اولین غذایی که بعد از عروسیمان درست کردم استانبولی بود. از مادرم تلفنی پرسیدم، شد سوپ....
آبش زیاد شدہ بود...😄
منوچهر میخورد و به به وچَه چَه میکرد!. روز دوم گوشت قلقلی دُرست کردم... شدہ بود عین قلوہ سنگ...😅
تا من سفرہ را آمادہ کنم، منوچهر چیدہ بودشان رویِ میز و با آنها تیله بازی میکرد قاہ قاہ میخندید...
میگفت: چشمم کور دَندم نرم تا خانومم آشپزی یاد بگیره هر چی درست کنه میخورم حتی قلوہ سنگ🤗
#شهید_منوچهر_مدق
🥀 @morvaridkhaky
#عاشقانه_های_شهدا❤️
🔰از این که دقیقا چه فعالیتهایی دارد خیلی تعریف نمیکرد❌ ولی میدانستم که #تکاور است. همان سالهای اول ازدواجمان💞 از فعالیتهایی که در محل کارش انجام میداد، فیلم تهیه🎥 و به من نشان داد.
🔰من خیلی خوشحال شدم، هر کسی دیگر هم جای من بود #افتخار میکرد که همسرش تکاور است😍 دوست داشتم آن را به دیگران هم نشان بدهم #ولی او به من گفت: «اگر بخواهی این فیلم را به خانوادهات نشان دهی، دیگر نمیتوان🚫م فیلم #کارهایم را نشانت دهم».
🔰چون دوست نداشت⭕️ کسی از کارهایی که انجام میداد، مطلع باشد. بعد از #شهادت_میثم بود که خانوادهام متوجه شدند که او تکاور بوده، آموزشهای زیادی دیده و #خیلی فعالیت داشته است👌 داوطلبانه هم به #سوریه رفت.
#شهید_میثم_نجفی
🥀 @morvaridkhaky
#عاشقانه_های_شهدا ≼💞≽
سر سفره عقد💞
میخواست بهم چیزے بگه
اما جمعیت زیاد بود
و خجالت مےکشید😊
تو دستمال کاغذے نوشت
و داد دستم🤔
باز کردم دیدم برام نوشته
دعا ڪن شهید بشم♥️
به روایت همسر
#شهید_صالح_زارع
🥀 @morvaridkhaky
#عاشقانه_های_شهدا 💗
غاده میگوید: وقتی مصطفی به خواستگاریم آمدمادرم گفت شمانمی توانیدبااوازدواج کنیداودختریست که وقتی ازخواب بیدارشده تامسواک بزندتختش مرتب ولیوان قهوه اش حاضر،شماهم که نمی توانیدبرایش مستخدم بگیرید
مصطفی گفت نمی توانم برایش مستخدم بگیرم اماتازنده ام تختش رامرتب وقهوه اش راآماده میکنم
وتا قبل از شهادت اینطور بود
حالا میتوانیم درک کنیم جمله ی مصطفی را:
وقتی عقل عاشق میشود
عشق عاقل میشود
آنگاه شهید میشوی.
🥀 @morvaridkhaky
#عاشقانه_های_شهدا 💞
بعد از خواستگاری، ازآنجاکه مقید به رعایت حریم و حفظ حرم و نامحرم بودیم شناخت من از پسرعمه ام بسیار کم بود و به کلیات زندگی او بسنده می شد ازاین رو به خواستگاری جواب منفی دادم اما حمید که بعدها برای من تعریف کرد که 8 سال عشق من را در دل داشت، کنار نکشید و بالاخره هم جواب بله را از من گرفت.
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
🥀 @morvaridkhaky
#عاشقانه_های_شهدا 😍💞
ظرف های شام معمولاً دو تا بشقاب و یک لیوان بود و یک قابلمه وقتی می رفتم آنها را بشویم، می دیدم همانجا در آشپزخانه ایستاده، به من می گفت: #انتخاب کن، یا بشور یا آب بکش😊
به او میگفتم: مگر چقدر ظرف است؟! در جواب میگفت: هر چه هست، #با_هم می شوییم.
یک روز خانواده مهدی همه منزل ما مهمان بودند. همه با هم سر سفره نشسته بودیم.
من بلند شدم و رفتم از آشپزخانه چیزی بیاورم. وقتی آمدم، دیدم همه تقریباً نصف غذایشان را خورده اند، ولی مهدی دست به غذایش #نزده تا من برگردم.
#سردارشهید_مهدی_زین_الدین
🥀 @morvaridkhaky
#عاشقانه_های_شهدا
بعد از این مدت به تلگرام وصل شدم، وای خدای من، چقدر پیام فرستاده بود!
یکی یکی خواندم:
• بار اول که دیدمت چنان بیمقدمه زیبا بودی
که چند روز بعد یادم افتاد باید عاشقت میشدم.
• جنگ چیز خوبی نیست، مگر اینکه تو مرا
با خود به غنیمت ببری.
• شقالقمری، معجزهای، تکهماه/لاحولولاقوةالابالله.
• خندیدی و بر گونه تو چال افتاد/
از چاله در آمد دلم افتاد به چاه.
• دوستت دارم، بگو این بار باور کردی!
• عشق در قاموس من از نان شب واجبتر است!
• دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست/
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست.
• تو نیم دیگر من نیستی، تمام منی!
• تنها این را میدانم که دوست داشتنت،
لحظه لحظه لحظه زندگیام را میسازد و عشقت
ذره ذره ذره وجودم را.
• مرا ببخش و با لبخندت بهم بفهمان که
بخشیدهای مرا، که من هرگز طاقت گریهات را ندارم!
آخرین پیامهایش فرق میکرد.
نمیدانم به خاطر ایام محرم بود یا چیز دیگری:
• این تناقض تا ابد شیرینترین مرثیه است/
سرترین آقای دنیا را خدا بیسر گذاشت.
• وقتی میمیرم هیچکسی به داد من نمیرسد
الا حسین/ ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین
پیامم به دستش نمی رسید.
نمیدانستم گوشی اش کجاست، ولی برایش نوشتم:
نوش جونت! دیگه ارباب خریدت، دیدی آخر مارک دار شدی..!
همسر شهید محمد حسین محمدخانی🕊🌹
🥀 @morvaridkhaky