‹مُصحَف›
🤎!
«آهٍ من قلّة الزّاد و طول الطریق»
ترس انسان از مرگ مانند ترس رانندهاى است كه یا سوخت ندارد ، یا بار قاچاق و كالاى ممنوعه حمل مىكند (گناهكار است) و یا آمادهى رانندگى نیست، وگرنه ترس چرا؟
انبیاء_۳۵
‹مُصحَف›
🤎!
«خطّ الموت على وُلد آدم مَخطّ القلاده على جید الفتاة»
جایگاه مرگ در زندگى انسانها همچون گردنبند بر روى سینهى دختران است.یعنی همانطور که گردنبند همیشه روی گردن قرار دارد و از انسان جداشدنی نیست، مرگ هم از ابتدا همراه انسان است و هیچکس نمیتواند از آن جدا شود یا فرار کند!
انبیاء_۳۵
‹مُصحَف›
🤎!
مرگ، پایان راه نیست، بلكه به منزلهى تغییر در حیات و شیوهى زندگى است، مانند لباسى كه تعویض مىشود..
انبیاء_۳۵
‹مُصحَف›
🤎!
هر كس از انسانها به نحوى از این جهان رخت برمىبندند، بعضى با سختترین حالات و عدّهاى مثل بو كردن گل.
انبیاء_۳۵
‹مُصحَف›
🤎!
«اِن زَعمتم انّكم اولیاء للّه من دون الناس فتمنّوا الموت»
آمادگى براى مرگ، نشانهى اولیاى خداست.
انبیاء_۳۵