بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم صبح بخیر.
لحظاتی کوتاه در محضر امیر بیان امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام که [در مورد علل سقوط مصر] فرمود:
پس از یاد خدا و درود !
اما بعد، همانا مصر سقوط کرد، و فرماندارش محمدبن ابی بکر که "خداوند او را رحمت کند" شهید گردید، اجر او را به خدا وا می گذارم، او فرزندی خیرخواه، و کارگزاری کوشا، و شمشیری برنده،و تکیه گاهی حافظ و مدافع بود،
همواره مردم را برای پیوستن به او فراخواندم، و فرمان دادم تا قبل از این حوادث ناگوار به یاریش بشتابند،
مردم را نهان و آشکار، از آغاز تا انجام فراخواندم، عدهای با ناخوشایندی آمدند، و برخی به دروغ بهانه آوردند، و بعضی خوار و ذلیل بر جای ماندند، از خدا میخواهم به زودی مرا از دست این مردم نجات دهد !
به خدا سوگند !
اگر در پیکار با دشمن، آرزوی من شهادت نبود، و خود را برای مرگ آماده نکرده بودم، دوست میداشتم حتی یک روز با این مردم نباشم، و هرگز آنان را دیدار نکنم.
"این نامه را به عبدالله بن عباس پس از شهادت محمد بن ابی بکر در مصر نوشت ".
#نهجالبلاغه
#نامهشماره۳۵
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم صبح بخیر.
لحظاتی کوتاه در محضر امیر بیان امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام که [درمورد مسئولیت فرمانداری و اخلاق اجتماعی] فرمود:
پس از یاد خدا و درود !
همانا تو از کسانی هستی که در یاری دین از آنها کمک میگیرم، و سرکشی و غرور گناهکاران را در هم میکوبم، و مرزهای کشور اسلامی را که در تهدید دشمن قرار دارند حفظ میکنم، پس در مشکلات از خدا یاری جوی، و درشت خویی را با اندک نرمی بیامیز.
در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، و در جایی که جز با درشتی کار انجام نگیرد درشتی کن،
پر و بالت را برابر رعیت بگستران،
با مردم گشاده روی و فروتن باش،
و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و اشاره کردن با همگان یکسان باش، تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند، و ناتوانان از عدالت تو مایوس نگردند، و السلام.
"نامه به یکی از فرمانداران" مالک اشتر ".
#نهجالبلاغه
#نامهشماره۴۶
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم صبح بخیر.
سالروز بزرگداشت ابن سینا، و
روز پزشک گرامی باد.
لحظاتی کوتاه در محضر امیر بیان امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام که [درمورد اندرز دادن دشمن] فرمود:
همانا ستمگری و دروغ پردازی، انسان را در دین و دنیا رسوا میکند، و عیب او را نزد عیب جویان آشکار میسازد، و تو میدانی آنچه که از دست رفت باز نمیگردد، گروهی باطل طلبیدند، و خواستند با تفسیر دروغین، حکم خدا را دگرگون سازند، و خدا آنان را دروغگو خواند،
معاویه،
از روزی بترس که صاحبان کارهای پسندیده خوشحالند، و کسانی که مهار خویش در دست شیطان دادند و با او مبارزه نکردند، سخت پشیمانند، تو ما را به داوری قرآن خواندی، در حالی که خود اهل قرآن نیستی، و ما هم پاسخ مثبت به تو ندادیم، بلکه داوری قرآن را گردن نهادیم و السلام ،
"نامه به معاویه در صفین".
#نهجالبلاغه
#نامهشماره۴۸