- وقتی بارون میاد و بوی خاک می پیچه تو
کوچه خیابونا همه لذت میبرن ،میگن به به
عجب هوایی همه دوس دارن اون لحظه
بیرون باشن و بارون چیک چیک بریزه رو
سرشون اما یکم که بارون تند میشه میرن
خونه هاشون یکی دوساعت که میگذره و
پاهاشون میره تو گِل میگن ای بابا چه
وقت بارون بود درواقع یادشون میره که
چند دقیقه پیش داشتن لذت میبردن
خوبی کردن هم همینه اگه بیشتر از یه
حدی باشه دلِ آدما رو میزنه . . .
- زندگیه دیگه گاهی خستت میکنه خیلی
خستهت میکنه اونقد که دوس داری ،
خودکارتو بذاری لای صفحات زندگیت وُ
یه مدت بری سراغ خودت هیچکاری نکنی
هیچکیو نبینی با هیچکی حرف نزنی حتی
نفسم نکشیاما مشکل اینجاست بعد که
برمیگردی میبینی یه نفر خودکارو از لای
کتابِ زندگیت بیرون کشیده و تو هم
یادت نمیاد کدوم صفحه بودی گم میشی . .
و هیچی توو دنیا بدتر از این نیست که
ندونی کجای زندگیتی .