مهدی مختاری AI
علیرضا پوستر اطلاعیه مراسم آيت الله بدری رو داشت کار میکرد که خوابش برد... چون مستقیم از سربازی اوم
ولک اینا خواب ندارن
تازه کارشون شروع میشه
این آدما
میدونی چرا شهید میشن
چون از یه جایی ببعد جسمشون مانع حرکتشون میشه
خدا بهشون برکت میده
و آزادگی میده و حی بدون نیاز به خواب میشن
شهید و شاهد میشن
شهید بدون نیاز به خوراک میشن
این خواب و خوراک مانع کارشون هست
دائم به فعالیت میرسن حالا
دائم دارن به اینو اون کمک میکنن
منو تو خبر نداریم
بخدا هر کسی گفته استراحت بماند بعد از شهادت دروغ گفته
مگر اینکه استراحت این جسم محدودیت دنیایی ضعیف رو گفته که راست گفته
ولی #شهادت یعنی #بینهایت...
اهمیت آدم متخصص اینقدر بالاست که حاضرن چندین نفر کشته بشن و چندین هلیکوپتر و هواپیما نابود بشه ولی نفر متخصص رو نجات بدهند
اینم بگم که ما
#متخصص رسانه لازم داریم
متخصص متمرکز رسانه نیاز داریم
به بهانه دیدن انگشتر میرفت توی تنهایی گریه میکرد!
این عکس رو که از روی دستم گرفته بودم بخاطر انگشتر حضرت آقا بود، فرستاده بودم توی گروه و بعدش (۱۴ اسفند ۱۴۰۴) علیرضا عکسو برام فرستاد و این جمله رو گفت:
ما که تا حالا دیدار نرفتیم چی؟
دیگه هم دیداری در کار نیست ...
وقتی هم اومد مؤسسه گفت میشه انگشترو بهم بدی، گفتم بفرما
با خودش بردش توی اتاق و متوجه شدم داره هی نگاه به انگشتر میکنه و گریه میکنه...
مهدی مختاری AI
به بهانه دیدن انگشتر میرفت توی تنهایی گریه میکرد! این عکس رو که از روی دستم گرفته بودم بخاطر انگش
اینکه نوشتم "علیرضا غرباوی شیرالی" برمیگرده به موقعی که میخوام شماره نفرات رو ذخيره کنم
معمولا از رفقا میپرسم رفیق شهیدت کیه؟!
وقتی میگن...
انتهای فامیلشون، فامیلشون اون شهید رو میذارم.
اینکار میکنم بخاطر اینکه وقتی یک نفر واقعا رفیق شهیدی داشته باشه، هویتش به همون رفیق شهیدش برمیگرده...
جمله ای که علیرضا همیشه تکرار میکرد:
خدایا ما رو درگیر حاشیه ها نکن
روی تخته وایت برد با ماژیک مینوشت
توی پیام میفرستاد
پیامک میفرستاد
دستخطش هم چندین جا موجوده
خلاصه که همیشه دوست داشت اصل مطلب رو ببره جلو بقول خودمون توی بطن کار باشه، درگیر حاشیه ها نشه.
بیاد هنرمند اهل رسانه شهید علیرضا غرباوی
به مناسبت چهلم امام شهید:
نمیخوام روضه بنویسم
اهلش بخونن برامون...
علیرضا غسل شهادت کرده بود و رفته بود پادگان، نه اون شب غسل کنه نه.
هر موقع استحمام میکرد مخصوصا این ۲ ماه آخر غسل شهادت هم میکرد.
این به معنای تعیین زمان شهادتش هم نیست
به معنای اینه که آماده شده خودشو آماده نشون میداد، خودشم نمیدونست برای چی؟!
ولی بهم هم میگفت که حس خاصی داره ولی نمیدونه چیه!
مخصوصا هفته آخرش...
که پیامشو گذاشتم...
و علیرضا از بس حضرت زهرایی بود که حتی توی امضاش مینوشت: "خادم الزهرا"
آخر مثل حضرت زهرا ترکش به پهلوش خورد و شهید شد...
موقع غسل و کفن بالای سر علیرضا بودم
رفقا خوشبحالش دقیقا مثل مادرمون حضرت زهرا شهید شد
اون ترکش اصلی به پهلوی علیرضا اصابت کرده بود...
اینو نمیگم که روضه نوشته باشم، نه.
نوشتم که بگم اگر نون حلال خورده باشی و شیر پاک
یکم مراقبه انجام بدی
یکم حواست به خودت باشه
یکم توسل کنی
داداش وصل میشی
مخصوصا شما نوجوون ها و جوون ها
بیاد هنرمند اهل رسانه شهید علیرضا غرباوی
علیرضای نجیب، شعار نیست واقعیت زندگیشه...
علیرضا دانشگاه آزاد آبادان رشته حقوق میخوند.
وقتی بچه های مؤسسه ازش سوال میپرسیدن:
علیرضا تو خودتو چطور جلوی این دخترا و جو دانشگاه نگه میداری؟!
یه کلام میگفت:
سرمو میندازم پایین و محلشون نمیدم و تنها جایی که سرمو میارم بالا مزار شهدای گمنامه یه فاتحه و سلام و سریعا میرم سر کلاس و برمیگردم.
این واقعیت علیرضاست.
توی وصیت نامه اش هم نوشته:
.......به هیچ عنوان رضایت نمیدم و اون دنیا جلوشون رو میگیرم:
۲. کسایی که حجاب رو بی اهمیت نشون دادند و در مسیر از بین بردن حجاب قدم برداشتن.......
بیاد هنرمند اهل رسانه شهید علیرضا غرباوی
هدایت شده از علیرضا غرباوی
دوست ندارم منتخب جایی باشم،
فقط دوست دارم منتخب خانم حضرت زهراء س و امام زمان عج باشم