هدایت شده از سید امیر
دیشب بود که آقای مختاری
خبر شهادت علیرضا رو داد...
وقتی تو مسیر اربعین
همدیگه رو دیدیم،
با اون خون گرمی خوزستانی
اومد سلام کرد و حال و احوال
انگار چند ساله همدیگه رو میشناسیم و
کلا دو سه روزه همدیگه رو ندیدیم.
گفت یه عکس بگیریم؟
گفتم میخوای چکار؟ حالا بگیریم
بعد عکس گفت سید کارت دارم چند دقیقه فرصت داری؟
منم که درگیر کاروان و بچه های مدرسه آوینا بودم گفتم الان نه! برگشتیم ایران درخدمتم... و تمام
دیشب که خبر شهادتش رو شنیدم
به اندازه همه حال ندارما و وقت ندارما و حالا بعدا ها و سین نزدن ها و... همه نه های عمرم پشیمون شدم و حسرت کش
زندگی همون عکسی بود که گرفتیم
زندگی همون چند دقیقه صحبت بعدش بود که من خودم رو محروم کردم.
بگذریم...
پ.ن: شهید علیرضا غرباوی مسئول آموزشگاه رسانه جهت نما در موسسه صبح امید آبادان بود که در جنگ رمضان به شهادت رسید.
این موسسه یکی از مراکزی است که در سراسر ایران عزیز مشغول تربیت هنرمند هستند و مجموعه آوینا توفیق همراهی اون ها رو داره.
به امید خدا در سال پیش رو برنامه های ویژه ای برای این پشتیبانی های فکری، اشتراک گذاری یافته های پژوهشی و تجربه نگاری های مدل #تربیت_هنرمند آوینا داریم.
برای هزار و چهارصد و پنجِ ما دعا کنید.
#هنرمند_شهید_علیرضا_غرباوی
#مدرسههنرورسانهآوینا
_____________
@amir_talabeh
عشق فوتبال بود
لباس گروه ورزشی پاس رو که گرفتیم
رفت پای سیستم و فتوشاپ رو باز کرد و تمام فونت ها رو با دقت میدید
بعد از چند ساعت اومد گفت بالأخره یه فونتی پیدا کردم که خوشم اومد و هم شمارههاش قشنگه هم فونت انگليسی اش
گفت بیا باهم بریم و همه لباس بچه ها رو ببریم و رفتیم چاپش کردیم روی لباس ها
موقعی که لباس رو تحویل گرفتیم اومدیم مؤسسه
با همون ذوق و شوق و لبخند گفت: اینجوری نمیشه، بیا آقای مختاری یه عکس رسمی بگیریم انگار باهام قرارداد فوتبالی بستی 😁
به خودشم لقب غرباو رو داده بود
روی کلاهش و لباسش هم اینو نوشته بود...
بیاد هنرمند اهل رسانه شهید علیرضا غرباوی
زمان:
حجم:
146K
اون ایام هر روز میرفت تا شلمچه
این صوت رو ۱۵ اسفند ۱۴۰۱ فرستاد...
بیاد شهید علیرضا غرباوی
حاج مکی هر موقع ما رو میدید
به ما میگفت و میگه:
اینقدر کار کنید که بیهوش بشید
خستگی ناپذير باشید
به همه گفتم، بعد از حاج احمد یلالی،
این حاج مکی یازع بود که ما رو راهنمایی میکنه
این جمله رو حاج مکی همیشه بهمون میگه، حتی امروز هم بهم گفت:
مهدی اینقدر کار زیاد داریم که باید انجام بدهیم، از حاشیه ها دور باش و فقط کار کن و اینقدر کار کنید که بیهوش بشید...
این عکس در افتتاحیه درمانگاهی هست که حاج مکی با کمک خیرین خارج از کشور ساخته
#مجاهد_خستگی_ناپذیر
مهدی مختاری AI
حاج مکی هر موقع ما رو میدید به ما میگفت و میگه: اینقدر کار کنید که بیهوش بشید خستگی ناپذير باشید ب
علیرضا به حرف حاج مکی عمل میکرد...
اینقدر کار میکرد که بیهوش میشد.
اجباری در کارها نمیذاشتم و نمیذارم
ولی این تعهد کاری رو باید بگم؛
که وقتی میگفت: هستم. تا تهش بود.
با تموم سختی هاش
با نخوابیدن هاش
با کمبودهاش
ولی عشق به کار + تعهد = علیرضا غرباوی
*این تصویری از علیرضا هست که داشت هویت بصری آموزشگاه جهت نما رو میزنه که دیگه خوابش میبره.
علیرضا مثل بقیه بچه های مؤسسه اهل غر زدن نبود...
با همون امکاناتی که بود پای کار بود
فقط کافی بود بهش کار رو میگفتم و بسم الله...
میزی که توی عکس میبینید از چوب های اضافی سینک چوبی ظرفشویی هست که دولایه بودن، میرفتیم با علیرضا کلی از این چوب ها رو رایگان پیدا میکردیم و باهاش میز برای کار رسانه ای درست میکردیم تا بشه مانیتور و لب تاب روش گذاشت
واقعا هم محکم میشدن حتی روی میز ها میایستادیم
اما اراده علیرضا محکم تر از این حرفا بود
علیرضا اینجا داره بیلبورد شهری واسه یادواره شهدای مسجد ثامن الائمه رو طراحی میکنه
این اولین سفارش جدی شهری بعد از ثبت رسمی مؤسسه صبح امید بود که علیرضا کار طراحی اش رو انجام داد
مهدی مختاری AI
علیرضا مثل بقیه بچه های مؤسسه اهل غر زدن نبود... با همون امکاناتی که بود پای کار بود فقط کافی بود ب
توی این عکس ۵ تا چیز هستن که باس توضحیشون بدم:
۱. عکس شهید مجید قربان خانی
۲. کیس گیمینگ
۳. تلویزیون بجای مانیتور!
۴. قالی
۵. صندلی نماز!
بشرط حیات بعدا میگم
فعلا در فراق یارم 💔
ما که خودمونو برای جنگ تا ظهور امام زمان و استقرار حکومت حضرت حجت آماده کردیم.
شما رو نمیدونم...!؟
هدایت شده از آبادان مقاوم
🌴🇮🇷 برنامه تلویزیونی نخل ایران
👤با حضور حاج عبدالرضا قاسمی
👤 و مهدی مختاری
🔻موضوع: روایت آبادان در جنگ رمضان
🗓 شنبه ( امشب) ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
⏰ حوالی ساعت ۲۴
📺 شبکه خوزستان
❞ https://eitaa.com/abadanravi