شهید علیرضا غرباوی رفته به خواب یکی از دوستاش
بهش کاری نسپرده
توی خواب بهش گفته علیرضا پس چرا به ما کار نمی سپاری
خیلی ناراحت بود
از خواب پرید
برام تعریف کرد
گفتم هر شهیدی همینطور هست
کار رو #عَرضه میکنن،
این ما هستیم که باید #عُرضه نشون بدیم
کارو انجام بدیم
چون چرا نکنیم
انجام بدیم
والسلام
بهش فکر کن
تا حالا از جانب چند تا شهید بهت کار سپردن، پشت گوش انداختی
انجام ندادی
قطعا اون شهید به یک نفر دیگه سپرده...
تو بی خبری... 💔
🔻 اگر این اتفاق بیوفته...
حتما برگ برنده ای که باعث میشه از سراسر ایران مُشرف بشن برای توسل به مزار شهید علیرضا غرباوی منتشر میشه
به مدد شهید علیرضا
ان شاءالله تعالی
به اِذن حضرت زهرا سلام الله علیها
بقول خودش، بعد از شهادتش
توی تمام ایران به این نکته معروف میشه...
مهدی مختاری AI
اگه شهید شدم خیلی خیلی برام "حدیث کساء" بخونید خیلی برام "زیارت عاشورا" بخونید، "زیارت نامه شهدا" بخ
.
آمادگی ذهنی و قلبی برای پذیرش مطالبی که میخوایم از شهید علیرضا غرباوی منتشر کنیم ایجاد کنید
اعلام کنید که شهید علیرضا غرباوی خیلی خیلی تأکید داره که براش حدیث کسا و زيارت عاشورا و زيارت نامه شهدا خونده بشه
و خودتون هم بخونید...
MyRingtone.IRفیلم خداحافظ رفیق .mp3
زمان:
حجم:
732.7K
موسیقی فیلم
خداحافظ رفیق 💔
فیلمی که حاج احمد عاشقش بود...
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی سر مزار حاج احمد یلالی عقد اخوت رو با رفقای مؤسسه خوندیم
عليرضا گفت: "وقتی برادر میشیم یعنی باید جیک و پیک زندگی همدیگه رو بدونیم و کمک کنیم به همدیگه تا مؤثر باشیم"
توی وصیتش هم نوشته بود "واسه درد و دل کردن سر روی شونه هم بذارید"
علیرضا میگفت: "الحمدلله علی رفیق خوب"
میگفت: "رفیق عین برادر شد"
*اینها رو گفتم که رسم رفاقت رو از یک شهید گفته باشم، رسمی که جاش خیلی توی جامعه خالیه، نه مثل رفاقت هایی که پوچه و تهش هیچ!
*این عکس هم مربوط به سفرمون به تهرانه واسه نمایشگاه کتاب، رفته بودیم گلزار شهدای تهران و حاج آقا وکیل پور از شهدا روایتگری میکرد، اینجا هم مزار شهدای هفتم تیر هست...
بیاد برادرم، شهید علیرضا غرباوی
غم و غصهی رزق و روزیِ فردامون رو میخوریم،
در حالی که خدایی قراره روزیمون رو بده که میلیاردها ساله «رزّاق»هست…
گاهی فقط کافیه یادمون بیاد کی داره روزیمون رو میرسونه.
درک از این موضوع باعث میشد شهید علیرضا غرباوی یک زندگی پر تلاش ولی آرومی داشته باشه
اگر تلاش میکرد و بهش میرسید میگفت
الحمدلله علی کل حال
اگر هم تلاش میکرد ولی بهش نمیرسید میگفت
یقینا کله خیر
علیرضا کارمند رسمی مؤسسه صبح امید بود
آموزش های تخصصی رسانه رو دیده بود
میتونست با تخصصش پروژه های تولید محتوا رو انجام بده
به جایی رسیده بود که خیالم راحت بود وقتی چک لیست وظایف روزانه براش پین میکردم، انجام شده فرض میکردم...
علیرضا وقتی وارد مؤسسه شد فتوشاپ دست و پا شکسته بلد بود
توی ماهشهر طراحی هم انجام داده بود
با لب تابش هم کار طراحی پوستر انجام داده بود ولی ضعیف بودن
البته بهش میگفتم: داغونن، میخندید :)
علیرضا رسید به جایی که چندین دوره تخصصی نرم افزارهای ادوبی رو دید و زمستون ۱۴۰۴ جوری شده بود که من به علیرضا میگفتم این چطور انجام میشه
بقول خودش محکوم به رشد حتی توی نرم افزاری مثل فتوشاپ بود 😅
وقتی حقوق علیرضا رو واریز میکردم
اینقدر تشکر میکرد که میگفتم این منم که باید برای تلاشت تشکر کنم ولی تشکر رو زبانی و متنی و پیامی به جا میاورد
و کمتر کسی میشناسم که نعمتی میبینه بلند بلند شکرخدا میکنه
اگر واقعا شهید علیرضا غرباوی رو میخواید الگوی خودتون قرار بدید، تشکر کنید، الحمدلله بگید
کلا
توی زندگیتون
الحمدلله علی کل حال