#حرکت_در_عصر_یخبندان 1
انقلاب صنعتی به جایی رسیده که ربات انسان نما میسازن.
پیشرفت هوش مصنوعی گواه این ادعاس، از کاربرد نظامی گرفته تا سایبری، پزشکی و خدمات اجتماعی و...
ولی برعکس توی رفتار بعضی از ما میخوایم انسان مثل ربات باشه.
چه رفتار فردی
چه رفتار سازمانی
حدود ٣ درصد قرآن دستور و ممنوعیت هست ٩٧ درصد اخلاق و توحید و معاد و...
ابلاغ از آدم #ربات میسازه
ابتکار آدما رو رشد میده
ابلاغ گزارش و ناظر میاره
ابتکار آزادی و تشکیلات!
ابلاغ مثل دوره های ضمن خدمته، بریم تموم بشه بره.
ابتکار مثل اربعینه، له له میزنیم که بریم. سال بعد هم با جمعیتی بیشتر بیاییم...
#حرکت_در_عصر_یخبندان ٢
ببین اون پسرهمسایه نمرش بیشتر تو شد.
دیدی دخترخاله مدرک چی گرفته، تو چی؟!
و... اینجور مقایسه کردنا که اول از والدین توی مخ بچه ها میره
یعنی زندگی رو از اول برای رقابت با دیگران و چش تو هم چشمی به ما یاد میدن!
بزرگ که بشیم میگیم خو اون کلاس دنس میره چرا من نرم! زبان خارجه میره، منم میرم! سیگار میکشه منم...
جهل و پوچ گرایی از همین مقایسه کردنا شروع میشه...
ببین فلانی چقدر فالور داره پس حرفش حقه!
فرداش تظاهرات میشه، ببین هم دانشگاهی و هم صنفی ما رفتن و بستن و شعار میدن پس منم برم!
اول کسی که خودشو مقایسه کرد ابلیس بود.
متأسفانه اولین روش تربیتی ما هم شده روش شیطون.
خدا گفت سجده کن به این اشرف مخلوقات، گفت خو این ظاهرش از خاکه من آتیش، خدا هم از درگاهش دورش کرد.
ای مادرا پدرا معلما مربیا فرماندها مدیرا مسئولا،
ظاهر دیگران رو با باطن خودتون #مقایسه نکنید.
#حرکت_در_عصر_یخبندان ٣
جام جهانی هم با همهٔ سختی #رقابت هاش تموم شد.
اساسا اگر اون رقابت نبود جذابیت هم نبود.
رقابت برای صعود، رشد و صحت سنجیه.
ولی اغلب مقایسه ها برای سقوط، تخریب و تضعیف یه نفر یا یه گروهه.
البته مقایسه رو برای عبرت استفاده کنیم نه سرزنش.
میگه بچمو از دست دادم، حرفمو گوش نمیده، خو مقایسش کردی!
پس یکی از عوامل توقف حرکت همین مقایسه کردناس که باعث میشه ما توی عصر یخبندان ارتباطی قرار بگیریم.
یعنی میره یه جایی که بهش به به و چه چه بگن. نگاهش معطوف به اجتماع میشه.
ولی اگر تربیت رقابتی شد میشه السابقون السابقون، نگاهش تکلیف گرایانه میشه.
یعنی وقتی نمره کم گرفت بهش میگیم تلاشتو کردی؟ وقت گذاشتی؟
یعنی تکلیفت رو انجام دادی ولی نشد.
اما اگر مقایسه کردیم میگه ببین همکلاسیا 10-11 گرفتن ولی من 14 گرفتم. نگاهش معطوف به اجتماع میشه.
کم کم مرعوب و مغلوب اجتماع میشه.
دهه هشتادیا که بیشترین تعداد معترضین اغتشاش اخیر بودن ریشه اش اینجاس. نگاهشون به جو و هیجان اجتماع مجازی شد!
#حرکت_در_عصر_یخبندان ۴
مبتلا میشیم به روزمرگی، خواه ناخواه.
کار، غذا، خواب
کار، غذا، خواب
کار، غذا، خواب
اما آدمای هوشمند حسابگر به زمان مسلط میشن قبل از اینکه زمان اونا رو دچار چرخش تکراری کنه!
شهید آوینی چقدر دقیق گفت:
"اگر انسانهایی که مأمور به ایجاد #تحول در تاریخ هستند خود از معیارهای عصر خویش تبعیت کنند، دیگر هیچ تحولی در تاریخ اتفاق نخواهد افتاد."
اینقدر روزمرگی دچار میشیم که غل و زنجیر های وقت، نمیذاره وقت بذاریم برای گوش دادن به صحبت های آقا که امروز در دیدار خانواده شهدای شاهچراغ انجام شد.
توی کربلا هم اینقدر دچار روزمرگی شدن که حتی سروصدا میکردن تا صدای امام حسین به لشکر دشمن نرسه، چون میدونستن این صدا فطرت رو بیدار میکنه.
حُر اما صدا رو شنید...
موندگار تاریخ شد، گذشتهٔ روزمره اش پاک شد، تاریخ رو متحول کرد!
بشنوفیم صدای امروز دیدار آقا رو...
https://khl.ink/f/51529
#حرکت_در_عصر_یخبندان ۵
میون شبای تکراری، یلدا باش.
یک دقیقه بیشتر بودنش از #روزمرگی رهاش کرده، قرن هاست بهانه ای شده برای دورهمی ها.
شاید اگر توی سال ١۴٠١ یک دقیقه تفکر کنی، همون باعث بشه از غل و زنجیر روزمرگی آزاد بشی!
اون شب از هزار شب برات با ارزش تر میشه!
خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
میشه لَیْلَةُ الْقَدْرِ زندگیت!
چقدر ما توقعمون کمه!
چون کسایی رو میشناسم که ٨ سال هر شبشون شب قدر بود!
برای ما گفت شهید آوینی:
" اگر شب قدر شبی باشد که تقدیر عالم در آن تعیین میگردد، همهی شبهای جبهه شب قدر است و از همینجاست که تاریخ آیندهی کرهی زمین تقدیر میشود"
یلدا، یادی کنیم از شهدایی که یقین دارم حداقل یه شب قدر واقعی داشتن...
#حرکت_در_عصر_یخبندان ۶
ایام فاطمیه هم هست یه نکته از روایتی منتسب به حضرت زهرا سلام الله علیها با هم مرور کنیم...
" قُرَّةُ عَيني و ثَمَرَةُ فُؤادي "
توی حدیث کسا حضرت زهرا خطاب به امام حسن و امام حسین فرمودند:
سلام ای روشنی دیده ام
و میوه ی دلم
بعضی از ما هم به این نکته توجه و عمل میکنیم و این جملاتی هست که به نوزاد تا ٢ سالگی میگیم، از ٢ سالگی ببعد خطاب ها اما جور دیگری میشه!
خب یه بخش خودتحقیری ناشی از خطاب هاست!
بچه کم کم این خطاب ها رو میشنوه و توی یه "لاک حقارت توهمی" میره.
گاهی خطاب از سر مقایسه، گاهی طعنه از سر کار اشتباه، تند صحبت کردن ها و...
خب کودک وارد مدرسه میشه، معلم و ناظم به بهانه نظم کلاس و مدرسه باز همون خطاب ها رو با چاشنی اخم و نمره منفی به کودک ترزیق میکنن.
کم کم دوز " لاک حقارت توهمی " بالاتر میره...
و دیواره های لاک حقارت ضخیم تر میشه.
تا برسه به دانشگاه و چون دانش آموز #تحقیر شدهٔ بدبخت فلک زده بوده و حالا اومده دانشگاه به حداقل ها راضی میشه!
ادبیات (بعضی) دانشجو ها از همون اول نمیشه، نشد، نتونستیم میشه.
دیگه توقعی از اون دانشجو برای پیشرفت تکنولوژی، صنعت و... نباید داشته باشیم، چون به فکر مهاجرته و سرزمین رویایی اش رو خارج از وطن میبینه!
(این جریان مطلق نیست، چون در جنگ ترکیبی هستیم، مسائل ترکیبی دخیل هستند ولی یکی از همین دلایل خودتحقیری هست)
و چقدر دقیق توصیف کردن امام هادی(علیه السلام) که:
"هرکس شخصیت خودش را له شده دید؛هیچکس از شرش در امان نیست"
ان شاء الله که توی خطاب کردن هامون حواسمون باشه، چون زندگی دومینویی از کلمات با انرژی مثبت و منفی هست.
#حرکت_در_عصر_یخبندان ٧
"مادر" مقامی داره که زبانم الکن و قلم بی جانم حق بزرگش رو نمیتونه ادا کنه.
وقتی حرف از آدمای حماسه ساز و تحول آفرین میشه در کنارش صحبت از مادر هم میشه.
رابطه ای متقابل از ادب نسبت به مادر و مهربانی مادر نسبت به فرزند.
هر موقع این ارتباط دوطرفه شد یقینا از امتیازهای آدمای عاقبت به خیره.
مادران الگو توی تاریخ کم نیستن، مثلا حضرت #ام_البنین سلام الله علیها
و چه تربیت نمونه ای کردند این مادر که نام فرزندش حضرت عباس علیه السلام نام آور در کنار اسم مبارک امام حسین علیه السلام شده.
اما نمونه ای از صحبت های این مادر رو بخونیم:
أولادی وَ مَن تَحتَ الخَضراء کُلُّهُم فداءُ لأبی عَبدِاللهِ الحُسین
«فرزندانم و تمام کسانی که زیر آسمان کبودند، همه به فدای ابا عبدالله الحسین علیه السلام باد!»
بوده در لالایی ام البنین این زمزمه
جانِ عباسم به قربانِ حسینِ فاطمه
مادری که بچه اش رو میذاره مهدکودک و دلش قرص و آرومه که یه نفر بالاسرش هست مراقب بچش هست میره به کار و زندگی اش میرسه، اگر به نیت خودش اینجور محکم مثل ام البنین های تاریخ این نیت رو هم اضافه کنه، فرزندش رو بیمه کرده از آفات دهر.
اگر امروز رحلت ام البنین هست، کمترین حد اثرپذیری ما از این مادر این میتونه باشه که بچه خودمون رو با فکر شهادت در راه ولی خدا بزرگ کنیم وگرنه همون بچه با ترس از مرگ از دنیا میره!
یاد معاد از اصلی ترین محرک های حرکت در عصر یخبندان هست چون دنیا دار انقطاعِ و چشیدن ذائقه مرگ و چه مرگی بهتر از شهادت؟!
نمونهٔ تربیت ام البنین وار که در آبادان دیدم مادر شهیدان پرورش، مادر شهیدان بچاری و... همچنین مادر خادم الشهداء حاج احمد یلالی هست.
این روایت ها جا داره جزو درایت های زندگی ما بشه، همچنان که هست ان شاء الله.
#حرکت_در_عصر_یخبندان ٨
-یه روز جدید کی شروع میشه؟!
+در دل تاریکی شب!
-هوا روشنه یا تاریک؟!
+تاریک.
-پس اگه یه روز جدید در دل تاریکی شروع میشه،
تو چرا میترسی از قسمت تاریک زندگیت که یه کار جدید رو شروع کنی؟!
+WOW...
#حرکت_در_عصر_یخبندان ٩
ادیسون میگفت:
"من مدیون مادرم هستم که در زیر زمین خانه کارگاه ساده ای درست کرد."
اوقات فراغت یه جای مفید رفت.
بعد میشه جزء اثرگذارترین مخترعین جهان.
یه هفته قبل از سربازی رفتنش گفتم کجا آموزشی افتادی؟!
گفت: مادرم کارای اعزاممو کرده، نمیدونم!!!
مادری که جای بچه هم هست!
دلسوزی بیش از حد مادر، از یه بچه ای که باس نخبه بشه، پخمه میسازه...
ترس ما از "انتخاب" رفقا و متربی و بچه سر بزنگاه هاست. ولی اولیا خدا #بستر رو واسه این انتخاب فراهم میکردن، خوب رو خوب جلوه دادن، بد هم بد.
و ما شدیم آدم های مختار
و شما هم به بنده میگید مختاری!
و بزرگ ترین تفاوت انقلاب اسلامی ایران این بود که ولی خدا آسیدروح الله گفت: آری و خیر بگید...
وگرنه هیچ حکومتی جرأت به "انتخاب" گذاشتن مقبولیت رو نداره.
اینه "بستر" که فخری زاده ها و یاسینی ها از دلش رشد میکنن.
#حرکت_در_عصر_یخبندان ١٠
در قدم اول،
هیچ یک از رهبران و بزرگان و رهروان و دنباله روان،
نمیدانستند #قدم دهم چیست؟
یک قدمی که میتوانی برداری، بردار.
خواهی دید که تا آخر،
تدریجا روشن خواهد شد.
«يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ»
خوده ایمان موجب آن است که انسان راه ها را پیدا کند.
*کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی
#حرکت_در_عصر_یخبندان ١١
"حرکت، امید"
باطنِ ذاتِ حرکت، امید است.
امید یعنی حرکت، حرکت یعنی امید.
"ناامیدی بدترین بلاست،
پس ناامید نباشید
خواست، خواستِ خداست.
هرچه بخواهد بشود دست اوست.
خیلی دلم میخواست
که دور هم بودیم
و سخنان حرکت آفرین ِ خدا را
با هم زمزمه میکردیم.
زیرا تنها امیدواری به دلخوشی ما
قرآن است و بس.
پس شما هم قرآن بخوانید،
حتما این کار را بکنید."
*سردار شهید محمود سرخیلی
#حرکت_در_عصر_یخبندان ١٢
"اون چیزی که باعث یخ زدگی ماست، عدم تمرکز ذهن ماست!"
.
.
.
روش ویژه علامه طباطبایی برای کنترل ذهن...
همون جوری که ورزش می کنی بازوی خودت را قوی می کنی، علامه طباطبایی(ره) ورزش می دهد برای کنترل ذهن.
در رساله الولایه علامه طباطبایی (ره) میفرماید: مکان خلوتی را انتخاب کن که هیچ مشغول کنندهای از قبیل نور و صدا و غیره در آنجا نباشد، سپس طوری بنشین که مشغول به کاری نشوی و حواست پرت نشود و چشمانت را بسته نگه دار.
آنگاه صورتی مثلاً صورت یا یکی از اسماء الله را در خیال خود مجسم کن که کاملاً توجهت به آن معطوف شود و هوشیار باش که هیچ صورت خیالی وارد محوطه صورت الف نشود.
در این هنگام که ابتدای کار است در می یابی که صورت های خیالی دیگر مزاحم تو شده و ذهن تو را میخواهند تاریک و مشوش نمایند.
صورت هایی که بسیاری از آنها قابل تشخیص و شناسایی از یکدیگر نیست .
صورت هایی که افکار روزانه و شبانه و مقاصد و خواستههای تو است.حتی این افکار چه بسا درباره این باشد که مثلاً یک ساعت بعد باکی ملاقات دارید...
این در حالی است که تو در خیال خود فقط به صورت الف نظر دارید و به آن توجه می کنی و این تشویش مدتی با تو خواهد بود و تداوم خواهد داشت.
پس اگر چند روز به پاکسازی این خیالات مزاحم اقدام نمایید، بعد از مدتی مشاهده می کنید آن خیالات و خواطر رو به کاهش گذاشته و هر روز کم میشود و خیال نیز نورانی می شود.
تا اینکه احساس می کنی هر چه به دل و ذهن تو خطور می کند چنان روشن است که گویا آن را با چشم حس خود مشاهده می کنی.
آنگاه این خواطر به طوری تدریجی روز به روز کمتر میشود تا اینکه هیچ صورتی با صورت الف باقی نمی ماند.
کنترل ذهن یعنی اینکه کسی توجه شما را به چیزی که نمیخواهی جلب نکند.
قدرت ذهن یعنی اینکه هر مقدار خواستی بتوانی درباره یک موضوع فکر کنی.
"نقل از استاد پناهیان"