هدایت شده از خبرگزاری صداوسیما
🔺فردا از ساعت ۱۴ ؛ تجمع بزرگ مردمی در محکومیت اقدامات تروریستی عوامل آمریکایی ـ صهیونیستی
🔹شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در اطلاعیهای از آحاد ملت یکپارچه ایران برای حضور در این تجمع بزرگ مردمی دعوت کرد.
🔹این مراسم در تهران از ساعت ۱۴ در میدان انقلاب آغاز خواهد شد.
@iribnews
هدایت شده از حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان
✨هوالشهید
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود
خونِ دلها خورده ایم🇮🇷💔
پنجشنبه۱۸ دی ماه؛
ساعتهای اولیه اغتشاشات بود
که مزدوران دشمن در کوچه پس کوچههای ایرانِ عزیزمون
به خاک و هم وطنانمون تعرض میکردن
یکی از سربازهای این سرزمین
با اینکه اون شب مسئولیتی نداشت
ومیتونست کنار ۴فرزندش بمونه
ولی وقتی شنیده بود قراره به مردم مون تعرض بشه
غیرتش اجازه نداد که توی خونه بشینه
و رفت تا ″با مردم صحبت کنه″
چون معتقد بود که مردم عادی بین اغتشاشگرا هستن و نباید زن و بچه مردم آسیب بینن
میگفت نیروی انتظامی فدا میشه ولی
مردم اذیت نشن
شهید عباس اسدی
جونش رو کف دستش گرفت و رفت بین آشوبگرها تا آگاهشون کنه
براشون اینجور حرف میزده:
ما هم اعتراض داریم و مشکلات اقتصادی بر سر سفرهی ما هم هجوم آورده
ولی نباید به کشورمون آسیب بزنیم
و تو زمین دشمن بازی کنیم
اما
یک عده ناجوانمردانه از پشت سر
بهش هجوم آوردن
و غریب گیر آوردنش
با لب تشنه زدنش
روی زمین کشیدنش
پیراهنش رو...
عباسِ عزیزِ ما
فدای امنیت و اتحاد مقدس شد
حاضر شد از همهی دلبستگیهای دنیاش بگذره حتی به قیمت اینکه فرزند پنجمش رو نبینه...
اما
ذرهای تعرض به پرچم و ولایت و ایران مون نشه
باشد که این خون مظلومانه باعث بشه، مردم مون بیدار بشن!
و در آخر
ما مثل عباس غیورانه میایستیم و روایت حق میکنیم و ذرهای دچار تردید و تزلزل نمیشیم و عقب نمیکشیم که الان مجال برای عزاداری و گریستن نیست
تا زمانی که پرچم حق رو به دست صاحبش حضرت ولیعصر(عج)برسانیم انشاءالله
معرفتجوی حوزه علوم اسلامی و خواهرِ شهید مدافع وطن عباس اسدی
https://eitaa.com/hoi_hodat
روایتِ روز سیزدهم در «راوینو»
رویداد فشرده روایتسازی از دل اغتشاشات
در «راوینو»، خبری از شنوندههای منفعل نیست؛ هر شرکتکننده وارد میدان میشود و یک روایت واقعی میسازد. اینجا از یک «خبر ساده» یا «دادهی خامِ یک دستاورد واقعی» شروع میکنی و قدمبهقدم یاد میگیری چگونه آن را به روایتی اقناعکننده تبدیل کنی؛ روایتی که هم مخاطب را درگیر میکند و هم واقعیت را شفافتر پیش چشم میگذارد.
فرآیند کاملاً عملی و میدانی؛ دقیقاً شبیه اتاق روایتسازی حرفهای:
- کشف سوژهِ دقیق و مسئلهمحور
- انتخاب زاویه دید که حقیقت را بهدرستی برجسته کند
- طراحی خط روایی با ریتم، کشمکش و نقاط عطف
- استخراج پیام کلیدی و گزارههای قابل دفاع
- داستانپردازی مبتنی بر شواهد
- اجرای رسانهای در قالبهای متنوع (متن کوتاه، گزارش، ریل/ویدئو، موشن، پادکست)
تمرکز این روز بر «روایت از روزهای اغتشاشات ایران» است؛ یعنی تمرینی فشرده برای تبدیل حوادث سخت به روایتهای مستند، دقیق و تاثیرگذار.
مزیت رقابتی راوینو:
- یادگیری مبتنی بر عمل: خروجی هر تیم یک روایت کامل و قابل انتشار است.
- چارچوبهای حرفهای: از نقشه روایت تا چکلیست صحتسنجی و روشهای مقابله با مغالطات.
- بازخورد تخصصی: مربیها روایتها را از نظر دقت، انسجام، اثرگذاری و اخلاق بررسی میکنند.
- آزمون میدان: روایتها در معرض مخاطب واقعی قرار میگیرند و بر اساس دادههای تعاملی اصلاح میشوند.
اگر میخواهی روایتهایت بهجای هیجان، بر شواهد تکیه کند و بهجای شعار، فهم بسازد، «راوینو» جایی است که روایت حرفهای را تمرین میکنی.
🆔 [https://eitaa.com/mrnhodat]
🎓✨ دانشگاه فردوسی مشهد میزبان رویداد «روایتِ روز سیزدهم در راوینو» شد.
🤝 در «راوینو» شرکتکنندگان با راهبری رهبرمیدان و همراهی رهیاران مدرسه رشد و نوآوری هدات توانستند از یک خبر ساده یا داده خام بهصورت گامبهگام، روایتهای اقناعکننده و قابل انتشار رسانهای تولید کنند.
قسمتی از یک روایت تولید شده در رویداد:
"من کنار فرجالله بودم.
آنقدر نزدیک که صدای نفس کشیدنش رو میشنیدم.
هوا سنگین بود، بوی گاز اشکآور انگار چسبیده بود به حلقم، نفس که میکشیدم، سینهام میسوخت، چشمام میسوخت، همهچی قاطی شده بود؛ فریاد، سوت، صدای دویدن، صدای کوبیده شدن ...
احمدآباد شلوغ نبود؛ به هم ریخته بود،
شیشه، آتیش آشغال، دود.
شهر انگار زخمی شده بود.
فرجالله ایستاده بود.
نه جلوتر از همه، نه عقبتر. ایستاده بود و فریاد میزد،
یه فریاد از دل، نگران، محکم، امیدوار.
صداش توی همهمه گم میشد، ولی خودش نه.
فریادش از ته دل بود، از نگرانی، از غیرت،
میگفت : نزنید... اینا برای امنیت خودتون اینجان ...
و بعد رو به من کرد و گفت: اینا میخوان ماشینها رو آتیش بزنن باید جلوشون رو بگیریم.
صداش توی شلوغی گم میشد، دیدمشون.
پنج شش نفر، لباس مشکی، صورتها پوشیده.
دورش حلقه زدن،
بهش گفتم: فرجالله، بیا بریم عقب.
نگاهم کرد، یه لحظه.
گفت: اگه ما نایستیم، کی وایسه؟ ..."
🌐 مشاهده متن کامل خبر و تصاویر رویداد:
🔗 madreseh.hodat.ir/Zg8p
#رویداد
#راوی_نو
#مشهد
#مدرسه_رشد_و_نوآوری_هدات
☑️ به کانال مدرسه رشد و نوآوری هدات بپیوندید:
🆔 [https://eitaa.com/mrnhodat]