آقای ایکس
#ماجراهای_منو_ویراستارم _(برگشتن و نگاه کردن به نیلو درحالی که دارم سعی میکنم نخندم) +دیدم دیدم _بذ
#ماجراهای_منو_ویراستارم
_خب، بگو...
+الان اخه؟ نمیشه مردم دور و بر مونن!
_مردم همیشه دور و بر مونن...
+خب ببین آدرین میره دانشگاه، دقیقا بعد از اینکه یکی رو کشته...
_چطوری یکی رو کشته؟
+توی سه مرحله، اول خشاب تفنگ رو جا کرده،بعد نشونه گرفته و شلیک کرده، من از کجا بدونم چطوری؟! یکی رو کشته دیگه!
_آدرین تک تیراندازه، صرفا گفتم بدونی(نگاه عاقل اندر سفیه)
+خب؟
_خب میگم یعنی این شلیک های مستقیم راست کارش نیست!
+(نگاهِ "نه بابا راست میگی؟!" ) داشتم میگفتم؛ خلاصه میرن دانشگاه و یکم دلقک بازی درمیاره...
@mrxcollection