معشوقهی آفتابگردون؛
این تو حرم اقا امام رضا به یاد بچه های کاناله سیدابی ✨ معشوقه افتاب گردون✨ میثاق ✨فنیا✨ نوکر حسین✨حر
با بغض و دلتنگی و اشک ممنون حنینِ عزیزِ من😭🌻
ننگ بر مسولینی که از یه سوراخ ۱۰ دفعه گزیده میشن و به دلیل منافع شخصی یا هرچیزی سرشون رو مثل کبک زیر برف کردن و باز هم دم از مذاکره میزنن، خونِ تمامِ جوانانی که در راهِ این تصمیات غلط ریخته میشه گردنِ شماست، در فردای قیامت باید پاسخگو باشین
۲۰ روز دیگه جام جهانیه، آمریکا زمان میخره، بعد دوباره میزنه یه مشت احمقن میرن پای میز مذاکره
«اگر روزی این من بودم که زیر آوار ماندم، تنم را بیخیال شو. وطن را نجات بده. همین.»
امشب خواندم "علیعلیهالسلام
میانهاش با آنها که کسی را ندارند، خوب است..." آنها که کسی را ندارند، چه شکلیاند؟! روی قلبشان یک زخم عمیق، یک سوراخ بزرگ دارند که با هیچ چیز پر نمیشود یا پیش از خواب صورتشان را میان متکا پنهان میکنند تا بغضی که از گلویشان فرار کرده صدا نکند، و کسی نفهمد دنیا تا خرخرهشان بالا امده. آنها که کسی را ندارند چطورند؟! میخواهم شبیهشان باشم. راستش من برای گریههایم شانه ندارم سرم را پایین میاندازم و شبیه طفلی که مادرش او را رانده گوشهای کز میکنم و چانه میلرزانم.
اکثر شبها، مثل امشب خوابم نمیبرد. یک هیولایی میاید از آنها که فردوسی در شاهنامه گفته، روی سینهام میافتد و استخوان دندهام را فشار میدهد تا قلبم بترکد. میترسیدم....میرفتم زیر لحاف پنهان میشدم و شبیه عزیز زیرلب صلوات میفرستادم تا خوابم ببرد. عزیز میگفت گوسفند شمردن برای اجنبیهاست، تو برای مولایت صلوات بفرست خوابت میبرد ننه. همیشه پیش از بستن چشمانش هم دستش را که زیر لپ گوشتالودش میگذاشت زمزمه میکرد : سر میگذارم بر زمین، ایزمین نازنین، کس نیاید بر سرم جز امیرالمؤمنین!
عزیز از آنهاییست که کسی را ندارند؟! پیش عزیز آمدی؟ زانو به زانوی پاهای کرخت و خستهاش نشستی؟! کاش من به عزیز رفته باشم. بیکس باشم. بعد تو دلت برای من و روح پژمردهام بسوزد بیایی کنارم بنشینی، دستت را به سرِ سرشکستهام بکشی، در آغوشت پنهانم کنی و من قلبم را نشانت بدهم و از رد چنگ هایی بگویم که روح تنکم را دریدند. دارد خوابم میبرد، اخرین صلواتم را فرستادم. کاش من به عزیز رفته باشم...
واگویهای شبانه از منِ ناچیز به پدرم ابوتراب علیِ مرتضی«ع»؛
_حنانه عزیززاده