•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
🔹 کسی چه میداند؟ شاید «کلینی» هم وقتی داشته این روایت را در باب فضیلتِ «نوشتن حدیث» نقل میکرده، دلگیر عصر غیبت و غمزدهی عصر جمعه بوده. شاید حضرت صادق وقتی داشته این جملات را با لبان و دهانش نورانی میکرده، تکتک باختهها و گداختههای دوران بیامامی را از نظر گذرانده و برایشان دل سوزانده و با کلماتش، دست پدری به سر ما یتیمها کشیده:
«کتابهای [حدیثی]ت را برای فرزندانت به ارث بگذار؛ چون زمانی پرفتنه خواهد آمد که مردم در آن جز با کتابهایشان انس نمیگیرند.»
🔹 لابد ما امامندیدهها را میدیده که دیگر دستمان به «اهل بیتالنبوه» و «موضع الرساله» و «مختلف الملائکه» و «معدن الرحمه» و «خُزّان العلم» و «منتهی الحلم» و «اصول الکرم» و «قاده الامم» و «سفینه النجاه» و «عین الحیاه» نمیرسد و در میانه سختیها و شکها و فشارها و دودلیها، کسی را نداریم که خودمان را به او بسپریم و با او انس بگیریم. فقط حسرتزده برای خودمان تصور میسازیم از آن لحظهای که حضرت عسکری برای درمان «احمد بن اسحاق» دست به پهلوهای او کشید یا فقط تخیّل میکنیم وقتی را که دست علی برای بخشیدن انگشتر، به دست آن فقیر خورد. حتی اگر حرّ شویم، دامان و آغوش حسین را حس نمیکنیم و اگر جذام هم به جانمان بیفتد، خبری از همسفرهگی با حضرت سجاد نیست. بیخبریم از همان «الانیس الرفیق»ی که حضرت رضا در وصف خودش و پدرانش و پسرانش گفت. از آن انیسها، فقط «کلمه»هایی برایمان باقی مانده که توی «کتاب»ها جا خوش کردهاند.
🔹 کلمههایی که وسط «ظلمات الارض»، بتابند و «نور الله» را توی قلبهای مان منعکس کنند و دلهایمان را از تردستی تردیدها نجات بدهند و بینمان یقین پخش کنند و واسطهای شوند برای همه هدایتها و علمها و مهربانیها و دستگیریها. «کلمه»هایی که بوی حرمها را میدهند و به تدبیر خودشان، توی کتابهای اصحابشان جمع شده و روی پُلهایی از جنس «خون سَر» و «خون دل» عبور کرده و از لابهلای تلاطم تاریخ به دست ما رسیده تا مثل دستهایی که به شبکههای ضریحها پیوند میخورند و آرام میگیرند، عقلها و دلهایمان هم با این کلمات و کتابها انس بگیرند و آرام شوند... لایأنسون فیه الا بکتبهم...
آنهایی که دغدغهی دین دارند، به این کتابها پناه میبرند و اینقدر با آنها انس میگیرند تا بالاخره از لابهلای این کلمهها راهی پیدا کنند برای کمکردن فشار کفار و منافقین بر مؤمنین و طراحی فضایی برای تنفس موحّدین و بالابردن قدرت متّقین. اما انس من با این کتابها، همچین نتیجههایی نداشته؛ انگار چیزی نیستم جز یک «کتابزده» که از ترس، سرش را فرو کرده در برفِ ورقهای سفید. البته تقدیر «کتابزده»ها معلوم است و «زمانزده» میشوند؛ زمان هم به آنها سیلی میزند و غافلگیرشان میکند.
🔹 مثل حال سال پیش من در همچین روزی؛ وقتی حاجمحسن عصر جمعه به شما رسید و من بدون اینکه با شما مأنوس شده باشم سرم توی کتابهای اجدادتان بود. غروب آن روز، صورت ما سرخ بود؛ انگار خون فخریزاده را روی صورت ما کتابزدهها پاشیده بودند.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🖊: #محمدصادق_حیدری
#جمعه_ناک
#شهید_فخری_زاده
سروش splus.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
سلام. وقت تون بخیر
ببخشید که مطلب بی ربط توی کانال میزارم و وقت تون رو میگیرم! اما اگه ممکنه توی کمپین زیر شرکت کنید.
ممنون
به نام خدا
سلام
مدتهاست موضوع تعطیلی دادگستری های کشور در پنج شنبه ها، همانند شهر تهران، از جمله درخواست های بجای همکاران محترم شاغل در دادگستری های کشور بوده است.
از شما دعوت میکنیم ضمن حمایت از کمپین زیر که به منظور درخواست بررسی این موضوع از مسئولین محترم قوه قضائیه ایجاد شده است، لینک آن را در گروه ها و کانال های مرتبط منتشر نمایید
با تشکر
https://farsnews.ir/my/c/105479