هدایت شده از جهاد تبیین
درباره کانال:
در این کانال، منتخبی از مطالب مرتبط با رفع شبهات و جهاد تبیین بازنشر می شود
بازنشر یک مطلب به معنای تایید سایر مطالب آن کانال نیست
مطالب ما عمدتا راجع به آموزش سواد رسانه ای، رفع شبهات مطرح شده در فضای مجازی و مطالب مرتبط با جهاد تبیین خواهد بود
هدف:
بجای اینکه بدنبال مثلا ده مطلب مرتبط با جهاد تبیین، ده تا کانال و نتیجتا صدها پست رو مرور کنید، ما این کار رو براتون انجام می دیم و منتخب مطالب رو اینجا منتشر میکنیم.
آدرس کانال ما:
https://eitaa.com/joinchat/3933012258C433f4a4576
لطفاً کانال را به دیگران معرفی کنید
هدایت شده از هجرت | مامان دکتر 🇮🇷
با شنیدن این صحبت از نایبالامام، امروز در آخر دعای عهد دوست داشتم به جای پا، بر سر بزنم....
"ما امروز در کشورمان جوان خیلی داریم
امّا آیا فردا هم همین اندازه جوان خواهیم داشت؟معلوم نیست!
با این وضعی که من مشاهده میکنم، با اینهمه تأکیدی هم که کردیم!
در عین حال نتایج، خیلی نتایجِ دلگرمکنندهای نیست...
ممکن است فردا اینهمه جوان نداشته باشیم؛
ما باید کشور را برای آن روز ثروتمند کنیم.
[...] برای اینکه فردای محتمَل که اینقدر جوان نداریم، واقعاً کشور بتواند خودش را اداره کند."
١٤٠١/١١/١۰
مایه شرمساری ما...
اللّهم انصرنا علی نَصر دینک
اللّهم انصرنا علی نَصر ولیّک
*تلاش برای افزایش نسل، و جوان شدن نیروی انسانی کشور و حمایت از خانواده، یکی از ضروریترین فرائض مسئولان و آحاد مردم است.*
#بیانات ۱۴۰۱/۲/۲۸
ولی فقیه
ولی امر مسلمین جهان
نایب الامام
تلاش برای جمعیت رو برای همه ما یک *#فریضه* اعلام کرده اند،
فریضه ضروری 😭😭
ما چه کردیم و میکنیم؟
همه مسئولیم
ما، در هر لباس و شغل و تحصیلات و حوزه اثرگذاری و جایگاهی، چه میکنیم برای جمعیت؟
برای خودمون چه مأموریتی تعریف کردیم در راستای این فریضه که آقا فرمودند، و درواقع امر کردند؟؟
وَقفوهُم
إنّهم مَسئولون....
یه روزی، لبالمرصاد، همه ما رو نگه میدارند و ازَمون سوال میپرسند
در محضر امیرالمؤمنین
در محضر فاطمه زهرا
در محضر اباعبدالله
باید جوابگو باشیم
جوابی داریم؟
💔💔💔💔
@hejrat_kon
هدایت شده از هجرت | مامان دکتر 🇮🇷
دامن ریحانه ات گردیده گلشن یا رضا
خانه تو ، قلب تو ، چشم تو روشن یا رضا
ای رضائیون رخ ابن الرضا را بنگرید
رکن ایمان ، حصن دین ، کهف تقی را بنگرید
@hejrat_kon
هدایت شده از محمدصادق
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
*سوره قیام*
آیه دهم: ....
▪️بخش اول▪️
🏴«معجزهها» بیسر شده بودند و تکهپاره. «انکار» کار خودش را کرده بود و داشت عجزهای مکرّرش در برابر اعجازهای گوناگون را دفن میکرد و روی پیکر آیهها میدوید تا دیگر دیده نشوند و آخرین پرده از پیروزیِ پرقدرت و چیرگیِ بیچون و چرا و غلبهی بیقیدش را به نمایش بگذارد. اما خدا گفته بود: «لأغلبنّ أنا و رسلی... من و فرستادگانم حتماً پیروز میشویم» پس تازه باید تدبیرهای جدیدش را رو میکرد. به تعبیر دقیقتر، وقتش رسیده بود که زینب معجزاتش را شروع کند و آیههای مردانه به اعجازهای زنانه تبدیل شود.
▪️[حتی بعضی از مَردها، وقتی جسد خمینی را _که دینداری و خداپرستیشان را به او گره زده بودند_ دیدند، جان دادند. جسد نائب عامّی که نه پرچم عصمت بر دوش داشت و نه خون و زخم و جراحت بر تن. پس] خیلی واضح بود: زنی که در اوج تعلق به امام معصومش بود و تجسم توحید و خداپرستی را با صدها زخم بر تنِ بیسرش میدید، باید جان بدهد و قالب تهی کند. اما زینب باید معجزاتش را شروع میکرد و به میدان میآمد تا به جای آنکه بخاطر عاطفهاش جان بدهد، با همان عاطفه، جان لشگر دشمن را بگیرد. بخاطر همین، صحنه را هم خودش مدیریت کرد:
_ بحق الله الّا ما مررتم بنا علی مصرع الحسین... شما را به خدا که ما را از کنار قتلگاه حسین بگذرانید...
▪️برای دشمن بهترین موقعیت بود تا بعد از درو کردن سرهای مردان اهلبیت، قلب زنانشان را هم تار و مار کند.... اما خدا گفته بود: «فبُهت الذی کفر»... پس زینب به یقین حسین تکیه زد و کاری کرد که راوی دشمن مبهوت شود و به قسم و آیه بیفتد تا شاید آیندگان، معجزات دختر علی را باور کنند: «به خدا قسم فراموش نمیکنم زینب را که با صدایی غمگین و قلبی آتشین فریاد میزد: وا محمّداه صلّی علیک ملیک السماء هذا حسین بالعراء...» و بعد دوباره قسم خورد: «[زینب این قدر روضه خواند تا] به خدا قسم که همه ی دشمنان را به گریه انداخت»
▪️عاطفهی الهی زینب، قلبهای شقیترین اشقیاء را هم ذوب کرد و بیرحمترین جمعیت بشری را به عجز کشاند و مردمی را که بزرگترین جنایت تاریخ را به خشنترین وجه ممکن رقم زدند و تکان نخوردند، به گریه انداخت. زینب داشت معجزهی شمشیر حسین را به اعجاز عاطفهاش تبدیل میکرد و در اعماق تاریکی، نقب میزد و سدّهای ظلمات را میشکست و دلهای فتحنشدنی را به تصرف در میآورد و قرآن را تفسیر میکرد: «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجاره... و انّ من الحجاره لما یشّقق فیخرج منه الماء بعضی از دلهای سنگ هم هستند که شکاف بر میدارند و ترک میخورند و آب از لابهلای آنها جاری میشود»
▪️لشگری که به بالاترین هماهنگی جمعی رسیده بود تا از هیچ آیه و معجزهای منفعل نشود، در مقابل معجزه عاطفه نه فقط کم آورده بود؛ که داشت گریه میکرد. وحدت کلمهی اشقیاء به خطر افتاده بود. سکینهخاتون، ضربه بعدی را زد و به خوبی معجزه زینب را تکمیل کرد و پیکر پدرش را به آغوش کشید. ترکیب خطرناکی بود. درست است که عمرسعد مثل نمرود در مقابل کلام ابراهیمی ِ زینب مبهوت شده بود و «فبهت الذی کفر» داشت تکرار میشد، اما بالاخره باید تفاوتش را با نمرودها نشان میداد. اگر نمرود بعد از آن شکست فضاحتبار کلی تدبیر کرد و وقت گذاشت و زحمت کشید تا آن آتش بزرگ را به پا کند، عمرسعد خیلی سریع تدبیر کرد و بلافاصله آتش بزرگتری به راه انداخت تا لشگرش بیشتر از این به هم نریزد و مردانش بیشتر از این مقهور معجزه زینب نشوند: «فاجتمع عدة من الاعراب فجرّوها عنه گروهی از الواط بادیهنشین جمع شدند و کشانکشان او را از جسد حسین جدا کردند»
▪️زینب اما...
ادامه 👇👇