eitaa logo
محمدصادق
149 دنبال‌کننده
731 عکس
163 ویدیو
36 فایل
کانالی برای انتشار نوشته های آقای محمدصادق حیدری و البته، گاهی مطالب مناسبتی نویسندگان دیگر ارتباط با ادمین: @mbalochi ادرس کانال ما در سروش sapp.ir/msnote ادرس کانال در ایتا Eitaa.com/msnote ادرس کانال در بله https://ble.im/msnote
مشاهده در ایتا
دانلود
📸 هنوز هم جای دختر ۳ ساله، روی شانه علمدارهاست @msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••• 🔰داستان بدشانسی و بی‌اقبالی ما! 🚩علی‌ابن ابراهیم قمی در تفسیرش از امام صادق نقل کرده که: «وقتی موسی عصایش را به زمین انداخت و عصا به اژدها تبدیل شد، همه‌ی درباریان فرار کردند. فرعون هم به قدری ترسید که اختیار از کف داد و دیگر نمی‌توانست خودش را نگه دارد [و قاعدتاً خودش را خیس کرد] و گفت: ای موسی! تو را به «الله» و به پیوند رضاعی که با تو دارم، قسم می‌دهم که این اژدها را از من باز داری.» 🚩«ذو الاوتاد»ی که هر مخالفی حتی همسرش آسیه را به چهارمیخ می‌کشید، در مقابل یک عصا ناچار شده بود به پای چوپانی پشمینه‌پوش بیفتد و قصرش را خیس کند. برای مدّعیِ «انا ربکم الاعلی» و «أ لیس لی ملک مصر و هذه الانهار تجری من تحتی» افتضاح بزرگی بود. گمان کنم همین آبروریزی بود که باعث شد که سراغ هامان برود و به فکر یک طراحی جدید بیفتد. چون خدا هم در سوره قصص بعد از اینکه می‌گوید «موسی آیات روشن ما را برای فرعونیان آورد»، تعریف می‌کند که: «وَ قالَ‏ فِرْعَوْنُ‏ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ‏ لَكُمْ‏ مِنْ‏ إِلهٍ‏ غَيْرِي‏ فَأَوْقِدْ لِي‏ يا هامانُ‏ عَلَى‏ الطِّينِ‏ فَاجْعَلْ‏ لِي‏ صَرْحاً لَعَلِّي‏ أَطَّلِعُ‏ إِلى‏ إِلهِ‏ مُوسى‏ وَ إِنِّي‏ لَأَظُنُّهُ‏ مِنَ‏ الْكاذِبِين... و فرعون گفت اى بزرگان قوم، من جز خودم براى شما خدايى نمى‌شناسم. پس اى هامان؛ برايم بر گل آتش بيفروز و برجى بلند براى من بساز، شايد به خداى موسى اطّلاع يابم، و من جداً او را از دروغگويان مى‌پندارم.‏» 🚩از حق نگذریم، حیله‌ی خوبی بود برای اینکه فکر آن همه قبطی و سبطی از عصای موسی و خفّتی که به فرعون داد، منحرف شود و باز هم تن‌شان را از قدرت فرعون بلرزاند. یک عمارت بلند که چشم همه را در بیاورد و فرعون از آن بالا برود و بر خدای موسی اشراف پیدا کند و وقت برگشت، دروغگویی موسی را همه‌جا جار بزند. 🚩بازم گلی به گوشه‌ی جمال فرعون که وقتی کم می‌آورد و عصبانی می‌شد، کارهای با کلاس می‌کرد و برج می‌ساخت و سازه بالا می‌برد. ما که از فرعون عصرمان هم شانس نیاوردیم. مستر پرزیدنت که ادعای جمع‌کردن جنگ و رسیدن به پیروزی بزرگ داشت (و شاید عجله مسئولین ما هم در آن شب، به کمک ادعایش آمد)، وقتی دیده منطق حضرت رهبری با اعلام پیروزی و تبریک به ایرانیان آبرویش را برده، این‌قدر عصبانی شده که جلوی آن همه دوربین با تمسخر، سر و صورت نحسش را تکان داده و ادای رهبر ما را درآورده و نشان داده که از بچه‌های دبیرستانی و دعواهای‌شان هم پایین‌تر و ضایع‌تر است. آدم یاد یزیدی می‌افتد که مثلا برنده جنگ و امپراتور شرق و غرب اسلامی بود اما وقتی خطبه زینب در کاخش به پایان رسید، تنها راهی که برایش ماند این بود که «یا صیحه تحمد من صوائح...» بخواند و دهان به بد و بیراه باز کند! خدا را شکر که آیه‌های قرآن جلوی چشم‌مان دارد دوباره جان می‌گیرد: «قد بدت البغضاء من افواههم.... عضوا علیکم الانامل من الغیظ... دشمنی از لحن و سخن‌شان آشکار است... از شدت خشم بر شما سرانگشتان‌شان را می‌گزند...» ❗️هی! کله‌زرد وقیح! فقط مواظب بند انگشت‌هایت باش که زخم نشود! مسلمانان دنیا با آن دست‌های نجس کارهای زیادی دارند! ✍: _ بله | آی‌گپ | سروش | تلگرام | ایتا @msnote
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در روز تاسوعای ۱۴۰۴ شمسی ، این شش دقیقه از شهید حاج رمضان را ببینیم ،تا همه تصوراتمون نسبت به جنگ با اسرائیل تغییر جدی پیدا کنه. تازه از این به بعد می فهمیم که سرنوشت این جنگ چی میشه و چه نگاه‌هایی از زمان انبیا الهی تا کربلای حضرت، به ما دوخته شده که چه کار خواهیم کرد و تمامش خواهیم کرد یا نه؟ @msnote
🏴 اعمال روز ⚫️مستحب است در روز عاشورا این اعمال به جا آورده شود . @msnote
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بی عصا آمده تا کور شود چشم حسود تا زند تیغ دو دَم بر جگر عاد و ثمود بی عصا معجزه دارد پسر شیر خدا ذوالفقار آمده بر فرق سرِ خصم، فرود او که از حضرت عباس(ع) نشانی دارد لرزه انداخته بر جان و تن آل جهود زده سیلی به روی فتنه‌گر غرب پرست تا شود صورت غربی صفتان زشت و کبود شاه شمشاد قدان آمده میدان نبرد بر چنین قامت رعنای دلاراش درود 🔹شاعر : محمد دهدارفرد @msnote
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
اینبار بی مقدمه از سر شروع کرد این روضه‌خوان پیر از آخر شروع کرد مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را از جای بوسه‌های پیمبر شروع کرد از تل دوید مرثیه‌ی قتلگاه را از لابلای نیزه و خنجر شروع کرد   از خط به خط مقتل گودال رد شد و با گریه از اسیری خواهر شروع کرد اینجا چقدر چشم حرامی به خیمه‌هاست! طاقت نداشت، از خط دیگر شروع کرد بر روی سر کشید عبا را و صیحه زد از روضه‌های سیلی و معجر شروع کرد برگشت، روضه را به تمامی دشت برد از ارباً اربنِ تن اکبر شروع کرد لب‌تشنه بود خیره به لیوان و... آب شد از التهاب مشک برادر شروع کرد   هی دست را شبیه به یک گاهواره کرد از لای لایِ مادر اصغر شروع کرد تیر از گلوی کودک من در بیاورید! هی خواند و گریه کرد و مکرر شروع کرد غش کرد روضه‌خوان نفسش با شماره شد مدّاحی از کناره‌ی منبر شروع کرد: ای تشنه‌لب حسین من! ای بی کفن حسین! دم را برای روضه‌ی مادر شروع کرد   یک کوچه وا کنید که زهرا رسیده است مداح بی مقدمه از در شروع کرد - هیزم می‌آورند حرم را خبر کنید- این بیت را چه مرثیه‌آور شروع کرد وقتی که شعر قافیه‌هایش تمام شد شاعر بدون واهمه از سر شروع کرد.. ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e