eitaa logo
محمدصادق
149 دنبال‌کننده
730 عکس
163 ویدیو
36 فایل
کانالی برای انتشار نوشته های آقای محمدصادق حیدری و البته، گاهی مطالب مناسبتی نویسندگان دیگر ارتباط با ادمین: @mbalochi ادرس کانال ما در سروش sapp.ir/msnote ادرس کانال در ایتا Eitaa.com/msnote ادرس کانال در بله https://ble.im/msnote
مشاهده در ایتا
دانلود
•••─━━━⊱🔷✦◇﷽◇✦🔷⊰━━━─••• 🔅🔆روز قدس🔆🔅 ✅ بغضی کنیم و اشکی بریزیم و حالی ببریم و دل‌مان سبک شود و بخشیده شویم و خلاص؛ این شاید اوج تحویل‌گرفتن و عزّت‌تپان‌کردن و احترامی باشد که خرجِ دعاها می‌کنیم. اما بعید است که خدا همچین عبادت‌های گل‌وبلبلی را برای‌مان پسندیده باشد. همان اوائلِ اعمال ماه رمضان در مفاتیح، دعای حجّ است که هر روز این فرازش حسابی به چشم می‌آید: «اسألک أن تقتل بی اعدائک و اعداء رسولک... از تو درخواست می‌کنم که به وسیله‌ی من دشمنان خودت و دشمنان پیامبرت را به قتل رسانی» و این تازه غیر از دعای هر شبی است که در آن، لیله‌القدر را با حجّ و شهادت گره زده‌اند: «و لیله‌القدر و حج بیتک الحرام و قتلاً فی سبیلک فوفّق لنا» و در شب قدر ـ که قلب ماه رمضان است ـ گفته‌اند باید با شهداء همراه شویم: «اسألک... أن تجعل... روحی مع الشهداء» تا روح‌مان در کنار کسانی قرار گیرد که روح‌شان برای دفاع از اسلام پَر زده. از آن طرف، اختتامیه‌ی «افتتاح» را با «وانصرنا به علی عدوّک و عدوّنا» آذین بسته‌اند و پایان ماه مبارک و دهه‌ی آخرش را به دعای «یا ملیّن الحدید لداود» پیوند زده‌اند و ما را یاد آهنی انداخته‌اند که خدا برای داود نرم کرد تا پیامبرش هر روز یک زره برای جنگ بسازد. آن دعای هر روز را هم که کار را تمام کرده و در رمضانِ رحمت و مغفرت، خشم هر روزه‌ی خدا را برای دشمنان رسولش خواسته: «یا رب محمد اغضب الیوم لمحمد و لابرار عترته و اقتل اعدائهم بددا و احصهم عددا و لا تدع علی ظهر الارض منهم احدا... ای پروردگار محمد؛ همین امروز به خاطر او و خاندان پاکش غضب کن و دشمنان‌شان را در پریشانی و پراکندگی بکش و آنان را یک به یک بشمار و بر روی زمین احدی از آنان را باقی نگذار»... 🔅🔆🟡🔶🟡🔆🔅 ✅ معلوم نیست کی بتوانیم از عبادت‌های گل‌وبلبلی‌مان دربیاییم و با دعاها قلب را طوری صیقل دهیم که سرش را از برف دربیاورد و به جنگ بین کفر و ایمان نگاه کند و باورش شود این یک دعوای حقیقی است که بخاطر عمق عناد و غلظتِ غیظ دشمن، به کلّی سرباز و افسر و فرمانده احتیاج دارد و با رمضان طوری هوای نفس را بسوزانیم که دل‌مان دل‌دل نکند و به خط بزند و وارد معرکه شود و آبرو یا فکر یا مال یا جان یا هویتش را خرجِ «قدرت اسلام» کند. 🔅🔆🟡🔶🟡🔆🔅 ✅ این شب جمعه‌ای، باز خدا روح‌الله خمینی و شمّ فقاهتِ دشمن‌شناس و ابرقدرت‌سوزش را غرق انوارِ ساکن کربلا کند که رمضان‌مان را با فریاد بر سر کفّار حربی ترکیب کرد و مسلمین را به یاد پیامبری انداخت که فرمانده‌ی بیست و چند جنگ بود و در کتابش، سوالی پرسیده که محک ایمان و دین‌داری را جلوی چشم و دل‌مان قرار می‌دهد: ـ أم حسبتم أن تدخلوا الجنه و لمّا یعلم الله الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین...؟!؟ 🔅🔆🟡🔶🟡🔆🔅 ♦️تقدیم به شهید یک و بیست دقیقه ی همه ی شب های جمعه، شهید قدس و فرمانده نیروی قدس حاج قاسم سلیمانی♦️ 🖋: @msnote
«قضیه‌ی کلید رمزآلود گشوده شدن درهای به روی امت اسلامی است.» (رهبر انقلاب، ۱۳۸۵/۱/۲۵) @msnote
گذشت ماه خدا و رسید عید صیام به هر دو باد درود و به هر دو باد سلام هزار شکر که عید صیام کرد طلوع هزار حیف که ماه صیام گشت تمام 🌸⭐ استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان ⭐🌸 ❤️عیدی ایتام یادتون نره❤️ @msnote
از بساطت ِ ما تا پیچیدگی ِ شما ✅ همگی ما زیاد و مکرر شنیده ایم این روایت را که: «اسلام بر پنج چیز بنا شده؛ نماز و زکات و روزه و حج و ولایت که هیچ یک، هم رتبه‌ی نیستند و ولایت، افضل از همه‌ی آنهاست». همچین روایات مهمی را وقتی فکر می‌کنیم تکراری شده اند ـ و حتی وقتی همچین فکری نمی‌کنیم ـ باید کنار روایات دیگر گذاشت تا معلوم شود که عمق کلام ِ غیر تکراری ترین آدمهای تاریخ تا چه حد است.  یک روایتی هست که می‌گوید: برای نماز – یعنی همان که یکی از ستونهای اسلام است اما به پای ولایت نمی‌رسد ـ «چهار هزار حد» است؛ یعنی نماز، چهار هزار حکم دارد. نمازی که به پای ولایت نمی‌رسد، این همه دم و دستگاه و حد و مرز و حکم و قاعده و قانون و جزء و شرط و مقدمات و مقارنات و تعقیبات و آمادگی جسمی و تمرکز فکری و توجه روحی می‌خواهد. اما به شما که می‌رسیم یعنی به ولایت که می‌رسیم، شروع می‌کنیم به تکرار کلیاتی مثل وجوب اطاعت و وجوب محبت و شادی در شادی هایتان و عزا در عزاهایتان! معلوم است که همه‌ی اینها هست و باید باشد، اما مساله خیلی پیچیده تر از این حرفهاست و پر از جزئیات و گره‌ها و تعلیق‌ها و تعلّق‌ها و تفرّق‌ها و ابهام‌ها و تردیدها و ندانستن‌ها و ندانم کاری‌ها و نخواستن‌ها و نتوانستن‌ها که برای ماست و تحملی که برای شماست... .  خدا می‌داند که وقتی قرار است فقط دو تا اراده‌ی دو انسان عادی به هم گره بخورد و با هم ترکیب شود، به چه تعداد از احتمال و اما و اگر بند است و چقدر اوضاع متزلزل است؛ چون اراده و اختیار آدم، می‌تواند بزند زیر همه چیز و همه‌ی قواعد جزمی و قطعی را به هم بریزد و قوانین کشف شده‌ی حتمی را به یک نقاشی کودکانه از واقعیت بدل کند و آن را به دیوار توهمات بی دلیل بیاویزد.  حالا حساب کن قرار است اراده‌ی یک امّت با تمام کثراتش و با همه‌ی ضعف هایش در همه‌ی وجوه، به اراده‌ی امام گره بخورد با تمام عظمتش. چند میلیارد فعل از چند میلیون نفر باید بصورت هماهنگ محقق شود تا یک امت بتواند به سمت آستان امامش حرکت کند؟! چه حجمی از نفهمی‌ها و ناتوانی‌ها و حجاب‌ها و ظلمت‌ها و عقب ماندگی‌ها ـ که وصف ِ یک امّت شده اند و نه فقط وصف ِ تک تک ِ افراد ـ باید به تدریج و آهسته آهسته درمان شود و در هر یک از مقاطع تاریخ، به چه میزان از هر یک از این بدبختی‌ها باید کاسته شود؟ به دست چه کسانی و با پیش قدم شدن ِ چه مردانی؟ بعضی وقتها و با دیدن مقدار ِ زحمتهایی که برای بزرگ شدن یک کودک کشیده می‌شود، با خودم می‌گویم که اگر جامعه‌ی شیعه با توجه به سیر تاریخی خودش در «مرحله‌ی کودکی» باشد، چه پیچیدگی‌های زیاد و نفس گیری برای رسیدن به «بلوغ» در پیش رو داریم... پس وای به حالمان؛ وقتی که دین را بصورت بسیط و ساده و عرفی معنا می‌کنیم و نسبت خودمان با ولایت را در افعالی یکسان و تغییر ناپذیر محدود می‌کنیم؛ با اینکه صاحبان ولایت، «محالّ مشیت الله» هستند و مشیت خدا در هر زمان و مکان و در هر مرحله از تاریخ چیزی را می‌خواهد که آن خواست و مشیت، فقط برای همان مرحله است و در قبل و بعد جاری نیست که: «کل یوم هو فی شأن.» شاید این طور ذره‌ای و فقط ذره‌ای درک پیدا کنیم از کلام شان که فرمودند: «إن امرنا صعب مستصعب لا یحتمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد امتحن الله قلبه للایمان» و از این سنگین تر فرموده اند: «ان امرنا سرّ فی سرّ و سرّ مستسرّ و سرّ علی سرّ و سرّ مقنّع بسرّ» 🖊: @msnote
•••─━━━⊱🔷✦◇﷽◇✦🔷⊰━━━─••• ❇البراهین الواضحات❇ ما که نه ولی ابهام‌ها و اجمال‌ها تردیدها و تحیّرها دوراهی‌ها و سرگشتگی‌ها  منتظرت هستند حتی فلسفه‌ها و منطق‌ها  و برهان‌ها و استدلال‌ها ـ این پرطمطراق‌های وامانده و درمانده ـ گوشه‌ای نشسته‌اند تا  بیایی و از ضلالت نجات‌شان دهی یابن البراهین الواضحات الباهرات ای فرزند ِ برهان‌های واضح و روشن 🔸🔹🔶🔷🔴🔷🔶🔹🔸 🖋: @msnote
•••─━━⊱✦◇﷽◇✦⊰━━─••• ✳️مرد! همان‌چیزی که قرن‌هاست خیلی کم پیدا می‌شود✳️ ✅در همه‌ی صدها سالی که نبوده ای، وضع همیشه همین طور بوده: بلا و درد از هر طرف تو را احاطه کرده  و ما را نه! همان جمله‌ای را می‌گویم که یاد داده اند جمعه‌ها بگوییم: أن تحیط بک دونی البلوی  ولی قسمت تلخ ترش آنجاست که این فقط تکه‌ای از آن جمله است؛ جمله‌ای که کامل گفتنش کار هر کسی نیست: عزیز علیّ أن تحیط بک دونی البلوی سخت است بر من که تو را درد احاطه کرده باشد و من را نه! سخت است؟!   سخت است؟!!    سخت است؟!!!؟   باید که این علامت سوال‌ها و تعجب‌های بعدش را آن قدر ادامه داد تا همه به مرد بودنشان شک کنند گفتن این جمله، مرد می‌خواهد  و مرد همان چیزی است که قرن هاست خیلی کم پیدا می‌شود 🖋: سالروز تخریب حرم امامان به دست سعودی است و انتقام این جنایت، مرد میخواهد مرد همان چیزی که ... @msnote