•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
⚘ همین روزها بود که مسکینی، یک شبه عزیز شد و داستانش همه ی ما مسکین ها را امیدوار کرد.
⚘ همین روزها بود که یتیمی، طعم محبت پدر را چشید و ماجرایش، همه ی بی کس ها را نوید داد
⚘همین روزها بود که اسیری، فقط با کوبیدن یک در، طعم آزادی را چشید و حکایتش، همه ی غل و زنجیرها را یاد گسسته شدن شان انداخت. و همه ی اینها تقدیر هر کسی است که لیاقت پیدا می کند تا به در خانه ی علی پناه ببرد.
••─━⊱✦❤✦⊰━─••
⚘وقتی علی باشد، حتی یک اسیر کافر هم میداند باید در خانهی چه کسی برود تا ناامید برنگردد اما وقتی پسر علی در میان ما جایی نداشته نباشد، حتی مومنین خالص هم میتوانند فریب بخورند و برای الحاد و التقاط غش و ضعف کنند و برای ادامهی زندگی، دلبستهی کاخهای کفار و قصرهای منافقین شوند و بخاطر تعریفی که از زندگی پذیرفته اند، در به در به دنبال سرمایه و تکنولوژی خارجی بدوند...
••─━⊱✦❤✦⊰━─••
⚘بگذریم... خب خدا هم میخواست این همه فرصتی را که برای بندگانش فراهم کرده، به یادشان بیاورد و تاریخ را امیدوار کند.
بخاطر همین گفت: «هل اتی علی الانسان حین من الدهر....» تا وصف بهشتی را که برای علی آفریده، همه بدانند. گفت و گفت و گفت تا رسید به اینجا که:
🔅لا یرون فیها شمساً و لا زمهریراً: در بهشت؛ نه خورشید را می بینند و نه سرما را🔅
••─━⊱✦❤✦⊰━─••
⚘معلوم است که عشاق علی حتی در بهشت هم، حرفهایی را که خدا درباره ی معشوق شان زده، فراموش نمی کنند. برای همین وقتی نوری مثل نور خورشید را میبینند که همه ی بهشت را روشن کرده، به خدا می گویند:
_ این نور از کجاست؟ مگر خودت در کتابت نگفتی که ما در بهشت تو خورشید را نمی بینیم؟
خدا هم جبرئیل را به سوی شان می فرستد تا جوابشان را بدهد و مدح علی، بهشت را هم فرا بگیرد:
❤️_ این نور خورشید نیست. بلکه این علی و فاطمه بودند که خندیدند و با خنده شان، بهشت روشن شد...❤️
••─━⊱✦❤✦⊰━─••
پ.ن: تقدیم به محدث بحرانی که این حدیث زیبا را در کتاب شریفش از قول ابن عباس آورده و ما را از عشق به امروز سرشار کرده.
⚘امروز روز مسکینها و یتیمهاست و به من یکی که خیلی میآید.
امروز مثل همان روزهای مدینه رو به سوی خانه علی میکنم و مثل آن مسکین و یتیم خوشبخت میگویم:
🔸 السلام علیلک یا اهل بیت محمد انا مسکین من مساکین المسلمین أطعمونی مما تاکلون أطعمکم الله علی موائد الجنه...🔸
بعد علی لقمه را بر زمین میگذارد و بنا به نقل شعر میخواند:
🔸فاطم ذات المجد و الیقینا/ یا بنت خیر الناس اجمعینا/ الا ترین البائس المسکینا/جاء الی الباب له حنینا/🔸
و فاطمه شروع به روضه خوانی می کند:
▪️فسوف اعطیه و لاابالی / و اوثر الله علی عیالی / امسو جیاعا و هم اشبالی / اصغرهما یقتل فی القتالی/ فی کربلا یقتل باغتیالی...▪️
••─━⊱✦❤✦⊰━─••
🖊: #محمدصادق_حیدری
سروش sapp.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
هدایت شده از حسینیه اندیشه و جبهه مقاومت
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
السلام علیک یا اباعبدالله علیه السلام
مراسم عزاداری دهه محرم با موضوع:
▪️«فتنه اعتقادی؛ مشروطه اقتصادی» ▪️
(ادامه مباحث محرم ۱۳۹۹)
☑️ سخنران: حجةالاسلام محمدصادق حیدری
🗓 از دوشنبه ۱۴۰۰/۵/۱۸ (اول محرم الحرام ۱۴۴۲)
🔘به مدت ۱۰ شب
🔳 مشهد مقدس 🔳
☑️ @hosseiniehandisheh
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─••
🏴 قسمتی از زیارتنامه حضرت مسلم علیه السلام :
▪️ألسَّلامُ عَلَیک أیهَا الفادی بِنَفسِهِ وَ مُهْجَتِهِ الّشهیدُ الْفَقیهِ المَظلُومِ الْمَغصُوبِ حَقُّهَ المُنتهِک حُرَمَتُهُ.
▪️الَّسلامُ عَلَیک یا فادی بِنَفسِهِ ابْنَ عَمِّهِ وَ فَدی بِدَمِهِ دَمْهُ.
▪️السَّلامُ عَلَیک یا أوَّلَ الشُّهَداءِ وَ امام السُّعداء ...
▪️السُّلامُ عَلَیک یا وَحیداً غَریباً عَنْ اهلِهِ بَینِ الأعْداءِ بِلا ناصرٍ وَ لا مُجیبَ...
✋سلام بر تو ای جان نثار، ای شهید فقیه و مظلوم، ای کسی که حقّش غصب گردید و حرمتش شکسته شد.
✋سلام بر تو که جانت را فدای پسر عمومیت کردی و برای حفظ او خون دادی.
✋سلام بر تو ای اوّلین شهید و ای پیشوای سعادتمندان،
✋سلام بر تو که میان دشمنان، تنها و بی کس بودی و یار و یاوری نداشتی.
📚مصباح الزائر، ص۱۰۳
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
باور نمی کردم گذرها را ببندند
من را که می بینند درها را ببندند
خورشید بودم زیر نور ماه رفتم
جان خودت تا صبح خیلی راه رفتم
در شهر کوفه کوچه گردی کم نکردم
این چند شب یک خواب راحت هم نکردم
باید مسیر تو چرا اینجا بیفتد
حیف از سر تو نیست زیر پا بیفتد!
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🖊: #علی_اکبر_لطیفیان
#ما_ملت_امام_حسینیم
#شب_اول_محرم
#حضرت_مسلم
#محرم
@msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
🏴سوره قیام
🏴چند سال پیش بود که ایدهی «سورهی قیام» به سرم زد؛ وقتی پای درس مرحوم استاد نشسته بودم و میگفت:
🏴اگر کسی به فرهنگ قرآن دقت کند، برایش معلوم میشود که هدایت از طریق «آیه» اتفاق میافتد؛ یعنی همان چیزی که ما امروز به آن میگوییم «معجزه». معجزه، قویترین قدرتهای مادّی را جلوی چشم همه به عجز در میآورد و قدرت جدیدی را به رخ همه میکشد که همان خداست. خدایی که با پیامبرانش به وسط میدان آمده و «اهالی باشگاه قدرت» را به چالش کشیده تا مردم را از دور آنها پراکنده کند و با جمع شدن مردم به دور انبیاء و اوصیاء و نوّاب عامّ آنها، زندگی و جامعهی دیگری بسازد. البته شکل و نحوه «آیات» یا «معجزات» در طول تاریخ، تغییر میکند اما در هر صورت، همه امتحانها و عذابها و نجاتها بر محور آیات است. حالا اگر همه وجدان میکنیم که بزرگترین هدایتهای خدا از طریق اباعبدالله انجام میگیرد، این به معنای آن است که حضرت سیدالشهدا در طول قیامش و با رفتارها و موضعگیریهایش، بزرگترین آیهها و معجزات را رقم زده است. شاید بخاطر همین عظمت ِ آیات اوست که در زیارت عاشورا صد سلام میفرستیم و بخاطر شدت ِ انکار این آیات است که صد لعن به دشمنانش نثار میکنیم: این همه آیه دیدهاید و به این شدّت انکار کردهاید؟! موج معجزه از یک طرف و اوج عناد از طرف دیگر و تراکم همه اینها در یک صبح تا عصر! لذا میشود گفت همانطور که سطرسطر قرآن، مشحون از آیه و معجزه است، خطبهخطِ مقاتل معتبر هم دارند آیات و معجزات اباعبدالله را نقل میکنند؛ معجزاتی برای هدایت همه تاریخ به صریحترین و موثرترین شکل ممکن...
🏴فکرهای نورانی ِ حاجآقا، هیجانزدهام میکرد و مفاهیم جدید میساخت و رژهی ایدههای مختلف را طوری توی مغزم به راه میانداخت که شبها خواب از سرم میپرید. تصمیم گرفتم برای هر شبی از دهه اول _ و تقریباً متناسب با روضههای هر شب _ یک متن بنویسم که معجزات رفتار امام و اطرافیانش را توضیح دهد؛ آن هم در تناسب با یکی از آیات معجزگون قرآن. بعد این ده متن را به اعتبار اینکه هر یک حاوی ِ آیهای از قرآن و متناسب با یکی از آیات حسین است، تحت عنوان «سوره قیام» نامگذاری کردم؛ قیامی که همه این آیات و معجزات را در بطن خود پرورید. یک متن هم به عنوان «بسمالله ِ سوره» به آن اضافه کردم.
🏴البته چند سال پیش و بعد از اینکه متنهای سه چهار شب اول را نوشتم، به نظرم سختخوان بودند و کار، نصفهکاره ماند تا پارسال که بالاخره توانستم متنهای بعدی را _ که از آن اولیها روانتر هستند _ بنویسم و بعضی از آنها را در اینجا به اشتراک بگذارم.
انشاء الله امسال، هر یازده متن را بازنشر میکنم برای کسانی که نخواندهاند یا برای کسانی که خواندهاند اما بخاطر ضعف قلم من، ایدهی این نوشتهها و نخ تسبیحشان را پیدا نکردهاند و برای اینکه این صفحه در این ایام، خالی از عرض ارادت به آیات الهی نباشد:
افحسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا...
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🖊: #محمدصادق_حیدری
#سورهی_قیام
#محرم
#شب_اول_محرم
سروش sapp.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
*سورهی قیام*
*بسم الله الرحمن الرحیم*
حتی اگر به ما خبر نداده بودند که «ان الحسین *مصباح الهدی* و سفینه النجاه» سمت راست ِ عرش خدا را زینت بخشیده، ما زمینیها باز هم میتوانستیم دل خوش کنیم به تصوّرات کودکانهای از این حقیقت بزرگ که حسین، *چراغ هدایت* است. چون خودمان هر سال میبینیم که عاشورا چهطور چشمها را تر و قلبها را ذوب میکند و زنگارهایی را که کفر و نفاق بر دل مومنین حکّ کردهاند، میشوید و بر پیشانی ِ کید ابلیس، مُهر «هباء منثورا» میزند.
«چراغ هدایت» همان چیزی است که خدا برای روشنماندن آن، انبیائش را فرستاده و اوصیائش را جایگزین آنها کرده و کتابهایش را در میان آنها به یادگار گذاشته. بعد هی نهیب زده که هدایت من از همین مسیر میگذرد: «آیه فرستادهام و نشانه نشانتان دادهام.» انگار که به انسانها و امّتها گفته: همهی شما محکوم قدرت قدرتمندان هستید و چارهای جز تبعیت از روابطی که آنان رقم زدهاند ندارید. اما من آیههایی میفرستم که همین قدرتمندان به خاک مذلّت بیفتند و به عجز برسند و مجبور شوند ناتوانیشان را فریاد بزنند؛ آنهم در مقابل همهی مردم نگونبختی که توانایی حاکمان خود را با تمام وجود حس کردهاند. آنوقت است که حتی برای ضعیفترین عقلانیتها هم حجّت تمام میشود؛ چون غافلترینها هم تازیانهی زور حکّام را بر گردههای خودشان حس میکنند اما بعد از نزول آیات، قدرتی غیرمادّی را میبینند که روی دست همهی قدرتمندان بلند شده و خودش یک قطب جدید از قدرت را ایجاد کرده. هر چند راه انکار و عناد باز است و اشقیاء بعد از دیدن عجز و ناتوانی خود، باز هم به سراغ یک فریب جدید و یک طرّاحی نو خواهند رفت؛ اما حجّت بر همه تمام شده و هیچ عذری برای کسی باقی نمانده است.
از همین جاست که آیه و نشانه و اعجاز دست به دست هم میدهند: معجزه یعنی به عجز درآورندهی اهالی باشگاه ِ قدرت و به خفّت کشانندهی ملأ و مترفین و اکابر مجرمین و نابود کنندهی ابهّت مادّی ِ ائمّهی کفر و پیشوایان نفاق؛ که اگر اینها بشکنند و زنجیر اقتدارشان پاره شود، مستضعفین و محرومین و مغلوبین جرأت رهایی خواهند یافت و از میانهی ظلمات ِ «واللیل اذا عسعس»، روزنههایی از نور ِ «والصبح اذا تنفّس» بر آنها خواهد تابید.
پس اگر حسین چراغ هدایت است و هدایت نیز از مسیر معجزه و آیه عبور میکند و معجزه نیز اثری جز خُردشدن استخوانهای قدرتمندان ندارد، عاشورا و مقدمات و موخراتش باید در چارچوبی از «اعجاز» معنا شود و تکتک افعال حسین همانند «آیه« های غیرقابل تحدّی ِ قرآن تفسیر گردد و هر حلقه از زنجیرهی مصبیتهای راتبهی او از «نشانه» های الهی به حساب بیاید.
و من شهادت میدهم که عقل جمعی ِ و حتی همکاری سازمانی ِ هزاران فقیه نیز نمیتواند ادعایی در این وادی داشته باشد و سلمانها و مقدادها و اباذرها حتی در بهشت هم به حقیقتِ این حقائق دست پیدا نمیکنند. پس این چند آیه از سورهی قیام را بگذارید به پای جسارتهای بچهگانه و اطوارهای کودکانه؛ آن هم با فاصلهای به اندازهی صدها سالها نوری از گستردهترین کهکشان هدایت و بزرگترین معجزهی تاریخ ...
*سیریکم آیاته فتعرفونها .... فأیّ آیات الله تنکرون*
کامنت:
از خطوط پایانی متن واضح است که این نوشتهها هیچ ادعایی ندارند. پس استفاده از عباراتی مثل «سورهی قیام» و «آیهی اول» و «آیهی دوم» و ... ـ که اگر توفیق تفکر و فرصت نوشتن بود، در شبهای آینده به اشتراک گذاشته خواهد شد ـ صرفاً یک قالب ادبی است برای تأکید بر مضمون این پست؛ یعنی رفتار اباعبدالله و یارانش در عاشورا و قبل و بعد آن، باید به عنوان آیات و معجزات الهی تحلیل شود.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
🖊: #محمدصادق_حیدری
#سورهی_قیام
#شب_اول_محرم
#محرم
سروش sapp.ir/msnote
ایتا Eitaa.com/msnote
بله https://ble.im/msnote
تلگرام https://t.me/msnote
•••─━━⊱✦▪️﷽▪️✦⊰━━─•••
*سورهی قیام*
*آیهی اول: و من یخرج من بیته مهاجراً الی الله و رسوله...*
▪️بخش اول▪️
گزارهی معروفی هست که همیشه با آن مشکل داشتهام. در وصف جامعهای که از اطاعت معصومین سرباز زد و به دور دشمنان آنها جمع شد، میگویند: «مردم حق را از باطل تشخیص نمیدادند و نادانی و بیخبری بیچارهشان کرده بود و ...» همیشه با خودم میگویم اگر اینطور باشد، پس تکلیف آیات و نشانههای خدا چه میشود؟ مگر هدایت تعطیلپذیر است؟ درست است که اهل طغیان بر مردم خیمه زدهاند و آنها را در سیاهچالهای فریب و رفاه به اسارت درآوردهاند اما قدرت خدا کجا رفته؟ مگر میشود رشتهی معجزات خدا پاره شود و اتمام حجّت که حرفهی بیحریف انبیاء و اولیاء بوده، کنار گذاشته شود؟ آن هم وقتی مشعشعترین انوار الهی داشتند بر ظلمات زمین میتابیدند و برهان الهی را به همه نشان میدادهاند ...
در جامعهای که هنوز نام پیامبر خدا در آن برده میشود و روسایش خود را خلیفهی نبیّ میدانند، وقتی شخصیتی مثل حسینبنعلی که تجسّم فرهنگ بعثت و وارث بیت نبوّت است، بیعت نکند و در شهر خود و حرم پیامبر قرار نگیرد و از مدینه خارج شود و با مخدّرات بنیهاشم سر به صحرا بگذارد و شعبان و رمضان و شوال و ذی القعده را در مکّه بماند و سرپیچی و سازشناپذیریش را در موسم حج و در مرکز اجتماع مسلمین به نمایش بگذارد و پنج ماه تمام، آوارگی خود را فریاد بزند و دائماً هشدار بدهد که میخواهند او را بکشند و هیچ نقطهای از بلاد مسلمین برای او امن نیست، آیا جز دیوانگان و مجانین، کسی باقی خواهد ماند که در بیخبری باشد و با جهل دمخور شود و اتمام حجّت حسین به گوش او نرسیده باشد؟
مساله آنقدر واضح بود که وقتی اباهرّه در راه کوفه از حسین پرسید که «چه چیزی تو را حرم جدّت [مدینه] و حرم خدا [مکّه] خارج کرد، اباعبدالله اول فرمود: «ویحک یا اباهره» انگار که اصل چنین سوال و استفهامی جای توبیخ داشت. بعد حضرت در جواب این سوال ابلهانه دوباره ناامنی و خطر جانی برای تنها وارث فرهنگ بعثت را فریاد کرد: اخذوا مالی فصبرت و شتموا عرضی فصبرت و طلبوا دمی فهربت «مالم را گرفتند و صبر کردم. ناموس و آبرویم را شتم کردند و صبر کردم. خواستند مرا بکشند که هجرت کردم». وضعیت به نحوی روشن بود که سلیمان بن صرد وقتی خواست مردم کوفه را بشوراند، در توصیف شرایط امام گفت: «صار الی مکّه هاربا من طواغیت آل ابیسفیان». قصد بنیامیه برای کشتن تنها باقیمانده از خاندان رسول به قدری واضح بود که ابن عباس پس از دیدار با حسین در مکه و در مقابل چشمان مردم فریاد زد: «وا حسیناه» و فرزند خلیفهی دوم پس از دیدن امام گریست و با حضرت برای همیشه خداحافظی کرد.
با اینکه حسین، تهدید حکومت نسبت به جان خود را به یک خبر عمومی تبدیل کرد، اما این یک خبر عادی نبود و حتی دشمنان امام هم میدانستند که کشتن اباعبدالله چقدر مهیب و خطرناک است و معنایی جز هدم دین ندارد. کار به جایی رسید که وقتی مروان به حاکم اموی ِ مدینه پیشنهاد کرد تا قبل از خروج امام از مدینه، به قتل حسین مبادرت کند، ولید بن عتبه گفت: «ویحک انک اشرت الیّ بذهاب دینی و دنیای». قتل حسین و تصمیم یزید برای تحقق آن، فاجعهای بود که حتی عبدالله بن مطیع را ـ که از زبیریان بود و امام را در راه کوفه مشاهده کرد ـ مجبور به اعترافات عجیبی کرد: «با کشتن تو حرمت پیامبر هتک میشود. حرمت اسلام از بین میرود. حتی حرمت قریش نابود میشود و اصلاً حرمت عرب لگدمال میشود و پس از قتل تو آنان از هیچکس نخواهند ترسید.» این گناه اینقدر عظیم بود که همسان کفر و شرک انگاشته شد؛ نه از طرف شیعیان که از سوی یک عالم اهل شام؛ شهری که مرکز دشمنی با اهلبیت بود. سید بن طاووس نقل میکند که عالم شامی وقتی سر اباعبدالله را دید، یک ماه تمام خود را از تمام اصحابش مخفی کرد و وقتی پیدایش کردند، این شعر را میخواند: «یکبّرون بأن قتلت و انّما / قتلوا بک التکبیر و التهلیلا» بخاطر شهادت تو ندای الله اکبر سر میدهند در حالیکه با کشتن تو تکبیر و تهلیل و توحید را کشتهاند.
••─━⊱✦▪️✦⊰━─••
ادامه👇👇👇