چند روزی است که سایت رجانیوز اقدام به انتشار مباحث سال گذشته ی اقای حیدری پیرامون قیام امام حسین با عنوان « #ساختارهای_اجتماعی_قاتل_امام ؛ ساختارهای اجتماعیِ برانداز نظام کرده است. چهار قسمت منتشر شده از این سلسله مباحث را می توانید در چهار پست اینده ببینید
@msnote
#ساختارهای_اجتماعی_قاتل_امام ؛ ساختارهای اجتماعیِ برانداز نظام/
مبحث اول
فرهنگ زیارات و ادعیه، مبیّن نقش اساسیِ «امّت، جامعه و ساختارهای اجتماعی» در شهادت امام حسین (ع)
http://www.rajanews.com/news/326272/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D9%87%D8%8C-%D9%85%D8%A8%DB%8C%D9%91%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%90-%C2%AB%D8%A7%D9%85%D9%91%D8%AA%D8%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85
@msnote
#ساختارهای_اجتماعی_قاتل_امام ؛ ساختارهای اجتماعیِ برانداز نظام/
مبحث دوم
نقش اساسیِ «امّت، جامعه و ساختارهای اجتماعی» در بعثت انبیاء و اوصیاء/ تشریح جایگاه «ائمه کفر و نفاق»
دوم
http://www.rajanews.com/news/326469/%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%8C-%C2%AB%DA%A9%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D9%82-%D9%88-%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86%C2%BB-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%E2%80%8C%D8%B1%D9%87
@msnote
#ساختارهای_اجتماعی_قاتل_امام ؛ ساختارهای اجتماعیِ برانداز نظام/
مبحث سوم
اصلیترین مرزبندی خدای متعال از جوامع بشری، «کافر، منافق و مؤمن» است/حضرت امام (ره) مرزبندی بین جوامعِ کفر، نفاق و ایمان را زنده کرد
http://www.rajanews.com/news/326469/%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%8C-%C2%AB%DA%A9%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D9%82-%D9%88-%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86%C2%BB-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%E2%80%8C%D8%B1%D9%87
@msnote
#ساختارهای_اجتماعی_قاتل_امام ؛ ساختارهای اجتماعیِ برانداز نظام/
مبحث چهارم
«قومیت و قبیلهگرایی بر مبنای دنیاپرستی»، بهعنوان «ساختار سیاسیِ» قاتل امام/ «جریان دنیاپرستی در دموکراسی» بهعنوان «ساختار سیاسیِ» برانداز نظام اسلامی
http://www.rajanews.com/news/326523/%C2%AB%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%82%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C%C2%BB%D8%8C-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%C2%AB%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%90%C2%BB-%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%C2%AB%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86
@msnote
#ساختارهای_اجتماعی_قاتل_امام ؛ ساختارهای اجتماعیِ برانداز نظام/ #مبحث_پنجم
ساختارهای سیاسی غاصب خلافت؛ بازگرداندنِ «فرهنگ قومیت» به امت اسلامی تحت پوشش «شورای مسلمین» / ساختارهای سیاسی برانداز نظام؛ «فرهنگ تحزّب» و تحمیل منافع قشر خاص تحت پوشش «ساماندهی مشارکت عمومی»
http://www.rajanews.com/news/326671/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%BA%D8%A7%D8%B5%D8%A8-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%9B-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%D9%90-%C2%AB%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA%C2%BB-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%C2%AB%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C
@msnote
#ساختارهای_اجتماعی_قاتل_امام ؛ ساختارهای اجتماعیِ برانداز نظام/مبحث ششم
تبدیل «شورا مسلمین» به «پادشاهی و سلطنت» از طریق واردکردن روابط سیاسیِ امپراطوری ایران و روم در جامعه اسلامی / چگونگی اسارت رسانههای مُدرن به دست نظام سرمایهداری
http://www.rajanews.com/news/326684/%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%C2%AB%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86%C2%BB-%D8%A8%D9%87-%C2%AB%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%C2%BB-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%90-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88
@msnote
شکایت از شکور
همان اوائل سورهی اسراء است که خدا تصمیم گرفته حسابی بندهاش را نوازش کند و طنین نام «نوح» را در فضای تاریخ بپراکند. همهی انسانها را صدا میزند که: آهای نسل و ذریهی کسانی که با نوح سوار کشتی شدند! نوح بندهی شکرگزاری بود. «ذریه من حملنا مع نوح انه کان عبدا شکورا».
بعد حضرت باقر برایمان توضیح داده که خدا چرا همچین مهربانی ویژهای را برای اولین پیامبر اولواالعزم تدارک دیده: نوح بخاطر این «عبد شکور» نامیده شد که هر صبح و هر شب، سه بار اینطور خدا را شکر میگفته: اللهم إني أشهدك أنه ما أمسى و أصبح بي من نعمة أو عافية في دين أو دنيا فمنك، وحدك لا شريك لك، لك الحمد و لك الشكر بها عليّ حتى ترضى و بعد الرضا.
اگر به من ِ فرومایهی عافیتطلب ِ فراری از مبارزه باشد، اولین تصوری که در ذهنم میآید این است: نوح عبا بر صورت میانداخته و گوشه میگرفته و تند تند این ذکر را تکرار میکرده و شکر خدا را میگفته. اما آدم که نباید به نفهمی خودش اکتفا کند و یادش برود که هر روز، قبل و بعد از این ذکر چه بر سر نوح میآوردهاند.
حتی تصورش را هم نمیشود کرد که نوح چه جرأت و یقینی داشته که وسط صحرا و در مقابل قوم کافرش، داشته کشتی میساخته؛ چه برسد به اینکه بداند هر وقت بزرگان قوم از کنارش رد میشدند، مسخرهاش میکردند «و یصنع الفلک و کلما مر علیه ملا من قومه سخروا منه» و کسی را که بزرگان مسخرهاش کنند، حقیرترین افراد جامعه هم به خودشان جرات میدهند که تحقیرش کنند. بعد نوح ِ خدا را به فحش میکشیدهاند و میگفتند دیوانه است و به شدت زجرش میدادهاند: «و قالوا مجنون و ازدجر»؛ طوری که وقتی نصرت الهی میرسد، خود خدا با همهی عظمتش میگوید نوح را از کرب عظیم نجات دادیم «فنجیناه و اهله من الکرب العظیم».
اما قضیه به همین جا ختم نمیشود؛ مخصوصا وقتی زحمات شیخ صدوق در «کمالالدین» را بخوانیم که حال نوح را از زبان حضرت صادق نقل کرده: «در سیصدمین سال نبوّت نوح، کار به جایی رسید که نوح را کتک میزدند و خون از گوش مبارکش جاری میشد و از شدت ضرب و جرح، تا سه روز بیهوش بود. بعد از سیصد سال تحمل، وقتی خواست دعا کند تا عذاب نازل شود، سه فرشته از آسمان هفتم نازل شدند و گفتند: خواستهای داریم یا نبیالله! این اولین خشم خدا بر اهل زمین است؛ پس دعایت را به تاخیر بینداز. نوح دست از دعا برداشت و و قوم نوح سیصد سال دیگر همان کارها را ادامه دادند...»
نوح کتک میخورده و فحش میشنیده و تحقیر میشده و سیصدسال سیصدسال به کفار مهلت میداده و باز، صبحها سه بار و شبها سه بار میگفته: اللهم إني أشهدك أنه ما أمسى و أصبح بي من نعمة أو عافية في دين أو دنيا فمنك، وحدك لا شريك لك، لك الحمد و لك الشكر بها عليّ حتى ترضى و بعد الرضا.
ـ این شبها فکر میکنم به مصیبتی که اعظم از مصائب تمام انبیاست و به #زینب ؛ وقتی که سر بلند کرد و به کوفیها نگاهی حیدری انداخت و در اول خطبهاش گفت: الحمدلله... و وقتی از سجدهی رکعت دومش برمیخاست و سرش را پایین میانداخت و با صدایی گرفته، ذکر تشهد میگفت: الحمدلله ... و شکایت میکنم از ناتوانی و بیچارگی ِ کلمهای مثل «شکور» که به شکل حقارتآمیزی میخواهد حال زینب را در برابر خدایش، برایمان حکایت کند ...
پینوشت:
امثال من که هیچ؛ گمان میکنم فقهای عظام شیعه ـ که پرچم توحید را از لا به لای انبوهی از خون و زخم به ما رسانده اند ـ نیز، به گرد پای یک «الحمدلله ِ» زینب هم نمیرسند ...
@msnote
زلزله در کاخ امپراتور
عبدالملک مروان داشت از خوشحالی بال در میآورد و با خودش میگفت: عجب خبطی کرده پسر حسین! شکستن ابهتش در میان مردم را آسان کرده؛ وقت عرض اندام من را جلو انداخته با این کارش. یادم باشد برای این جاسوس مان در مدینه، خلعتی گرانبها بفرستم. بعد کاتب دربار را صدا کرد و با صدایی ذوق زده انشاء کرد:
شنیدهام که شوی کنیزکان شده ای! کنیزت را آزاد کردهای و سپس او را به همسری گرفتهای؛ با اینکه کفو تو در قریش فراوان است و با دامادی شان و فرزندآوری از آنها مجدت افزون گردد. پس نه جایگاه خودت را در نظر گرفتهای و نه آبرویی برای فرزندانت گذاشتهای. والسلام
نامه را پرت کرد به سمت پسرش و با غیظ، چشمان قرمز شدهاش را تنگ کرد و گفت: بخوان. سلیمان بن عبدالملک زمزمه کرد: نامه ات در سرزنش من به دستم رسید و گمان کردهای که در زنان قریش کسی هست که من به دامادیاش افتخارش کنم. بدان که کسی در مجد و کرم از رسول خدا بالاتر نیست و او با کنیزش ازدواج نمود. من کنیزم را به اراده الهی آزاد کردم و سپس بر اساس سنت او را به همسری گرفتم. کسی که در دین خدا پاک باشد، هیچ چیز بر او خلل وارد نمیکند خصوصا که خداوند پستی و نقص را با اسلام از بین برد و بر هیچ انسان مسلمانی اعم از آزاد و برده، پستی و سرزنشی نیست و پستی و سرزنش، تنها مربوط به دوران جاهلیت است و ناشی از آن. والسلام؛ علی بن الحسین.
نگاهی بهت زده انداخت به پدر و گفت: عجب فخری کرده بر توای پدر!
عبدالملک آه عمیقی کشید و گفت: این طور نگو! او سخنورترین بنی هاشم است که صخرهها را میشکافد و دریا را با یک مشت در بر میکشد.
امپراطور ورشکسته،خوب که ریش هایش را جوید و چندتا از آنها را که با دندان کند، صدایش را کمی بلندتر کرد و گفت: خبر دهید به من! چه کسی است که وقتی کارهای موجب تحقیر در میان مردم را انجام میدهد، جز شرافت چیزی به او افزوده نمیشود؟ درباریان یکصدا گفتند: کسی را نمیشناسیم که اینگونه باشد جز امیرالمومنین عبدالملک مروان!
گفت: نه به خدا قسم! من چنین کسی نیستم؛ او علی بن الحسین است؛ دقیقا از همان جایی شرافتش افزون میشود که مردم از همان موضع تحقیر میشوند...
پینوشت: به فدای امامی که با کوچکترین افعالش در مدینه، پایههای یک امپراطوری در شام را میلرزاند...
@msnote
هدایت شده از جرایم سایبری
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻این ویدئو رو حتما ببینید و برای بقیه هم ارسال کنید
🔹این یکی از شیوه کلاهبرداری با استفاده از آگهی های سایت های واسطه مثل دیوار و شیپوره.
🔸همینجوری رو هوا برای کسی پول نریزید از این به بعد!
🆔 @cyber_crimes_channel
من آدم پرتوقعی نیستم
من آدم پرتوقعی نیستم؛ اما چون خودشان گفته بودند، منتظر میشدم تا خورشید طلوع کند یا از پشت ابرها در بیاید. بعد به سایهام نگاه میکردم که روی چه چیزهایی افتاده. سایهام اغلب روی آسفالت جادّهی نجف ـ کربلا میافتاد و بعضی وقتها هم روی شانهی خاکی جادّه. آنوقت یک نگاه ملتمسانه به آن آسفالت و خاکها و گِلها و کلوخها میانداختم و گفتم: دعا کنید که به درد صاحب حرم بخورم...
من آدم پرتوقعی نیستم اما خودشان گفته بودند: «زائر کربلا سایهاش روی چیزی نمیافتد مگر آنکه آن چیز برای او دعا میکند.» تمام مسیر، هوای سایهام را داشتم و به خدا میگفتم: چقدر خوبی تو! چقدر با دوستداران حسینت خوب تا میکنی! دم و دستگاهت را عشق است ...
پینوشت:
همراه با تشکری خاضعانه از صاحب «کامل الزیارات» که این حدیث را در باب نود و هشتم کتابش برای ما به یادگار گذاشت و بزرگوارانی مثل احمد بن ادریس و حمیری و محمد بن یحیی و صفوان جمّال که سلسله سند این روایت را نورانی کردهاند و در پایان سند، همگی در برابر واژههای ویژهی حضرت صادق زانو زادهاند.
#اربعین
#حب_الحسین_یجمعنا
#کربلا
@msnote
همین اربعین بود که رفتم نجف. حرم پُر بود از زائرینی که آمده بودند تا پیادهروی را از کنار حرم امیرالمومنین شروع کنند. صحن که هیچ؛ فضاهای اطراف حرم هم طوری شلوغ بود که برای برخورد نکردن با نامحرم باید خیلی دقت میکردی. وسط همین اوضاع چند تا خانم را دیدم که خیلی راحت دارند به طرفم نزدیک میشوند؛ انگار نه انگار که وسط همین ازدحام هستند. طوری سنگین راه میرفتند که پوشیههاشان فقط نمادی از وقارشان بود و نه همهاش. جلوتر که آمدند، اصل قضیه معلوم شد. چند تا مرد دستهایشان را در هم قفل کرده بودند و دور ِ مادر - خواهر – همسرهایشان را دوره کرده بودند که آن وقار و سربهزیری با همچین حریم ِ مردانهای تکمیل شود. کِیف کردم. بی خیال ِ مسیر خودم شدم و برخلاف عادت همیشگیام ـ که به چیزهایی که توجه همه را جلب می کند، نگاه نمیکنم ـ همینطور زل زدم به این ترکیب قشنگ از غیرت و وقار.
ولی این فکر چموش که آدم را راحت نمی گذارد. دوباره تصمیم گرفت عیشم را منغّص کند. کاری کرد که خواستم بروم نزدیکِ یکی از همان مردهای خوش سیما و درِ گوشش بگویم:
ـ «خدا حفظت کنه اخوی! ولی شاید بعضی موقعها لازم نباشه که آدم این قدر مواظب ناموسش باشه. مثل همین الان. الان تو حرم کسی هستی که دخترش رو بدون محارمش به اسیری بردن»
ولی نرفتم طرفش. همان جا وسط همان شلوغی، نشستم و گریه کردم.
#زینب_بنت_الحیدر
#اربعینیات
#حب_الحسین_یجمعنا
#اربعین
@msnote