#نماز
وقتی که دلت پیش کسی است و دوست داری که دل او هم پیش تو باشد، چه کارهایی که نمیکنی! از انتخاب کلمات خاص و ترکیب ویژهای از واژهها تا مانور چشمها و جابجاییهای ابرو و کنترل حرکات دست و تکانهای سر؛
از احتمالهای مختلفی که بخاطر هر جملهی او در ذهن کله شقت مینشیند تا ناچاری برای انتخاب یک یا دو تا از آنها که سررشتهی کار در این میدان جاذبه از دستان لرزانت در نرود؛
از ارزیابی دقیقی که باید بعد ِ هر تکه از بده بستان داشت که باعث شود نقشههای بعدی بهتر از آب دربیاید تا بازسازی خرابکاریهایی که گونه هایت را قرمز و داغ کرده و نوک انگشتانت را سرد تر از یخ!
و من اعتراف میکنم که در تمام این سالها و موقع دیدن تو، هیچ کدام از این پیچیدگیها را رعایت نکردم، با اینکه روزی 5 بار و در هفده تکّه به سراغم آمده بودی…!
- فَأَمَّا حَقُ الصَّلَاةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا وِفَادَةٌ إِلَى اللَّهِ وَ أَنَّكَ قَائِمٌ بِهَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ فَإِذَا عَلِمْتَ ذَلِكَ كُنْتَ خَلِيقاً أَنْ تَقُومَ فِيهَا مَقَامَ الذَّلِيلِ الرَّاغِبِ الرَّاهِبِ الْخَائِفِ الرَّاجِي الْمِسْكِينِ الْمُتَضَرِّعِ الْمُعَظِّمِ مَنْ قَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ بِالسُّكُونِ وَ الْإِطْرَاقِ وَ خُشُوعِ الْأَطْرَافِ وَ لِينِ الْجَنَاحِ وَ حُسْنِ الْمُنَاجَاةِ لَهُ فِي نَفْسِهِ وَ الطَّلَبِ إِلَيْهِ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِكَ الَّتِي أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُكَ وَ اسْتَهْلَكَتْهَا ذُنُوبُكَ
اما حق نماز این است که بدانی نماز، وارد شدن به بارگاه خداوند است و ایستادن در برابر او که اگر این را بدانی، شایسته است که ذلیل باشی و مایل و ترسان و امیدوار و بیچاره و زار. با آرامش و خشوع و افتادگی و نجوای زیبا و درخواست اینکه آزادت کند از گناهانی که فرا گرفته تو را و نابودت کرده!
#رساله #حقوق حضرت #سجاد
@msnote
دیدی اینایی رو که...
+ دیدی اینایی رو که به جز هفده رکعت #نماز واجب، هر روز سیوچهار رکعت نماز #نافله میخونن؟
ـ آره آره...
+ هنوز نمیتونم درکشون کنم. چجوری میشه که میل و کشش دارن به این همه نماز؟
ـ آره؛ خداوکیلی چجوری اینهمه نماز میخونن؟ ما میلمون به نمازای واجب هم نمیکشه و تو رودرواسی با خدا میخونیم.
+ ولی خب میدونی که؟ همیشه استثناءهایی وجود داره.
ـ مثلا؟
+ اونایی که چهار رکعت نافلهی مغرب رو میخونن، میتونم درک کنم. چون میتونن دو رکعت اول رو به عشق * امام #حسن * بخونن و دو رکعت دوم رو به عشق اباعبدالله...
« از امام صادق سوال شد که چرا نماز مغرب در سفر شکسته نمیشود و نافلهی چهاررکعتیش از شخص ساقط نمیشود؟ فرمود: خدای متعال در ابتدا تمامی نمازها را دو رکعتی قرار داده بود... هنگامی که پیامبر در حال خواندن نماز مغرب بود، خبر ولادت فاطمه را به او دادند و نبیّاکرم برای شکر خدای متعال، یک رکعت به نماز مغرب اضافه کرد. زمانی که #حسنبنعلی به دنیا آمد، برای شکر خدا دو رکعت [نافله] به آن اضافه کرد و هنگامی که #حسینبنعلی زاده شد، دو رکعت [نافلهی] دیگر به مغرب اضافه فرمود. پس همهی این رکعات را در حال سفر و حضر باقی گذاشت.» (منقول از من لایحضره الفقیه، تهذیب، علل الشرایع و وسائل الشیعه)
ـ مغربها را مهمان خانوادهی علی هستیم...
@msnote
پانزدهم رمضان, میلاد با سعادت امام مهربانی ها, کریم اهل بیت, حضرت امام حسن علیه السلام مبارک باد
هفدهم ماه مبارک
شاید صدها سال بود که جبههی حق، عزم جنگ نکرده بود. یعنی بعد از داود و سلیمان، مومنین این قدر عِدّه و عُدّه نداشتند که جمع شوند و برای حفظ حیات ایمانی خودشان، به جنگ کفار بروند. به همین خاطر بود که همچین شبی یعنی شب #هفدهم ماه مبارک، ترسها و تردیدها و شکایتها و اعتراضها بالا گرفته بود و همه در برابر اولین شیپور جنگ، کم آورده بودند. گمان کنم خدا در سورهی انفال، برایمان این اوضاع را روایت کرد: *کما اخرجک ربک من بیتک بالحق و إن فریقاً من المومنین لکارهون یجادلونک فی الحق بعد ما تبیّن* و *و لو تواعدتم لاختلفتم فی المیعاد*
همچین شبی بود که وقتی پیامبر در نزدیکی چاههای #بدر ، خواست تا کسی برود و برای سپاه اسلام آب بیاورد، هیچ کس تکانی به خود نداد. خوف و خطر همه را زمینگیر کرده بود که #علی ایستاد و کاری کرد که سه هزار فرشته در معیّت جبرئیل و میکائیل و اسرافیل فرود آمدند و دست و پایش را بوسیدند و حکایت شب هفدهم ماه مبارک، کتابها را پُر از نور علی کرد*.
صبح که شد، علی بود که «بدر» را با «حماسه» پیوند داد و همان روزی رقم خورد که اسلام به قبضهی شمشیر ِ حضرت حیدر وابسته شد. حالا چه کسی میتواند وصف کند که یقین پولادین علی در میانهی همهی التهابها و اضطرابها، چه طور توانست تیزی تیغ کفار را به گردن خودشان برساند و خون کثیفشان را به هوا بپاشد؟!
... اصلا کلمات من را رها کنید. بیایید برویم سراغ زیارت امیرالمومنین در روز ولادت پیامبر؛ همانجا که میگوید:
*السلام علیک یا من عجبت من حملاته فی الوغا ملائکه السماوات*
*سلام بر توای کسی که فرشتگان آسمانها از حملاتش در جنگ، شگفت زده شدند!*
* مفاتیح الجنان:
روايات بسيار وارد شده كه در آن شب بَدْر حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله با اصحاب فرمود كيست امشب براى ما برود از چاه آب بكشد بياورد اصحاب سُكوت كردند و هيچكدام اِقدام بر اين كار نكردند حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مشكى برداشت به طلب آب بيرون رفت و آن شب شبى بود سرد و باد مى آمد و ظلمت داشت پس رسيد به چاه آب و آن چاهى بود بسيار گود و تاريك و آن حضرت دَلْوى نيافت تا از چاه آب كشد لاجَرَم به چاه پايين رفت و مشك را پر كرد و بيرون آمد رو كرد به آمدن كه ناگاه باد سختى برخورد به آن حضرت كه آن جناب از سختى آن نشست تا برطرف شد پس برخاست و حركت فرمود كه ناگاه باد سختى ديگر مانند آن آمد آن حضرت نشست تا او نيز ردّ شد ديگر باره برخواست برود برود مرتبه سيّم نيز همان نحو بادى رسيد و آن حضرت نشست و چون ردّ شد برخاست و خود را به حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله رسانيد حضرت پرسيد كه يا اَبَاالحسن براى چه ديرآمدى عرض كرد كه سه مرتبه بادى به من رسيد كه بسيار سخت بود و مرا لرزه فراگرفت و مَكْثَم به جهت برطرف شدن آن بادها بود فرمود آيا دانستى آنها چه بود يا علىّ عرض كردنه فرمود آن اوّل جبرئيل بود با هزار فرشته كه بر تو سلام كرد و سلام كردند و ديگرى ميكائيل بود با هزار فرشته كه بر تو سلام كرد و سلام كردند و پس از آن اسرافيل بود با هزار ملائكه كه سلام كرد بر تو و سلام كردند و اينها فرود آمدند به جهت مَدَدِ ما
@msnote
سراوان؛ از اذان تا اقامه
مهم نبود که اوضاع شهر، امنیتی شده بود و مهم نبود که تهدید کرده بودند روز عید هم عملیات میکنیم. مهم این بود که روز عیدی، گرفتار یک شهر ِ سوت و کور شده بودم.
«حالا نصب امیرالمومنین را قبول ندارید ولی بالاخره پیامبر اکرم در 18 ذی حجه، جلوی آن همه آدم، کلی کار انجام داده و کلی صحبت کرده که در 17 و 19 ذی حجه، خبری از این رفتارها و گفتارها نبوده. پس چرا بی خیالید؟ چرا به روی خودتان نمیآورید؟ همین سکوتتان، حجت قاطع ما نیست بر حقیقتی که پنهانش کرده اند، بزرگانتان؟»
داشتم به این چیزها فکر میکردم چون غربتِ سراوان ـ که اکثریت جمعیتش را اهل تسنّن تشکیل میدهند ـ حالی برایم نگذاشته بود. پشت سر امام جماعت ِ تنها مسجد شیعیان نشسته بودم و منتظر بودم اذان ظهر بگویند و مفاتیح را ورق میزدم تا برسم به اعمال روز غدیر که چشمم گرد شد. شیخ عباس از امام رضا نقل کرده بود که: *خدا، دو برابر تمام کسانی که در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر از آتش آزاد کرده را، در این روز از آتش آزاد میکند*
عجب! چه شبی برتر از شب قدر و چه ماهی بهتر از رمضان؟! این همه ریاضت شرعی میکشیم و سی روز، روزه و نماز و دعا و قرآن به بدن میزنیم، تا بالاخره در اواخر ماه مبارک، لیاقتی برای بخشیده شدن پیدا کنیم. حالا در یک روز، آن هم در روز شادی، دو برابر همه ماه رمضان از جهنمیها را آزاد میکنی؟!؟
وسط همین بگومگوها بود که دیدم اذان شد ولی فکر، ولم نمیکرد و جولان میداد تا رسید به این آیهی قشنگ که: *یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر* خدا راحتی تان را میخواهد و نه سختی تان را» بعد به خودم گفتم: خب خدا خواسته زود ببخشد و راحت بگذرد. تو چه کار داری؟! ولی باز هم راضی نشدم تا وقتی که روایت حضرت باقر روحی فداه به دادم رسید که: *الیسر: امیرالمومنین علی علیه السلام و العسر: فلانٌ و فلانٌ*
فقط کمی که رویت را به طرف علی کنی، جهنم که فرار میکند هیچ؛ راحتی و آسایش و آرامش و یقین هم به دنبالت میدود. چون خدا راحتی را برایت خواسته؛ چون خدا علی را برایت خواسته ...
همین جا بود که اشکم چکید روی گونههای عرق کرده از هیجان؛ چون امام جماعت رسیده بود به اواسط ِ اقامه و شمرده شمرده و قرّاء و با تأکید میخواند:
اشهد ان علیاً ولی الله ....
@msnote
تخمینی دربارهی یک شان نزول ...
مفسرین گفته اند که شان نزول آیهی اول سورهی پنجاه و چهارم، معجزه پیامبر اکرم در شق القمر است
اما به گمان من
شاید این آیه، یکبار دیگر و در شب دیگری هم نازل شده باشد:
#شب_نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری
اقتربت الساعه و انشق *القمر*
وقتش رسید و *ماه* دو پاره شد ...
پینوشت: فرمود
و خداوند، محمد را به خورشید مثال زد و وصی او را به *ماه*
و این همان قول خداست که: جعل الشمس ضیاء و *القمر* نورا ...
فضرب الله مثل محمد (صلى الله عليه و آله) الشمس، و مثل الوصي *القمر*، و هو قول الله عز و جل: جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً
کافی جلد 8 صفحه 380 حدیث 574
4844/ [2]- محمد بن يعقوب: عن علي بن محمد، عن علي بن العباس، عن علي بن حماد، عن عمرو بن شمر، عن جابر، عن أبي جعفر (عليه السلام)، في قول الله عز و جل: وَ النَّجْمِ إِذا هَوى «3» قال: «اقسم بقبض محمد إذا قبض. ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ «4» بتفضيله أهل بيته وَ ما غَوى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى «5» يقول ما يتكلم بفضل أهل بيته بهواه، و هو قول الله عز و جل: إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى «6».
و قال الله عز و جل لمحمد (صلى الله عليه و آله): قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ «7» قال: لو أني أمرت أن أعلمكم الذي أخفيتم في صدوركم من استعجالكم بموتي لتظلموا أهل بيتي من بعدي، فكان مثلكم كما قال الله عز و جل: كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ «8» يقول:
أضاءت الأرض بنور محمد (صلى الله عليه و آله) كما تضيء الشمس، فضرب الله مثل محمد (صلى الله عليه و آله) الشمس، و مثل الوصي القمر، و هو قول الله عز و جل: جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً، و قوله وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ «9»، و قوله عز و جل: ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ «10»، يعني قبض محمد (صلى الله عليه و آله)، و ظهرت الظلمة فلم يبصروا فضل أهل بيته، و هو قوله عز و جل: وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ «11»»
@msnote
گمانههایی پیرامون #جوشن
اغلب فکر میکنیم که شب #قدر ، فقط یک رابطه خصوصی بین ما و خداست و همهی اعمال توصیه شدهاش رو هم به همین دید نگاه میکنیم اما:
دعای #جوشن_کبیر را جبرئیل برای پیغمبر آورد در یکی از جنگهای آن حضرت؛ در حالیکه بر بدن آن حضرت، جوشن گرانی بود که سنگینی آن، بدن مبارکش را بدرد آورده بود. پس جبرئیل عرض کرد: یا محمد پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید:
بکن این جوشن را و بخوان این دعا را که امان است برای تو و امت تو
(مفاتیح الجنان)
درسته که این دعا در اون دنیا هم کاربرد داره و ما رو نجات میده و درسته که بخشی از اون «نار» که بخاطرش میگیم «خلصنا یارب» ناشی از آتشیه که با هوای نفس خودمون درست کردیم
اما شان نزول دعا نشون میده که کارآمدی مهم این دعا در مقابل «نار» و آتشیه که کفار و نظام کفر برای مومنین و نظام ایمان ایجاد کردن و این دعا قراره وسیلهای بشه برای قدرتمند شدن و امنیت پیدا کردن نظام الهی در مقابل نظام کفر و نفاق. یعنی این «نار» هم صاحب داره، امام داره و روسایی داره که : و جعلناهم ائمه یدعون الی النار... و اتبعناهم فی هذه الدنیا لعنه
بنظرم آتشی که کفار در این دنیا در مقابل خداپرستی به راه انداختن، انقدر حجیم و غلیظ و پیچیده اس که با هزار اسم خدا، صدبار خلاصی خواستن ازش لازم میشه
چون دل خود ما هم غش و ضعف میره برای زندگی پر زرق وبرقی که کفار برای کل جامعه جهانی تدارک دیدن و تا ما از این نحوه زندگی متنفرنشیم و از طرق مبارزه و جنگ، خلاصی از اون رو نخوایم، قلبمون برای زندگی با ولی الله نخواهد تپید و در نتیجه، حالا حالاها خبری از ظهور نخواهد بود....
شاید بخاطر همینه که شب #قدر با شهادت گره خورده: و لیله القدر و حج بیتک الحرام و قتلا فی سبیلک فوفق لنا
@msnote
ظلمت عدد الحجر و المدر
شیخ صدوق – که همیشه آرزو داشتهام از نزدیک ببینمش تا خاک نعلیناش را به چشم بکشم – ذکری برای این ایام نقل کرده که پر است از لااله الا الله؛ یک تکهاش هم همین است:
لا اله الا الله عدد الحجر و المدر..... لا اله الا الله به اندازهی همهی سنگها و کلوخ ها
انگار تک تک اینها - و تک تک چیزهایی که در این ذکر، اسمشان برده شده – به خودی خود نشانهای هستند برای توحید
بعد ذهنم میپرد به آن چیزی که ابن ابی الحدید از استادش نقل کرده:
#علی داشت خطبه میخواند که ناگهان یک عرب بادیه نشین بانگ زد: وا مظلمتاه!
علی او را به نزدیک خود طلبید و چون در کنار او قرار گرفت، فرمود: به تو فقط یک باز ظلم شده
اما به من به اندازه همه سنگها و کلوخها ظلم شده است
و انا قد ظلمت عدد الحجر و المدر
انگار به همان اندازه که حجر و مدر نشانهی توحیدند، مصائب بی سابقهی علی هم بار توحید را در تمامی تاریخ بدوش کشیده و «ارکانا لتوحیده» را با همین محنتها رقم زده...
پینوشت : این فقط بیان کمّیِ مصیبت مولاست، و گرنه کیفیت رنجهای علی که در لفظ و معنا نمیگنجد؛ عزیز!
فليعلم أنه قد نقل علم الهدى (رحمه الله) في الشافي (ص 203 من الطبعة القديمة) و شيخ الطائفة (رحمه الله) في تلخيص الشافي (ص 48 من الجزء الثالث من طبعة النجف) و كذا المجلسي (رحمه الله) في ثامن البحار في باب النوادر (ص 727؛ س 18) لكنه نقلا عن ابن أبى الحديد عن شيخه أبى القاسم البلخي باسنادهم «عن المسيب بن نجبة أنه قال: بينا على (ع) يخطب إذ قام أعرابى فصاح: وا مظلمتاه فاستدناه على (ع) فلما دنا قال: انما لك مظلمة واحدة و أنا قد ظلمت عدد المدر و الوبر».
@msnote
روز #قدس
بغضی کنیم و اشکی بریزیم و حالی ببریم و دلمان سبک شود و بخشیده شویم و خلاص؟! این شاید اوج تحویلگرفتن و عزّتتپانکردن و احترامی باشد که خرجِ دعاها میکنیم، اما بعید است که خدا همچین عبادتهای گلوبلبلی را برایمان پسندیده باشد. همان اوائلِ اعمال ماه رمضان در مفاتیح، دعای حجّ است که هر روز این فرازش حسابی به چشم میآید: «اسألک أن تقتل بی اعدائک و اعداء رسولک... از تو درخواست میکنم که به وسیلهی من دشمنان خودت و دشمنان پیامبرت را به قتل رسانی» و این تازه غیر از دعای هر شبی است که در آن، لیلهالقدر را با حجّ و شهادت گره زدهاند: «و لیلهالقدر و حج بیتک الحرام و قتلاً فی سبیلک فوفّق لنا» و در شب قدر ـ که قلب ماه رمضان است ـ گفتهاند باید با شهداء همراه شویم: «اسألک... أن تجعل... روحی مع الشهداء» تا روحمان در کنار کسانی قرار گیرد که روحشان برای دفاع از اسلام پَر زده. از آن طرف، اختتامیهی «افتتاح» را با «وانصرنا به علی عدوّک و عدوّنا» آذین بستهاند و پایان ماه مبارک و دههی آخرش را به دعای «یا ملیّن الحدید لداود» پیوند زدهاند و ما را یاد آهنی انداختهاند که خدا برای داود نرم کرد تا پیامبرش یک زره بسازد. آن دعای هر روز را هم که کار را تمام کرده و در رمضانِ رحمت و مغفرت، خشم هر روزهی خدا را برای دشمنان رسولش خواسته: «یا رب محمد اغضب الیوم لمحمد و لابرار عترته و اقتل اعدائهم بددا و احصهم عددا و لا تدع علی ظهر الارض منهم احدا...ای پروردگار محمد؛ همین امروز به خاطر او و خاندان پاکش غضب کن و دشمنانشان را در پریشانی و پراکندگی بکش و آنان را یک به یک بشمار و بر روی زمین احدی از آنان را باقی نگذار»...
معلوم نیست کی بتوانیم از عبادتهای گلوبلبلیمان دربیاییم و با دعاها قلب را طوری صیقل دهیم که سرش را از برف دربیاورد و به جنگ بین کفر و ایمان نگاه کند و باورش شود این یک دعوای حقیقی است که بخاطر عمق عناد و غلظتِ غیظ دشمن، به کلّی سرباز و افسر و فرمانده احتیاج دارد و با رمضان طوری هوای نفس را بسوزانیم که دلمان دلدل نکند و به خط بزند و وارد معرکه شود و آبرو یا فکر یا مال یا جان یا هویتش را خرج قدرت اسلام کند. این شب جمعهای، باز خدا روحالله خمینی و شمّ فقاهتِ دشمنشناس و ابرقدرتسوزش را غرق انوارِ ساکن کربلا کند که رمضانمان را با فریاد بر سر کفّار حربی ترکیب کرد و مسلمین را به یاد پیامبری انداخت که فرماندهی بیست و چند جنگ بود و در کتابش، سوالی پرسیده که محک ایمان و دینداری را جلوی چشم و دلمان قرار میدهد:
ـام حسبتم أن تدخلوا الجنه و لمّا یعلم الله الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین...؟!؟
☑️
لینک کانال ما در سروش.
http://sapp.ir/msnote
لینک کانال در ایتا
https://eitaa.com/msnote
لینک کانال در بله
ble.im/join/YTE1NWNhM2
هدایت شده از چی سرا, سرای شادی و خنده
🎀🍥 .¸¸.•°˚˚°❃🍥 .¸¸.•🌟
_,💚.*,🌙,💜
,💛.*,.
صدای پای عید می آید
_,💜.*,.🌙,💙.
,💖.*,🌙,🌟.
عید فطر پاکترین عیدها
_,💙.*,🌙,💛.
,❤️.*,🌙,🌟.
عید سر سپردگی و بندگی
💜.*,🌙💙.
💖.*,🌙,🌟.
عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن
💙.*,🌙,💚.
.❤️.*🌙,🌟.
عید نزدیک شدن دلهایی که به قرب الهی رسیده اند
_,💚.*🌙,.💜
,💛.*🌙,🌟.
عید برآمدن روزی نو و انسانی نو
,💜.*🌙,❤️.
,💖.*🌙,🌟.
طاعات وعباداتتون قبول درگاه حق تعالی
___,💙.*🌙,💖.
____,❤️.*🌙`,💜.
____,💚.*🌙.*🌟
عیدتان پیشاپیش مبارک
🆔 @chisara
هدایت شده از چی سرا, سرای شادی و خنده
عیدتون مبارک
طاعات و عباداتتون مقبول درگاه احدیت
التماس دعا
@chisara
میبیند ... میبیند ...
یا
زندگی به عشق ِ مُردن
ـ فاصلهی بین شما و بین اینکه چیزی را ببینید که چشمتان روشن شود، رسیدن جان به اینجاست
و دستش را روی گلویش گذاشت. و کمی بعد به بالشتی که پشت سرش بود تکیه داد.
«معلّی» در کنارم بود. چشمک زد که: بپرس!
ـ یا بن رسول الله! وقتی جان به اینجا برسد، چه چیزی را میبیند؟
حدوداً ده بار این سوال را تکرار کردم و #جعفر بن محمد در جواب همهی آنها فقط میگفت: «می بیند». بیشتر از این چیزی نمیگفت و دوباره تکیه میداد.
ـ حتما میخواهی بدانی؟
ـ بله یابن رسول الله! دین من همان دین توست. دوباره کی شما را ببینم و بپرسم؟
و بغضم ترکید.
انگار که دلش به حالم سوخته باشد، گفت: بخدا قسم که آن دو را میبیند. هیچ مومنی نمیمیرد مگر اینکه آن دو را، رسول خدا و امیرالمومنین را میبیند.
ـ آیا با او صحبت میکنند؟
ـ بله! هر دو با هم نزد مومن میآیند؛ پیامبر در کنار سر او مینشیند و علی در کنار پای او.
رسول الله آن قدر به مومن نزدیک میشود که انگار خودش را بر روی او انداخته است و میگوید:ای ولی خدا؛ بشارت! من رسول خدا هستم؛ همان کسی برای تو از تمامی دنیا بهتر است!
سپس پیامبر بر میخیزد و امیرالمومنین آن قدر به او نزدیک میشود که انگار خودش را بر روی او انداخته است و میگوید:ای ولی خدا؛ بشارت! من همان علی هستم که دوستش داشتی؛ و به دادت خواهم رسید!
و همهی اینهایی که گفتم، در قرآن است!
ـ فدایت شوم؛ قرآن کجا و این حرفها کجا؟!
ـ سوره یونس؛ همان جا که فرموده: الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» برای کسانی که ایمان آوردند و تقوا داشتند، بشارتی است در همین دنیا ...
@msnote