eitaa logo
امتداد
991 دنبال‌کننده
677 عکس
269 ویدیو
21 فایل
مرکز تجربه نگاری امتداد امتداد، حکایت راه های طی شده ✅ارتباط با ادمین @mtedad_admin 🌐سایت امتداد: http://www.mtedad.org 🌐بله: https://ble.ir/mtedad_org 🌐تلگرام: https://t.me/mtedad_org
مشاهده در ایتا
دانلود
هشتمین رویداد جامع استانی رسام (گیلان) 📚محورهای رویداد: 🖊کارگاه تجربه نگاری 🖊کارگاه مردم نگاری 🖊کلاس استعمارشناسی 🖊میز آینده پژوهی 🖊الگونمایی از فعالین فرهنگی 🖊کلاس شناخت صحنه ⏰ پنجشنبه ۲۴ مهر 📍رشت ⭕اطلاعات بیشتر در پوستر 🆔 @m_rasad 🆔 @shenasschool 🆔 @mtedad_org 🆔 @Bar_Ayand
هدایت شده از  🇮🇷 | جبهه‌نما |
🔰کارگاه نیم روزه تجربه‌‌نگاری 📚به همراه نقد و بررسی کتاب «مأمن» 🔸با حضور سید حسین حسینی 🔸مدیر مرکز تجربه نگاری امتداد 🗓پنجشنبه ۲۳ مهر ماه | ساعت ۹صبح 📲 جهت حضور در این برنامه از طریق پیامرسان ایتا، مشخصات خود را به شماره 09037960200 ارسال نمایید. 💠 | جبهه فرهنگی اجتماعی انقلاب اسلامی استان گیلان 🆔 https://eitaa.com/jebhegilan 📚دفتر مطالعات رسانه‌ای عصر روایت‌ها 📲 https://eitaa.com/asrerevayatha
هدایت شده از  🇮🇷 | جبهه‌نما |
🔻در راستای رویداد ملی «رسام» برگزار شد: 📸 گزارش تصویری | برگزاری کارگاه انتقال تجربه «روایت در شرایط بحران» ▪️در این نشست کتاب «مأمن» _ روایت نقش‌آفرینی مردم گیلان در ایام دفاع مقدس دوازده روزه_ ، به عنوان نخستین اثر مکتوب منتشر شده پیرامون این رخداد در سطح کشور، با حضور راویان آن و جناب آقای سید حسین حسینی، مدیر مرکز تجربه نگاری امتداد کشور مورد نقد و بررسی قرار گرفت. 📚دفتر مطالعات رسانه‌ای عصر روایت‌ها 📲 https://eitaa.com/asrerevayatha
امتداد
به بهانه درگذشت سردار علیرضا افشار گاهی در زندگی، با آدم‌هایی روبه‌رو می‌شی که فقط حضورشون، فقط نگاهشون، فقط چند جمله‌شون، مسیر فکر و دل آدم رو عوض می‌کنه. برای من، یکی از اون آدم‌ها بود. اولین دیدارمون ساده بود. نه تشریفاتی، نه رسمی. فقط یک تماس، یک قرار، و بعدش یک گفت‌و‌گوی صمیمی. بعد از دیدار اول دیگه ایشون سردار افشار نبود بلکه بود. با هم نشستیم، حرف زدیم و من از همون لحظه‌ی اول فهمیدم با کسی روبه‌رو هستم که نه فقط رو دیده، بلکه خودش بخشی از اون بوده. آرامش داشت، خاکی بود، بی‌ادعا. وقتی از روزهای می‌گفت، انگار نه خاطره، که رویا تعریف می‌کرد. از روستاهایی گفت که با دست‌های خودشون ساختند، از جوان‌هایی که با دل‌های پر از ایمان، بی‌هیچ چشم‌داشتی، رفتند تا آباد کنند، تا امید بکارند. اما چیزی که بیشتر از همه در ذهنم موند، نه روایت‌هاش بود، نه مسئولیت‌هاش. اون لحظه‌ای بود که با لبخند گفت: «ما هستیم، باید خاکی بمانیم.» و او تا آخر، ماند. در هر دیدار، چیزی ازش یاد می‌گرفتم. نه با نصیحت، نه با شعار، بلکه با رفتار. وقتی از گفت، از روزهای پرشور دانشجویی، از مسئولیت‌های سنگین در سپاه و دولت، از روز و فرماندهی نیروی مقاومت و... همه رو با همون لحن آرام و بی‌تکلفش تعریف کرد. نه اغراق، نه خودنمایی. فقط . و حالا که رفته، حس می‌کنم بخشی از حافظه‌ی انقلاب، بخشی از صداقت آن نسل، خاموش شده.اما فراموش نشده. سردار افشار برای من فقط یک راوی نبود، فقط یک مسئول نبود. او معلمی بود که با نگاهش درس می‌داد، با سکوتش معنا می‌ساخت. خاطرات زیاد است اما یک خاطره کوتاه و تمام: روزهای آخر مصاحبه پرسیدم حاج آقا دوست داری نام کتابت رو چی بزاریم؟ تنوع کاری شما زیاد بوده. گفت دوست دارم از دل جهاد باشه مثلا و همیشه جهادگر شد نام کتاب خاطراتش روحت شاد حاج آقا... سیدحسین حسینی 🔰 امتداد حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org