هدایت شده از بازار محتوای جبهه 🇮🇷
بستههای محتوایی ویژه وضعیت جاری میهن اسلامی:
🗄 بسته جامع محتوایی علمدار سوم
🌐 jebhemarket.ir/alamdareswwom/
🗄 بسته جامع محتوایی امام شهید
🌐 jebhemarket.ir/emam-e-shahid/
🗄 بسته جامع محتوایی وعده صادق
🌐 jebhemarket.ir/vade-sadegh/
🔘 مجموعهای جامع از تولیدات رسانهای و فرهنگی کشور
🔘 محتوای کاربردی در قالبهای متنوع رسانهای
🔘 در حال بهروزرسانی
#سید_علی_خامنهای #شهید_آیت_الله_خامنهای
#امام_شهید #قائد_امت #رهبر_شهید #رهبر
#علمدار_سوم #آیت_الله_سید_مجتبی_خامنهای #امام_خامنهای
#ایران_سرافراز #جمهوری_اسلامی #ایران_امام_رضا
#اسرائیل_جنایتکار #آمریکای_خونخوار
#وعده_صادق #فاتح_خیبر #جنگ_رمضان
──────────────────────
🔰 بازار محتوای جبهه
جامعترین بانک محتوای کنشگری فرهنگی - اجتماعی
🆔 @Jebhemarket_ir
🌐 jebhemarket.ir
#روایت_پنجاهوچهارم
🔸نوجوان و جوان امروز
که کمتر کتاب می خوانی و بیشتر گوشی را بررسی می کنی ...
شاید سال های سال این خبر را به یاد داشته باشی...
خبر تلخ بارها تجاوز به خاک ایران ...
اما یادت باشد که چند شاه و وطن را پدر !
در شرایط اندک سخت که ناشی از سفاهت و حماقت و عمل خودشان بود ...
ایران را رها کردند و ساک سفر بسته آمده ی ترک آن شدند ...
یا به میل و رغبت
یا به ترس
یا به خودخواهی
پس یاد کن از رهبری شجاع
مدیر و مدبری والا سرشت ،پدری متعهد و دانا
حکیمی خردمند و مآل اندیش ...
بخوان و بگو که
🌷رهبر معظم و شهید انقلاب آیتاللّه خامنهای رحمة اللّه علیه؛
همراه با خانواده در دفتر کارش در تهران
و با همدستی پلیدترین اشقیا ،دولت جانی آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.
نباید اجازه بدهیم رسانهها کاری کنند که جای وطن پرستان واقعی و گماشته های دولتهای غربی عوض شود،
باید با تمام توان این مهم را به گوش برسانیم که رهبر عزیزمان تا اخرین روز زندگی پربرکتشان
برخلاف دروغ ها در محل کارش بود و هیچگاه تن به ذلّت نداد.
هیهات من الذّله
✍ فاطمه جبرئیلی
📍 همدان
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_پنجاهوپنجم
🔸 قدرت یک ملت
حضورعشایر و مردم در بدرقه شهدای گیلانی در پی حمله هوایی رژیم صهیونی آمریکایی تصویری از جامعهای است که در لحظههای سنگین، مسئولیت احترام را خود بر دوش میگیرد.
این حضور،از جنس فهمی عمیق است؛ فهمی که میگوید رنج خانوادههای داغدار، رنج یک ملت است و باید کنار آن ایستاد.
چهرههای آرام، قدمهای استوار و پوشش اصیل عشایری، یادآور تاریخی است که در آن مردم همیشه پیش از هر چیز دیگری ظاهر شدهاند.
این رفتارها نشان میدهد که احترام به فداکاری، برای این جامعه یک عادت نیست؛ بخشی از تربیت و بخشی از حافظهای است که نسلها آن را حفظ کردهاند.
در چنین صحنههایی، مردم با حضورشان ثابت میکنند که ستون هر سرزمینی، انسانهایش هستند؛نیرویی که در میدانهای اجتماعی دیده میشود—از دل همین جمعیت ساده و صبور—یادآور این حقیقت است که هیچ ارزش انسانی بدون مردم دوام نمیآورد و هیچ احترام بزرگی بدون آنان معنا پیدا نمیکند.
✍ هما اکبری
📍 گیلان _ آستانه اشرفیه
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_پنجاهوششم
بعضی کارها خیلی هزینه بر نیست.
تقویم های قدیمی خانه را بردم که پشتش سفید بود. چسباندیم به دیوار مسجد !
گفتم: « کی خطش قشنگه؟» ستایش گفت:« من خطم خوب نیست ولی مامان خطش قشنگه». مامان ستایش امد و کنار میز آقا ایستاد. اشک چشمهایش را پر کرد. با سهگوش روسری نم اشک را از گوشه چشمهایش پاک کرد و گفت:« چشم هام نمیبینه »
همه بغضمان را خوردیم . باید با آقا جانمان حرف بزنیم. حالا که دستش بازتر است... حالا که از ملکوت نگاهش به ایران است...آخ آقاجان با اینکه میدانیم جاویدی و با امام زمان عج برمیگردی چقدر دوریت سخت است آقای شهیدم...
همین که جمله «حرفی با رهبر شهیدم» را به دیوار زدیم؛ خانمها آمدند و شروع کردند به نوشتن. چقدر حرف داریم با شما ... چقدر دلمان برای صدای ملکوتی و چهره نورانیتان تنگ شده ...
✍ مخاطب
📍 رشت
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
هدایت شده از شمسا؛هسته های مبارزه ترکیبی سلامت
. ⃟ٜٖ.🛡 ⃟ٜٖ
#فراخوان_فوری_با_ظرفیت_محدود
شبکه مردمی سلامت ایران برگزار میکند:
⬅️ " آموزش حضوری طب رزم" ➡️
و
⬅️ "مراقبتهای اولیه حین بحران" ➡️
دوره رایگان و به صورت حضوری و آنلاین میباشد.
.
ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
╰➜| @mahad_ir
#شبکه_مردمی_سلامت_ایران
#فراخوان
#فراخوان_تهران
⊰᯽⊱┈────┈⊰᯽
🆔@shamsa_iran
⊰᯽⊱┈────┈⊰᯽
#روایت_پنجاهوهفتم
🔸چک چک عشق
چک چک باران از لبه چتر لیز میخورد روی سنگفرش چهارراه دفاع مقدس. همه چتر به دست با داغی بزرگ کنج دل با مشت گره کرده می خروشیدند "مرگ برآمریکا" .
چترم مهربانانه روی سر خانمی جوان سایه بان شد زیر آسمان بارانی شب. چک چک آب از روسری اش میچکید و عکس آقا که نام شهید کنارش پر سوز نشسته بود در آغوشش .
☔️گفتم:خیس شدید بیاید زیر چتر، دستی به صورتِ عکسِ در آغوشش کشید و گفت آره ممنون میشم تا عکس خیس نشه.
🌱 گویی چک چک باران از لبه روسری روی گونه اش را نمیدید و مدام بین شعار ها نگاهش به عکس بود و نم باران را از چهره آقای شهیدش میگرفت.
زیر چتر، زیر باران، چشمانمان اشکی شد، وقتی از لحظه شهادت آقا گفت و من هم از تحول چند نفر از اطرافیان و شعله کشیدن عشق آقا در زندگیشان بعد از جنگ 12 روزه گفتم.
☘وگفت: دوشب شیراز تا 12 به عشق آقا آمده بودم و امشب سهم من زیر باران جهرم بود تا از عشق آقا و استقامت در راهش ندا بدهم.
✨ تجمع تمام شد برای حرکت خورویی از هم جدا شدیم چند دقیقه بیشتر با هم نبودیم اما عشق آقا دلمان را تا طلیعه ظهور برد و آرزو کردیم دیدار بعدی مان در لشکر امام زمان و همراه نایبش باشد
✍ صدیقه صادقی
📍فارس - جهرم
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_پنجاهوهشتم
خط قرمز ما بود.
سیدعلی حسینی خامنه ای را میگویم✌️
همچنان نیزهست
اما از زمان شهادتش دیگرخط قرمزما میراثِ شهید سیدعلی حسینی خامنه ای است. مامیراث داریم جمهوری اسلامی ایران ارثیه ی پدری ماست چندین شب است که مادرخیابان ها ایستاده ایم تا ازاین ارثیه پدری دفاع ونگهداری کنیم
دشمنِ نادان با خیال خام وعقل ناقص خود فکر میکرد ما با شهادت آقایمان مینشینیم؟
_کاش چشمان کورشان را بازکنند وببینند درهمان شهری که درزمان اغتشاشات عده ای جوان را برای خیال خام خودشان به خیابان جهت دهی میدادند چگونه جوان هایش آمده اند تا از جمهوری اسلامی ایران ازاین میراثِ عزیزِ رهبرِ شهیدِ انقلاب دفاع کنند.
_کاش ببینند چگونه هرشب ازعمق جان فریادمیزنند که هموطن اتحاد اتحاد.
_کاش ببینند چگونه جوان هامیروند وآنهایی که ازپنجره نظاره گر این تجمع وراهپیمایی عظیم هستند رادعوت میکنند تابیایند وازعزای خود حماسه بیافرینند.بله درست است ما عزاداریم اما همین عزاداری ماست که حماسه آفریده است و خواب را ازآن دشمن حرامی گرفته است
میدانید ایراد آنها کجا بود؟آنها ازسیدعلی میترسیدند اما اشتباه میکردند! آنها بایداز شهید سید علی خامنه ای میترسیدند!
شاید ما سیدعلی مان را از دست داده باشیم اما خدای او زنده است مردم!
_این شب ها جوانانی را دارم میبینم که اسپری وشابلون به دست عکس مولا ورهبر خود را بر در و دیوار شهر حک میکنند.
_حتی خانمی را دیدم که به همان جوانان گفت بیایید وبر دیوار خانه ی من هم عکس رهبری رابزنید
این ها راتهدیدمیکنید؟احمق ها این ها عاشق مولای خود بودند عاشق را ازترس چه باک؟
_یاحتی بیایید ازسرما برایتان بگویم ازکودکانی که دراین سرما بامادر وپدرشان میایند وبانفس های گرمشان شعارمیدهند دست هایشان ازسرماکبود و بی حس میوشد اماقلبشان همچنان گرم ازحس وطن پرستی وعشق است.
_دخترانی رامیبینم که بارها آقای ما آنها را دخترش خطاب کرده بود کاش بیایند وببینند چگونه همان دخترانی که با امیدپوچ و واهی خود میخواستند به خیابان هابکشانندشان آمده اند و غرق در عشق وطن شده اند.
آخ!
فراموش کرده بودم نمیتوانند بیایند وببینند چون ما اجازه نمیدهیم پای خود را داخل کشورما بگذارند.
البته که دشمن نگران نباشد ما اخبارو کلیپ های تجمعات وافتخار آفرینی هایمان را برایشان ارسال میکنیم تاببینند وازاخبار ایران مطلع باشند.
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
دریغ است میهن به دشمن دهیم✌️
✍️محدثه گودرزی
📍تهران - اسلامشهر
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_پنجاهونهم
این پرچم بر زمین نمیافتد
یک روز تابوت شهید بر دست، فردا کفن به تن نوبت ما است تا بدانند این پرچم بر زمین نمیافتد مگر اینکه آن را بر پیکرهمان بپیچند همانجا که به قول حاج قاسم که گفت ما ملت شهادتیم.
قصه مردم ایران قصه پر غصهای است که درست از همینجا شروع میشود همینجا که ایستادهایم با تک تک قدم هایمان، با مشتهای گره کرده هم صدا با هم وقتی که فریاد زدیم مرگ بر آمریکا.
جنگ با صهیونیسم
این قصه غصهدار نباید فقط بر کف خیابانها باقی بماند بلکه باید پا به پای به کلمات در صفحات تاریخ نقش ببندد تا آیندگان بخوانند و بدانند که در روزگار جنگ چه گذشت، روزگار جنگ با صهیونیسم.
این مرد و زن و کودک و پیر و جوان که میبینی هر کدام سجیل، عماد و خرمشهر و فتاح هستند که با ایستادنها در قلب تلاویو فرود میآیند تا خواب تسخیر این آب و خاک از چشم دشمنان بپرد.
ما ملت شهادتیم
امروز این جمعیت عزادار را ببین که چطور عزای پسر حسین را در صندوقچه دل پنهان کردهاند و با ارادهای مصمم به مثابه سرباز وطن در برابر ناکسان ایستادهاند تا حتی برای لحظهای دشمن احساس پیروزی نکند.
من هم فدایی رهبرم هستم
مادر است و شاید الان حدود شش دهه از زندگیاش را پشت سر گذاشته است، عکس رهبرش را در دست گرفته پرچم به تن به خیابان آمده تا بگوید روی من هم حساب کنید، من هم فدایی رهبرم هستم و راهش را تا آخرین لحظه ادامه خواهم داد.
یاران کوچک خامنهای
روزی که امام خمینی(ره) گفت یاران من در گهوارهها هستند کسی باورش نمیشد که امروز همان یاران کوچک بر دستان این ملت رهسپار دیار عشاق میشوند و امروز به تکرار تاریخ یاران کوچک خامنهای بر دوش مادران لبیک میگویند.
جوان دیروز است و پیر امروز اما سربند به سرش بسته است و چشمانش دروازه دلی است که پر آشوب است اما پرچم به دست رجز میخواند رجزی برای دشمنان علی و آل علی تا آخرین نفسی که در سینه دارد.
خامنهای رفت اما خدای خامنهای نمیمیرد، همانجا که رهبر شهیدمان در فراق از یار گفت گرچه دوریم ولی به یاد تو سخن میگوییم، امروز سیاهپوش قائد جهان اما دمادم یکصدا و یک نفس پشت به پشت هم ایستادهایم و یک نوا سر میدهیم، نبرد آخر در راه است...
✍ کوثر اشرافی
📍گیلان - رشت
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_شصتم
جای سوزن انداختن نبود. مردم در هم میلولیدند. خودم را چپ و راست میکشاندم که از گزند تنه ها در امان باشم. غیر از تجمع اصلی، هر چند متری از پیادهروی میدان اصلی شهر خبری بود و عدهای مشغول رجزخوانی پسرکی یا استماع روایت دختری یا به تماشای بازسازی صحنه مدرسه دخترانه میناب و ایضا جلوی موکب جای ایستاده بودند. چای شیرین توی فنجان شیشهای های چند دست، در این هوای بس ناجوانمردانه سرد میچسبید.
دست هایم که با چای گرم شد، دلم را به دل جمعیت میدان دادم. اینجا حس غم بود، ولی حس استیصال نه. شعارها تجلی عزایی مقتدرانه بود. عزادارانی که انتظارشان برای انتقام لبریز شده بود. جمعیت مشتها را به قصد انتقام پرتاب میکرد. همزمان با موشک ها. راستی! موشک ها.... که وقتی مجری برنامه، خبر شروع موجی جدید را میداد، تکبیر ها خودجوش بلند میشدند و موشک ها را همراهی میکردند. هر خبری میتوانست دکمه لانچ تکبیر ها باشد.
مخصوصا خبری که دیشب روی ویدیووال افتاد:
با تصمیم شورای شهر، نام میدان تغییر کرد:
میدان شهید آیت الله خامنهای
✍️ محمد صادق آهنین
📍خراسان جنوبی – بیرجند
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org
#روایت_شصتویکم
میان آن جمعیت مضطرب و عصبانی
یک نفر برای آرامش مردم، ای ایران نواخت.
تصادفا اورا دیدم. لبخند میزد و آرام قدم برمیداشت.
نه فرار؛ نه ترس.
نیروهای امنیتی اجازه بیشتر نزدیک شدن ندادند، وگرنه میخواست برود و روی خرابهها بنشیند ای ایران بنوازد.
ما این را چندی پیش آموختیم. آن وقت که پدرمان با صلابت حیدری آمد روی صندلی حسینیه نشست و گفت ای ایران بخوان.
ای ایران خواندن میراث ماست.
حتی اگر شهرمان را با خاک یکسان کنند
یا علی میگوییم و در خرابه ها آواز ایرانِ جان
سر میدهیم.
و حالا ساز ای ایران ما از ساز جنگ بلندتر خواهد بود.
✍️ فاطمه عزیزی
📍 لرستان
#روایت
#قائد_امت
#شهید_سید_علی_خامنه_ای
🔰 امتداد، حکایت راههای طی شده...
🆔 @mtedad_org