eitaa logo
امتداد
991 دنبال‌کننده
677 عکس
269 ویدیو
21 فایل
مرکز تجربه نگاری امتداد امتداد، حکایت راه های طی شده ✅ارتباط با ادمین @mtedad_admin 🌐سایت امتداد: http://www.mtedad.org 🌐بله: https://ble.ir/mtedad_org 🌐تلگرام: https://t.me/mtedad_org
مشاهده در ایتا
دانلود
همه ما خانواده شهید هستیم... آخرای تجمع بود یه گوشه از پیاده رو وایساده بودم .دعای عهد طبق سین برنامه از بلندگوها پخش می شد. منم زیر لب زمزمه می کردم . یهو یاد بغض رهبر شهیدمون افتادم ؛ همون بغض معروف؛ لحظه تحویل سال وقتی به صاحب زمانمون(عج) سلام می دادند. اشکم جاری شد . این خاصیت دلتنگیست ،خبر نمی کند ،تا به خودت میایی میبینی اشکت راهشو پیدا کرده. بعد از تموم شدن دعا با خانمی که کنار ایستاده بود چشم تو چشم شدم. با دلسوزی خاصی پرسید شما خانواده شهدا هستید؟ اومدم بگم نه ، ولی انگار اختیار زبونم با خودم نبود. گفتم : هستم آقامون و از دست دادم ؛ رهبرم و ولی امر و . سرشو تکون داد گفت درسته الان همه ی ما خانواده شهیدیم.... ✍پروین کاظمی پورخسروی 📍همدان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
از کجا شروع کنم ؟! از خون باکری ؟از خون حاجی زاده ؟از خون سلامی ؟از خون باقری ؟از خون سید علی؟! یا از خون  کودکان مینابی‌؟  از خون کودک ۳روزه  یا کودک ۱۴ ماهه؟! از هرکه بگویم از هرکجا که شروع کنم کم است خیلی کم ، ایران ما سرزمین دلیر مردان و شیر زنان است ایران ما سرزمین اسدالله الایمان ؛امام رئوفمان شهید شد ، روز نهم اسفند ماه هزاروچهارصدوچهار ؛ در دفتر کارش به شهادت رسید آنقدر گفته بودند که‌در زیرزمین است در پناهگاه مخفی شده که خودی هاهم باورشان شده بود ...                     علی در سجده نماز شهید شد ...           یهودیان گفتند مگر علی نماز میخواند؛ اقابه ارزویش رسید ..❤️‍🩹 همانگونه که خدای سید الشهدا پس از عاشورا زنده است ؛خدای سید علی هم زندست .... ای یهودیان ای گرگ های عالمین خوب بدانید : در این ایل غریب                   گر پدر رفت تفنگ پدری هست هنوز امام ما که همه جان ز فدایش میکردیم ولی او با نوه اش که تازه با جهان آشنا شده بود جان فدای ملت ایران و غیور اسلامی شد .. مولای ما دلمان برای تک تک جملات زیبایت که دشمنان اسلام را نا امید می‌کند تنگ است دلمان تنگ است  که سال را با شما و دعای خیرتان شروع کنیم ..... ولی اینک ما با پسر شما که همانند شما در دل دشمنان آشوب می اندازد شروع میکنیم ..... همه کار هایی که شما برای موفقیت و والا بودن کشور انجام می‌دادید را پسرتان به دوش می‌کشد ایران _دعای شما برای ما اکنون در چهلمین روز سوگ و فقدان امام امت رهبر کبیر انقلاب اسلامی هستیم ؛ چهل روز بی شما چهل روز غم چهل روز غصه رفتنتان بادل های ما چه کرد .... ترک ،لر،بلوچ ،کرد همه باهم در انتقام گیری خون رهبر کبیرمان یکی شده ایم متحدتر از قبل ... یهودیان فتح خیبر نزدیک است # چهل روز است در قابی ؛ ولی همراه مهتاب جانسوزاست داغ دل و من مردانه می گریم .. به یاد آن مردی که دنیا را لرزاند به یاد آن سلحشوری که ابر مردی را نشان داده چهل روز است می گریم ولی اشکم نمی آید بماند بعد پیروزی .. کمانی شد قدم اما کسی آن را نمی داند جانسوز است داغ آن ابر مردی که دنیا را تکان داده ✍فاطمه حسینی 📍تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
خواب قمارباز تعبیر نشد او می کُشد اما نوری خاموش نمی شود. او به خیال خام خود براندازان را به خیابانها می کشاند، اما این بار در خیابانها جایی برای جولان آنان نیست. تا چشم کار میکند جان برکفان و فرزندان علی قدعلم کرده اند. پرچم ها در جای جای این شهر برافراشته شده اند.. در زمین دریای جوشان و خروشان حیدری جاری شده است... در آسمان اما، این پدافندها هستند که دست به شاهکار زده اند. خبر از پس خبر می آید، هرمس ها یک به یک سقوط می کنند و بر زمین میفتند. کمی آن سوتر در خلیج فارس کشتی هاشان به گِل نشسته است. در سرزمین های اشغالی شان و در خانه های پوشالی شان سنگ روی سنگ بند نمی شود. آری! آنها خواب می بینند و فرزندان حیدر برایشان کابوس تعبیر می کنند. کابوسی که خواب را از چشمان آن ابلهانِ تاریخ خواهد زُدود و دیگر رنگ آرامش را به خود نخواهند دید. «ان شاءالله» ✍تکتم عبداللهی 📍خراسان جنوبی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
InShot_20260312_133337623.mp3
زمان: حجم: 2.9M
🎙 مهسا ورمزانی 📍کردستان ✍ مهسا ورمزانی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
« کجایید ای شهیدان خدایی» وطن در التهاب است از جدایی چو مشق عشق را از بر نوشتید به لوح جان انا الحق را سرشتید شما ای عاشقان عشق وایثار هزاران خفته را کردید بیدار شفاعت می کنی مارا قیامت چو باشد برترین مرگت شهادت شهادت نیست پایان زندگی را کند جاوید عشق بندگی را شهیدان را تواضع برتری داد زاحسان، نامشان را سروری داد خداوندا عنایت کن شهادت به جمع ما بده هر دم سعادت ✍ پروین امیدواری 📍یزد 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
امتداد
#اطلاعیه_چهارم #پویش_قائد_امت به اطلاع دوستداران فرهنگ ایثار و شهادت می‌رساند، پویش ادبی و هنری قائ
شصت روز، با شما و کنار شما گذشت؛ شصت روز همراهیِ دل‌هایی که هر کدام، جهانی از احساس و اندیشه را بر صفحه کلمات نشاندند. امروز، این همراهیِ شیرین به ایستگاه پایانی خود در بخش دریافت آثار رسیده است؛ از امروز راه‌های ارسال دلنوشته‌ها، پادکست‌ها و سروده‌ها بسته خواهد شد، اما روایت‌های شما اهالی قلم و هنر همچنان در بستر انتشار و بازنشر، تا آخرین اثر ارسالی، در حال تداوم است و ما در کنار شما، شنونده و خواننده این نغمه‌های دلخواه خواهیم ماند. در این پویش، خدای مهربان را سپاسگزاریم که این توفیق را به ما عطا کرد تا میزبان حضور گرم شما باشیم. از 20 استان، تعداد 275 دلنوشته، 33 پادکست و 44 سروده به دست ما رسید؛ همچنین آثاری هم از کشور هندوستان برای پویش ارسال شد. این پویش، تنها یک فراخوان ساده نبود؛ مجالی بود برای آن‌که هر دل، حرف ناگفته‌اش را بزند، هر ذهن، دغدغه و رؤیایش را روایت کند، و هر زبان، در قالب شعر و نثر، از آن‌چه بر او گذشته است، حکایتی ماندگار بسازد. ما با افتخار، شاهد جوشش خلاقیت، نجواهای عاشقانه، زمزمه‌های پرامید و گاه دردهای عمیق اما صبورانه شما بودیم و به این هم‌نفسی فرهنگی، می‌بالیم. از همه مخاطبان، همراهان، و شرکت‌کنندگان عزیز که با اعتماد و مهر خود، چراغ این مسیر را روشن کردند، صمیمانه سپاسگزاریم. بدون حضور شما، این پویش تنها یک عنوان و یک خبر بود؛ این شمایید که به آن روح، معنا و جان بخشیدید. از این پس، وارد مرحله‌ای تازه می‌شویم؛ به زودی روند داوری با دقت، حوصله و احترام به رنجِ قلم و رَنگِ صداهای شما آغاز خواهد شد. هیئتی از داوران آگاه و مجرب، آثار را در بخش‌های مختلف بررسی خواهند کرد و پس از این مسیر دقیق و منصفانه، برگزیدگان هر بخش معرفی خواهند شد. اطمینان داریم که انتخاب برترین‌ها در میان این حجم از زیبایی، معنابخشی و خلاقیت، کاری دشوار اما شیرین خواهد بود. با احترام دبیرخانه پویش قائد امت مرکز تجربه‌نگاری امتداد 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
بر شانه‌های مهربان پدر، جهان برایش وسیع‌تر از همیشه بود. گردن استوار پدر بلندترین قله‌ای بود که بر آن تکیه می‌زد؛ تخت کوچکی برای شاهزاده‌ای کوچک که سرش را بالا گرفته بود و در میان آن جمعیت عظیم، که همه برای دفاع از وطن قد علم کرده بودند، هیچ‌کس به اندازه‌ی او دیدِ روشنی به جایگاهی نداشت که مجری و سخنران بر آن ایستاده بودند؛ گویی بر فراز همه‌ی سرها، او بود که آینده را تماشا می‌کرد. مادر، او را مجهز برای میدان آماده کرده بود؛ پوشکش تازه، لباس‌هایش گرم، شیشه شیرش پر. کودک، آسوده از همه نیازهای کوچک خود، پرچم سرزمینش را با شوق در پسِ سرِ پدر می‌چرخاند و پدر، در حالی‌که پاهای فرزندش را محکم گرفته بود، در دل خدا را شکر می‌کرد که نسلش را در مسیر حق روانه کرده است. دستان پدر بندِ نگه‌داشتن فرزند بود، اما چشمان و گلویش آزاد برای فریاد غرور. سرش زیر پرچمی بود که پسرش افراشته بود؛ پرچمی که زیر سقف آسمان، در دستان کوچکی می‌چرخید. چه نعمتی بالاتر از نسلی استوار و ثابت‌قدم؟ پدر با صدایی رسا شعار می‌داد و فرزند، همان‌طور که شیر می‌خورد، لحظه‌ای از تکان دادن پرچم بازنمی‌ایستاد؛ آمیزه‌ای از معصومیت و حماسه، عشق و وفاداری به وطن، در همین نقطه جان گرفته بود؛ تصویری زنده از آینده‌ای که در آغوش امروز شکل می‌گرفت. این‌بار فقط مادر نبود که از تماشای این صحنه لذت می‌برد؛ همه‌ی شاهدان، موجی از امید و غرور را در جان خود احساس می‌کردند؛ گویی خداوند با خلق این تصویر زیبا، روح حماسه را در دل جمع می‌دمید و نوید آینده‌ای روشن را می‌داد؛ آینده‌ای که در آن، این نسل نیز همچون پدرانشان در مسیر ولایت، آزادگی و شرافت می‌مانند و اجازه نمی‌دهند حتی لحظه‌ای این پرچم بر خاک بیفتد ✍ ام سلمه فرد 📍 گیلان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
ای کاتب تقدیر جهان،وطنم ایران! ای صاحب گنج نهان،وطنم ایران ای مهد کورش کبیر،وطن ای وطن بگسل قلب فتنه را،وطن ای وطن ای خسته ز تیر بلا،وطن ای ایران وی جسته ز خصم اشقیا،وطن ای ایران تنت زخمی و مجروح جفا،ایران ای ایران روح تو سر فراز عرصه ها،ایران ای ایران تیر آرش را روانه رو،ایران ای ایران چشم فتنه را نشانه رو ،ایران ای ایران نیک زدی تیشه به ریشه ،ایران ای ایران بسوزان ریشه ی قتاله را،ایران ای ایران 📍کردستان-قروه ✍ محسن سامی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
مینویسم امانمیدانم نوشته هایم چقدرخواندنی باشدمینویسم ازمردی که فرزندفاطمه بودسیدی که همانندجدش زخم زبان بسیارخورد،تهمت بسیارشنیداماهیچ گاه ازهدف والایی که داشت دست نکشید درطی۳۷سال رهبری کشوری عظیم زندگی ساده ودرویشیش به جای اشرافیت بعدازشهادتش نمایان شدوباعث حیرت همگان شد مینویسم ازسیدعلی خامنه‌ای،مردی که درحافظه تاریخ بشریت ثبت خواهدشد: رهبرمسلمانان،رهبرایرانیان مردی که حسین زمانه بودوبخاطربیعت نکردن بایزیدیان توسط پلیدترین وفاسدترین رژیم آمریکاواسرائیل پس ازسالهاخدمت خالصانه درراه اسلام درپشت میزخدمت به آرزوی خودرسیدوبه درجه رفیع شهادت نائل شد درپشت میزشهیدشدتاهمه روایتهای دروغ فروپاشدتامردم بدانندرهبرمانه زیرزمینی برای پناه گرفتن میخواست نه کشوری برای فرارومهاجرت اوماندخودوعزیزانش رافدای اسلام کردوامان ازصورتی پوشهای وطنم دخترک کاپشن صورتی،بلوزصورتیو دختران دبستان شجره طیبه باکوله پشتیهای صورتیشان مینویسم ازمردمی که داغدارپدرامت شان بودنداماهیچ گاه میدان راخالی نکرده اندبامشت های گره کرده فریاد انتقام جویی سرمی‌دادند وآنگاه که صدای یاابتای دختران سرزمین بلندشدتاریخ دست به قلم شدپسران ایران بدون رهبر،بدون رئیس ستادنیروهای مسلح ،بدون فرمانده کل سپاه وبدون وزیردفاع با خشم وعصیان به قصدخونخواهی پدرشان سیدعلی،اسرائیل رابه آتش کشاندندپایگاه های نظامی آمریکا یکی پس از دیگری درآتش خشم میسوزدولرزبراندام دشمنان میندازد تاریخ مینویسددرایران زمین گرپدری نیست تفنگ پدری هست وجهانیان این رابدانند پرچم علمدارهیچ گاه برزمین نمی افتدتا آنگاه که درسپیده دم ظهوربه دست صاحب اصلیش برسد ✍ ریحانه سعیدی 📍 چهار محال و بختیاری _ فلارد 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
دید هرکس خاتمِ دستِ تو را، برگرفت و زیورِ دستش نمود، بعد ها فهمید آن خاتم طلب، زینتِ انگشتران، دستِ تو بود... 📍چهارمحال و بختیاری- شهرکرد ✍ صالحه ارشادی فارسانی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
شب گذشت، اما پژواکِ آن در جان‌ها نشست. شب گذشته میدان ابرکوه شاهد حضور بی‌نظیر مردم بود.همه آمده بودند ، مرشد ضرب می‌زد و نوای انقلابی در فضا می‌پیچید؛ گویی روزهای پرفراز و نشیبِ انقلاب پنجاه و هفت، بار دیگر برایمان جان گرفت. صدای مردم ابرکوه، همواره در صحنه، چون آوای رعد در دل کوهستان، هراس‌افزا و پرطمطراق بود. با صلابتی وصف‌ناشدنی شعار می‌دادیم و شهر را به حیرت وا می‌داشتیم. شور و شوقِ حضور مردم،وصف ناشدنی بود. ساعت‌ها در میدان ایستادیم و سپس، با قدم‌هایی استوار و شعارهایی کوبنده، راهی خیابان شهید رجایی شدیم. در مسیر، جلو شیرینی‌فروشی و مسجد امام حسن (ع)، صف‌هایی از عاشقانِ انقلاب شکل گرفته بود. با شکلات، خرما و چای، از رهگذران پذیرایی می‌کردند؛ چه هم‌دلی زیبا و ماندگاری! ای کاش، تاریخ‌نگاران و نویسندگان شهر، عظمت حضور را به رشته تحریر درآورند. همت و اراده‌ی مردم را ثبت کنند و این لحظات شگفت‌انگیز را برای آیندگان به یادگار بگذارند. حرکات منظمِ پرچم در دستِ کوچک و بزرگ، جلوه حضور را به غایت پررنگ‌تر می‌ساخت. دنیا بداند رهبر ما، سید مجتبی خامنه‌ای است و پرچم ما، پرچمِ سه رنگ جمهوری اسلامی. ما، مردمِ ابرکوه، تا آخرین نفس، حافظ میهن و پرچم کشورمان خواهیم بود. ای آمریکای جهانخوار! ای صهیونیسم نابکار! نفرین بر شما باد ✍ پروین امیدواری 📍 یزد 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org